خود بدروند به گاه خورش، سرزنش نشنوند
ز فرمان تن آزاده و خورده نوش وز آواز پیغاره، آسوده گوش
تن آزاد و آباد گیتی بدوی بر آسوده از داور و گفتگوی
چهارم که خوانند اُهتُوخشی 24 همان دست ورزان ابا سرکشی
کجا کارشان، همگنان، پیشه بود روانشان همیشه پر اندیشه بود(سعیدی مدنی،ش 46، 173،174).
ارشاد بیان میکند که برخی از دانشمندان از جمله لینتون معتقدند، ساختار طبقات چهارگانه که در هند باستان رواج یافته، یکی از ویژگیهای جامعه بدوی ایرانیان بوده و احتمالا نخستین بار بوسیله مهاجمان آریایی به هند آمده است. او در فرهنگ باستانی هند مجموعه داستانهایی به نام جاتکهها25 ذکر میکند که از مهمترین و برجستهترین مجموعه فولکلوری به شمار میآید. در این مجموعه باستانی از وجود صنفها و دستههای مختلف پیشه وری و شغلی گفتگو میشود. براساس این منبع دریافتهاند که در هند آن زمان، دهکدههای معینی برای یک صنف و یک گروه شخصی وجود داشته است. مثلاً روستاهایی بوده که هزار خانواده درودگر در آن میزیستهاند و یا روستاهایی که همه فلزکاران در آن جمع آمده بودند. این دهکده تخصصی معمولاً در نزدیکی شهرها بوده و محصولات آن در شهر مصرف میشده است. این همان زمانی است که احتمالاً نظام کاستی به تدریج شروع به رشد کرده است. در ادامه ارشاد به عقیده نهرو نیز میپردازد که اساس تقسیم بندی کاستی در اصل برای جداکردن آریاییها از غیر آریاییها بود. او بیان میکند که نظام کاستی نتوانست مدت زیادی به صورت ابزار تمایز فاتحان از مغلوبین کاستها به کار آید، درحالی که بسیاری از آریاییها در پایینترین کاستها قرار گرفتند. بسیاری از افراد بومی میکوشیدند تا خود را با اعضای این گونه کاستها هماهنگ ساخته و در لایه های پایینی جامعه جایی برای خود پیدا کنند و این جریانی مداوم بود. گفتنی است شالوده اجتماعی و عقیدتی مذهب هندو این است که سلسله مراتب نظام طبقاتی بر اساس استعدادها و امکانات شخصی افراد بنا شده و هر کس در مرتبهای مطابق با امکانات وجودی خود قرار گرفته است. به طوری که شریعت یا عدالت اجتماعی رعایت شده و هماهنگی کاملی در جامعه پدید میآید.(فرهنگ ارشاد،1365: 136 ،137).
به هر حال فردی که در یک طبقه مانند طبقه شودره قرار دارد احتمال دارد که امکانات وجودیاش از یک کشتریه یا برهمن بیشتر باشد اما چون یک شودره است تا آخر عمرش بالاجبار در همان مرتبه میماند. پس میتوان گفت نظام طبقاتی طوری بنا شده که تقریبا هر کس در مرتبهای مطابق با امکانات وجودی اش قرار دارد. چنانکه، هر طبقه دارای وظایفی بود. برهمنان که روحانیون و علماء اجتماع هستند موظفند که تمام آیین هندو را مطابق با سنن کهن حفظ کنند و آن را شفاهاً سینه به سینه به نسلهای آینده انتقال دهند. این طبقه آنچنان در وظیفه خود همت گماشتند که بنا به گفته مک دانل 26 متون ریگ ودهیی طی دو هزار و پانصد سال تاریخ تدوین آن چنان با دقت و مطابق با اصل به ما رسیده که در هیچ یک از ادبیات جهان نظیر این دقت و همت یافت نمیشود. نکته قابل توجه این است که برخلاف