به طور سنتی عملکرد دوره‌ای شرکت‌ها اغلب با استفاده از سود حسابداری تاریخی در غالب سود خالص، سود هر سهم یا سایر مبانی مانند بازده سرمایه‌گذاری یا نرخ بازده حقوق صاحبان سهام اندازه گیری می‌گردد. در حالی که سال‌های درازی است سود حسابداری معیار پیش بینی کننده مناسبی در شناسایی ارزش ایجاد شده سهامداران و ارزیابی عملکرد آنان نیست. معیار مناسب برای ارزیابی عملکرد می‌بایست به یک جهت مرتبط با بازده سهامداران بوده و به جهت دیگر، می‌بایست توانمند جهت معرفی ثروت ایجاد شده‌ی آنان باشد. دستیابی به چنین معیاری همراه با رشد مفهوم مدیریت مبتنی بر ارزش مطرح گردیده است که در میان مجموعه سیستم‌های مدیریت بر مبنای ارزش، ارزش افزوده سهامداران، ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده بازار و ارزش افزوده نقدی نام برده می‌شوند. آیا زمانی که مدیران سعی در افزایش ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده بازار و ارزش افزوده نقدی دارند، واقعا برای سهامدارانشان ایجاد ارزش می‌نمایند. یک شرکت برای سهامدارانش ایجاد ارزش می‌نماید، زمانی که بازده سهامدار از هزینه سرمایه یا نرخ مورد انتظار سرمایه فراتر رود. زمانی که در عملکرد این حالت رخ ندهد، شرکت تخریب ارزش نموده است (رهنمای رودپشتی و همکاران، 1386).

سهامداران عمدتا در آینده‌ی شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی سرمایه‌گذاری می‌کنند و از این رو عواملی که بیانگر سودآوری مستمر و رشد پایدار شرکت باشد، می‌تواند معیار مناسب ارزش برای آنان باشد. از نظر سهامداران، ارزش آفرینی به مفهوم ساده یعنی ایجاد منافع حاصل از سرمایه‌گذاری بیش از هزینه سرمایه به کار گرفته شده است. امروزه با استفاده از تکنیکی به نام تحلیل ارزش برای سهامداران آثار اقتصادی استراتژی‌های مختلف بر آینده سازمان سنجیده می‌شود و استراتژی مطلوب انتخاب می‌گردد. تحلیل ارزش برای سهامداران رویکردی است که با استفاده از تنزیل گردش وجوه آتی حاصل از برنامه فعالیت‌ها، تصویر روشنی از درآمدزایی کوتاه و بلندمدت شرکت به سهامداران را می‌تواند ارایه کند. روش تحلیل ارزش سهامدار به امکانات بالقوه استراتژیک شرکت و گردش نقدینگی در آینده تاکید دارد. فرض پایه‌ای این رویکرد، این است که نقش اصلی مدیریت شرکت‌ها عبارت است از ارزش آفرینی برای سهامداران با استفاده از تحلیل ارزش برای سهامداران به طوری که عوامل و محر که‌های ارزش در سازمان شناسایی شده و زمینه اداره سازمان با الگوی مدیریت مبتنی بر ارزش فراهم می‌گردد. در این تحلیل سوالاتی مطرح می‌گردد.از قبیل اینکه آیا از پرتفوی سرمایه مناسبی استفاده می‌کنیم ارزش اقتصادی هر بخش از سازمان چقدراست وهر بخش ازسازمان چه نقشی در شکل دهی ارزش کل بنگاه داردفاصله بین ارزش اقتصادی کل بنگاه و سرمایه‌گذاری خالص درپرتفوی چه میزان است محر که‌های ارزش درکل سازمان کدامند (Lal Bhasin, 2013).

مطلب مشابه :  نظریه مدرن پرتفولیودربورس

مزایای استفاده از سیستم مدیریت تحلیل ارزش سهامداران بطور کلی به شرح زیر است

  1. شناسایی منشا ارزش زایی و یا هدر دادن ارزشها درسازمان
  2. مکان پذیری انتخاب اگاهانه اهداف استراتژیک سازمان
  3. کنترل و ارزیابی عملکردسازمان درمقایسه با اهداف ایجاد ارزش برای سهامداران
  4. فراهم شدن زمینه بکار گیری مدیریت مبتنی بر ارزش (رهنمای رودپشتی و محمودی، 1388)