های شروتی یا ادبیات الهام شده هستند. اینها سخن و گفتار دانشمندانی است که در حال کمال جذبه آنها را بیان داشته اند و این عبارات بیشتر وسیله مکاشفات روحانی است تا یک سلسله افکار منظم و منظور از آنها بیشتر جنبه عملی است تا نظری و دانشی که میآموزد برای نیل به آزادی روح است. اوپهنیشادها مراسم و تشریفات مذهبی ودهیی و حتی نظام طبقاتی را دون معرفت نفس(خود شناسی) قرار میدهد که بسیار اعلی است. مخصوصاً به فرق بین جهل و کوته بینی و خودخواهی که منجر به لذایذ زودگذر میگردد و راه دانش که غایت آن حیات ابدی است توجه خاصی دارد. همان گونه که اشاره شد در مکتب اوپهنیشادها نظام طبقاتی مورد نظر نیست. مثلا در چهاگلی اوپهنیشاد ضمن بیان این مطلب که جسم بدون روح هیچ کاره و باطل است، نظام طبقاتی را رد کرده است.
در این اوپهنیشاد آمده که در کنار رودخانه ای برهمنان هنگام قربانی کنیز زادهای را دیدند که در نزدیکی آنان نشسته بود. بین خود گفتند به حکم بید هنگام قربانی او را باید از اینجا دور کرد. آن کنیز زاده از برهمنان پرسید: شما که قربانی میکنید و بید میخوانید، درشما کدام چیز است که در من نیست؟ آنان پاسخ دادند ما از این جهت بزرگیم که برهمنان اصیل هستیم. او گفت در شما کدام چیز است که برهمن هستید و در من کدام چیز است که برهمن نیستم؟ برهمنان گفتند هر که در خانه برهمن تولد یافت و عمل برهمنان کرد و اعمالی را که در بید مقرر است بجا آورد برهمن است. آن کنیز زاده اشاره به مردهای که کنار رودخانه افتاده بود کرد و گفت: این مرده افتاده هم برهمن است زیرا همه اعمال بیدها را بجا آورده است. این مرده را برهمن میگویید؟ اگر بدن را برهمن میگویید، پس این را هم برهمن بدانید که عملها از بدن این فرو نرفته است. برهمنان گفتند: نمی دانیم که چه چیز از این رفته است که به سبب رفتن آن اکنون این را برهمن نمیگوییم. در این اوپهنیشاد چنین نتیجه گرفته شده که کمینه بدن و اصیل جان است. هیچ بدنی را اصیل نتوان گفت و هیچ جانی را کمینه نتوان خواند. اوپهنیشاد نه تنها به رنگ و صنف و طبقه اهمیتی نمیدهد بلکه حتی به نسب هم از نظر چگونگی تشکیل خانواده توجهی ندارد. بنابراین این نکته دریافت می شود که در مکتب اوپهنیشدها، بین برهمن و غیر برهمن چندان فرقی نیست.(داراشکوه :1381: 105)
در اوپهنیشادها ضمن بیان چهارطبقه هندویی به این نکته اشاره میشود که مبنای تقسیم جامعه هندو به طبقات بسیار قدیم و پیچیده است. نظرات در این زمینه به چند دسته تقسیم میشود. دسته اول شامل کسانی است که برقراری این طبقه بندی را اساسی و اجتماعی دانسته و بعضی دیگر نسبی و اقتصادی تصور کرده و جمعی هم گفتهاند که در زمانهای مختلف تمام این عوامل در ایجاد و تثبیت آن موثر بوده اند. همچنین طبق اوپهنیشادها تاریخ برقراری نظام طبقاتی در هندوستان نامعلوم است. عدهای آن را مربوط به هنگامی میدانند که هنوز اقوام هندو ایرانی از هم جدا نشده بودند. بنابراین منشأ چهار«پیشتر» در میان ایرانیان قدیم و چهار برن(ورن=رنگ) در آیین هندو یکی است و همچنان که در ایران باستان طبقات چهارگانه وجود داشته در هندوستان نیز چهار طبقه مشخص و معین بوده است. دسته دوم شامل گروهی میشود که قبلاً به آن اشاره شد و در اینجا به منظور یادآوری ذکر میشود. گروهی که تاریخ نظام طبقاتی را در هندوستان مربوط به زمانی پیش از ورود آریاییها تصور کرده و گفتهاند درمیان مردم دراویدی طبقه روحانی مشخص بوده و به علاوه آنها خود را از مردم بومی جدا نگاه میداشتند. در شاهنامه در ذکر پادشاهی جمشید آمده است که جمشید نخستین پادشاهی است که مردم را به طبقات چهارگانه تقسیم کرد تا افراد هر یک از طبقات حدود و وظایف و پیشه و کار خود را بدانند و بشناسند. برخلاف دسته اول و دوم، دسته سومی از دانشمندان برآنند که تا اواخر دوره ودهیی مردم آریایی هند بین خود هیچ گونه تقسیم طبقاتی نداشتهاند. شواهدی وجود دارد که