آنچه تصور میرود برهمنان واقعی یک استعمارگر و بیکاره افسوس خوار نیست او هیچ مزیت اجتماعی ندارد بلکه زندگی او وقف محافظت احکام و وظایف دینی است. یک برهمن چنان به وظایف خود پایبند است که اگر به زندگی او دقت کنیم متوجه خواهیم شد که زندگی او یک فداکاری دائم و محرومیتی بیش نیست. طبقه کشتریه طبقه سلاطین و سلحشوران اجتماع اند. وظیفه آنان حفظ دهرمه ناموس الهی و اداره امور دنیوی مطابق با احکام وده یی است در حالی که برهمنان در امور دنیوی هیچ دخالتی ندارند. آنها محافظین نظام اجتماع هستند و مانند سلاطین غرب در دوره فئودالیته مطیع قوه دینی بوده و برای حفظ شریعت از آن مدد میطلبند. طبقه وایشیه که شامل کشاورزان و تجار میشود منحصر به قوانین سخت طبقات بالا نیست که وابسته به نظام اخلاقی است. موافقت با این نظر که وایشیهها طبقهای دو بار زاده شده هستند، نشان میدهد که در دوره ودهیی نیز جامعه
تجار از با نفوذترین جوامع میان آریاییها هند به شمار میآمد. شواهدی وجود دارد که نزدیکی تجاری میان آریاییها در شمال و امپراطوری غنی دراویدی در جنوب از طریق خشکی و دریا از زمانهای اولیه وجود داشته است. همچنین بدون شک تجار آریایی بخشی از تجارت خود را از طریق هند با مصر، عربستان، بین النهرین و شهرهای آسیای غربی انجام میدادند و این جمله که خون آریایی در طبقه وایشیه جریان دارد را با توجه به ارتباط آنها با مردمان خارجی بیان میکنند. طبقه شودره که پایینترین و چهارمین طبقه و به عنوان پاک و نجیب شناخته میشود در جایگاه رعیت پیشگی قرار دارد. آنها مجاز به پوشیدن کمربند مقدس (نمادی معنوی یا مرتبهای رفیع است)، خواندن متون مقدس یا انجام مراسم مذهبی نبودند. بالاتربن وظیفه شودرهها طبق قانون نامه منو خدمت به برهمنان است. خارج از چهار کاست، البته این هنوز بوسیله آریاییها زرد چهره پذیرفته نشده است، طبقه پنجمی به نام سمانیا27 یا پست و یا به گونهای دیگر سوتس28 وجود دارد که با ازدواج درون همسری بین طبقات دیگر یا بین آریایی و غیر آریایی تشکیل شدند. (هاول،1891: 22-21).
اما گروهی که مافوق این چهار گروه هستند، طبقه عرفا و ارباب کشف و شهود نام دارند. آنها گوشه عزلت انتخاب کرده و از قیود مادی و حجاب ظلمانی و دنیوی رهایی یافته در عوض به ریاضت و تزکیه نفس میپردازند. در مرتبه پایینتر از این نظام چهارگانه طبقه پاریا و مردم خارج از این نظام هستند. بنابراین میتوان گفت در اینجا تقیسمات دیگری به وجود میآید. چنانکه ابتدا طبقه عرفا و اربابان کشف و شهود سپس طبقه برهمنان، کشتریه و وایشیه که جزء نظام طبقاتی هستند و در آخر طبقه پاریا29 که در مرتبه پایینی قرار دارند. این نکته را باید یادآور شد که منظور از نظام دینی هند به معنی واقعی آن برقرار ساختن سلسله مراتبی بر اساس واقعیت باطنی افراد است و از اهمیت بالایی برخوردار است. نه اینکه تقسیم بندی اجتماعی و مبارزه طبقاتی آنگونه که در مغرب زمین پس از انقلاب هجدهم فرانسه و انقلاب صنعتی قرن نوزدهم به وجود آمد.(شایگان،1343: 36-366).