در آن زمان براهمن به شاعری اطلاق میشد که قطع نظر از وضع اجتماعیاش، سرودههایش مورد استقبال عامه قرار میگرفت. واژه کشتریه به معنی فرمانروا و اشراف به حدی کم به کار رفته که تصور میشود تا اواسط دوره ودهیی طبقه فرمانروایان از باقی مردم جدا نشده بود. ظاهرا در اواخر دوره ودهیی نژاد شمالی که به رنگ روشن چهره خود میبالیدند با سیاه پوستان بومی به عنوان خارجی رفتار کرده و آنها را در یک درجه پستی در اجتماع خود قرار داده و در همین زمان شاهد شکل گیری نظام طبقاتی هستیم. نظامی که صرف نظر از اختلافها نژادی مقدمه ایجاد تقسیم جامعه آریایی هند و از نظر مذهبی به طبقات گوناگون بود. طبقات چهارگانه اعم از اینکه در آغاز دوره ودهیی تا به ظن غالب در اواخر آن دوره در شبه جزیره هند برقرار شده باشد عبارتند از: برهمن: روحانی، کشتر(کشتریه، چهتر،کهتر) سپاهی، فرمانروا. ویش: بازرگانان و کشاورزان، شودره: خدمتگزاران. تقسیم بالا درست همان است که فردوسی در شاهنامه بیان کرده است و طبق داستانهای حماسی ایران جمشید آن را بنیان نهاده است. بعدها هر یک از طبقات چهارگانه در هند خود به شاخههای بسیاری منقسم گردیده و افراد وابسته به این شاخهها نیز پیرو قواعد و مقررات مخصوص شدیدی شده اند. چنانکه درحال حاضر بیش از هجده شاخه یا فرقه جز درداخل طبقه برهمن موجود است و طبقات دیگر هم به چندین هزار شاخه یا دسته تقسیم گشتهاند. نکته دیگری که در اوپهنیشاد بیان میشود این است که طبقه برهمن در هند دارای احترام و نفوذ بسیار است؛ هر چند که عدهای به سختی با آن به مبارزه برخاستهاند. همه روحانیون از طبقه برهمن هستند ولی هر برهمنی روحانی نیست. در شهرهای بزرگ هند، برهمن به کارهای آزاد و سیاسی و اجتماعی نیز اشتغال دارند. در خارج از شهرها طبقات کشتریه و وایشیه و شودره بیشتر به مشاغلی که مخصوص ایشان است میپردازند درحالی که در شهرهایی که افراد طبقات با یکدیگر تماس نزدیک دارند این ترتیب چندان رعایت نمیشود. درخارج از طبقه مذکور، گروه نجسها قرار دارند. اینان اخلاف همان مردمان مقهور و بردگان و یا هندوهایی هستند که به عللی از قبیل نقض نظام طبقاتی از طبقه خود اخراج شدهاند و هنوز برای پستترین خدمات استثمار و بکار گمارده میشوند.(داراشکوه،1381: 30-27، 106-103).
همان گونه که پیشتر اشاره شد، در اوپهنیشاد نیز آمده است که بنابر آیین هندو طبقه برهمن از سر برهما خلق گردیه و این امر کنایه از قدرت این ذات است. طبقه کشتریه از بازوهای برهما پیدا شد هم رتبه طبقه اول است. پایین تر از آنها طبقه ویش است که از ران برهما بوجود آمده و چهارمین طبقه، شودره از پای برهما خلق شده است. مکس مولر اشاره میکند آنچه که در باب اهمیت برهمنان در اوپهنیشاد آمده است این گونه است: اوست که با نام اثر61 در همه جا آشکار است. او که درون همه اشکال و نامها موجود است، برهمن ذات جاودان است. شکوه من در میان برهمنان، پادشاهان و مردان دیده میشود. آنچه که مرا شکوهمند کرده این است که من باشکوه درمیان شکوه باشم. در اینجا از سه طبقه یاد میشود که نامهای آنان به ترتیب برهمنان، راگان62و وایشیه است.(شمس، 1389: 182).
نکتهای که از این بند اوپهنیشاد بدست میآید نام طبقه دوم است که با نام راگان ذکر میشود. به هر حال در متنهای گوناگون نامهای متفاوتی از چهار طبقه دیده میشود. اما به نظر میرسد که اصل آن نامها را باید در متون اصلی هندو که زبان سانسکریت است نه اینکه در ترجمهها جستجو کرد. چرا که با آمدن ترجمهای جدید ممکن است واژهای ظاهر و حتی مفهوم خود را از دست داده باشد. اسناد موجود حکایت دارد که از روزگار قدیم، افرادی از طبقه برهمن به کارهای بازرگانی و پزشکی و پیشههای دیگر میپرداختند به گونهای که در قانون منو آمده است «برهمن هایی که گله داری یا بازرگانی یا خوانندگی و رقاصی یا نوکری یا رباخواری کنند، قاضی با آنان مانند افراد طبقه شودره رفتار خواهد کرد».
نظام طبقاتی در پورانهها
زمانی که از نظام طبقاتی در پورانهها سخن به میان میآید این نکته به ذهن میرسد که کسانی که به نگارش پورانهها پرداختهاند، آیا به تمام نکات طبقاتی در پورانهها رسیدگی کردهاند. این پرسشی است که دستیابی به جواب آن مطالعات تخصصی را میطلبد. اما به نظر میرسد برای افراد این موضوع قابل توجه بوده است که به مطالعه آن پرداختهاند. در تعریف پورانه آمده است: در سنت هندویی طبقهای از نوشتههای مقدس که به روزگاران و رویدادهای کهن اشاره دارد، پورانه نام دارد. هجده پورانه اصلی است که تاریخ شان از دوره گوپته63 به بعد است. گرچه بعد از این دوره به ما رسیده است اما پورانهها حاوی مواد افسانهای یک عصر بزرگند که منبع مهمی از دادهها برای مطالعه هندوییسم عامیانه به شمار میآیند. میگویند که اینها بخشی از کتاب مقدس هندوها را تشکیل میدهند، به این معنی که مردم کاست پایین آنها را میشناخته و در مقایسه با ودهها دسترسی به آنها آسان بوده است. پورانهها را در سه بخش میآورند: پورانههای برهمایی که خدای برهما را بزرگ میدارند؛ پورانههای ویشنویی که خدای ویشنو را بزرگ میدارند و پورانههای شیوایی که خدای شیوا را بزرگ میدارند.(هینلز،1386: 165).
این آثار بسیار کهن بوده و شامل افسانه ها و حماسههای اساطیری الهیاند. شایگان پورانهها را به دو قسمت تقسیم میکند: پورانههای بزرگ، پورانههای کوچک ؛ از نظر او طبق سنتهای هندی هجده پورانه وجود دارد که عبارتند از :
1. براهما پورانا64 2. پادما پورانا65 3. ویشنو پورانه66 4. شیوا پورانا67 5. بهاگاوتا68 6. نارادا69 7. مارکاندیا70 8. آگنی71 9. بهاویشیا72 10. براهما ویرواتا پورانا73 11. لینگا 74 12. واراها75 13. اسکاندا76 14. وامانا77 15. کورما78 16. ماتسیا79 17. گاروده80 18. براهماندا 81(شایگان، سال یازدهم: 361).
به نظر میرسد که این تقسیم بر اساس اهمیت پورانهها باشد. همان طور که در بالا مشاهده میکنید ابتدا براهما پورانا و پس از آن پورانههای ویشنویی و شیوایی ارجحیت بیشتری نسبت به دیگر پورانهها دارند.
در مطالعه تاریخ فرهنگی، ساختاراجتماعی از جایگاه ویژهای برخوردار است، یکی از این مطالعات مطالعه نظام طبقاتی همراه با بررسی رفتار بخشهای مختلف جامعه در ارتباطات درونی آنها، عقاید، خرافات، آداب و رسوم، ازدواج، خانواده و غیره است. آنچه که به عنوان نظام طبقاتی در پورانهها آمده است در واقع توضیح چهار طبقه همراه با وظایف آنها است. در بررسیهای نظام طبقاتی با این نکته روبرو میشویم که هر طبقهای، رنگ خاصی برگزیده بود. لذا کدگذاری طبقات با رنگ، به منظور شناسایی آنها از طریق رنگ بود که کمک شایانی برای جامعه هندو بود. در براهما ویرواتا پورانا درباره اصل و خاستگاه نظام طبقاتی نظریات گوناگونی توسط محققان بیان شده است. طبق سنتهای هندویی، منابع کهن درباره خاستگاه چهار ورنه (همان طور که در بالا اشاره شد) در پوروشه سوتکه یاد کردهاند و نیز این موضوع در سرودههای اخیر ریگ وده آمده است. اینجا همان سروده معروف مطرح می شود که هر طبقه از قسمتهای مختلف اندام برهما بوجود میآیند. در آثار بعدی روایتی مشابه با اندکی تغییرات تکرار شده است. به عنوان مثال در پدمه پورانه82 به آفرینش طبقات از طریق خدای برهما اشاره میکند. به این صورت که خدای برهما برهمنها و کشتریهها را به ترتیب از دهان و قفسه سینه آفرید، سپس وایشیهها و شودرهها از بازو و پای خدای برهمن آشکار شدند.(پدمه پورانه، 2002: 36).
آنچه که در براهما ویرواتا پورانا در باب شکل گیری طبقات آمده است این است که نخستین طبقه از آن برهمنان است. تقریبا آنها نه تنها ادعای خدایی داشتند بلکه مدعی بودند که

مطلب مشابه :  منابع مقاله با موضوع زمین:، پیشفروشنده:، باشد:، انبوهسازان