شایان ذکر است آنچه کسی را هندو می کند متولد شدن از پدر و مادر هندو و در نتیجه تعلق به کاست طبقه آنهاست. این موضوعی پیچیده است اما میتوان آن را بر پایه اندیشه دینی آلایش و پالایش که از جمله اساسیترین دغدغههای آیین هندو است، تبیین نمود. بنابراین دادن نسبت خلوص یا ناخالصی به کاستها تا حدی به موقعیت قضاوت کنندگان بستگی دارد. طبقه برهمنان که در رأس این سلسله قرار دارند خالصترینند و بنابراین نسبت به آلودگی آسیب پذیرند. در پایین طبقه کسانی قرار دارند که برای مثال با حیوانات مرده و پوست و چرم آنها سرو کار دارند، یا کسانی که در کار سوزاندن اجساد هستند. لذا کاستهایی که در این میانه جای دارند از هر منطقهای که باشند، به لحاظ مرتبه، خود را در بین این دو حد درجه بندی میکنند. خوراک از جمله مهمترین موضوعات مشمول محدودیت است زیرا به سادگی میتواند حامل آلودگی باشد. درگذشته موضوع تماس بدنی با طبقههای نجس، که امروزه آنها را هریجن ها 30میخوانند، از موضوعات حساس بود اما اکنون اهمیت چندانی ندارد و شاید این به خاطر غیر قانونی اعلام شدن آن رسم بوده است. با وجود این طبقه هریجن هنوز در پایینترین سطح قرار دارند. در جامعه‌های بسته مثل روستاهایی که از طبقههای مختلف تشکیل شده است، این سنت رفتارهای تبعیض آمیزی را در حوزه ارتباطات شخصی موجب میگردد اما درجامعههای شهری که از انعطاف بیشتری برخوردارند گرفتگی کمتری مشاهده میشود. اگر عضوی از طبقه قواعد مربوط به خالص نگه داشتن کاست را نقض کند، آلودگی به بار آمده ممکن است بر کل گروه کاست اثر گذارد، از این رو امکان دارد کیفر اجتماعی سختی بر ضد فرد متخلف اعمال گردد و چه بسا از او بخواهند تا به اعمال و مناسک گوناگون پالاینده مبادرت ورزد تا بار دیگر او را از تمام حقوق کاستی برخوردار سازند. بنابراین موقعیت آیینی شخص وابسته و محدود به موقعیت گروه کاستی است که در آن زاده شده است.(موحدیان عطار،1382: 57،59).
در این میان دیدگاههای مختلفی توسط انسان شناسان به خصوص انسان شناسی طبقه در هند مطرح شده است که دستخوش بازنگری اساسی در واکنش به تحولی بزرگ در مطالعات کاستی لوئیس دومونت31 شده است. لازم به ذکر است آثار دومونت مورد نقد است. از نقدهایی که برآن وارد شده است این است که آنچه طبقه را میسازد، واقعیت طبقه در جایگاهی برای مردم هند است و آن به مراتب پیچیده است. همچنین آنچه که طبقه را در مسیری ایدهآل بیان میکند ساختار فرهنگی است که در نتیجه اساطیر بوجود میآیند و از یک سلسله مراتب بر اساس پاکی و آلودگی نشأت گرفته که بر طبق آن همه طبقات هند در طول هم قرار میگیرند. این نقد بر او نیز وارد است که چگونه اشتباه دومونت باعث میشود قدرت سکولار به عنوان وابستگی به وضعیت آیینی به نظر برسد. با وجود اهمیت این نقدها، آنها طبقه را در مطالعات کاستی در هر صورت نظاممند به شمار نمی آورند. مطالعات انسان شناسی هند که تحت تأثیر طبقه است بر این باور است مهار این رویکرد یکپارچه به منظور درک طبقه در هند است. کاربرد آن قوم نگاری است که از طریق جنبههای نمادین و مادی کاست و طبقه ادراک می شود.(بارمورلی،2012: 227).
برخی دیگر بر این عقیدهاند که انتقاد از نظام کاستی در هند عمدتاً به دلیل پیش فرضهایی است که قابل فهم نیست به طوری که اغلب آنها به عنوان نتایج حاصل از کاست به نظر میرسند. لذا دیدگاه های مطرح شده نسبت به نظام کاستی هند به منظور رهایی از فقدان هایی است که افراد ذکر می کنند. البته همه انتقادات بر این فرض استوار است که طبقه باید از نهادهای مذهبی جهان غرب ساخته شده باشد. این نظر احتمالا نادرست است زیرا نظام طبقاتی بخش لاینفک زندگی در همه نگرشها نسبت به آن است. اما آنچه متفاوت است پیش فرضهای ماست. بدین گونه که بین کاست از یک سو و طبقه اجتماعی از سوی دیگر نمی توان تشابهی یافت که برای ما رسمیت داشته باشد. در نتیجه مشاهده میشود که طبقات مبنای خاصی ندارد و حتی فاقد عناصر خاصی مثل ممنوعیت ازدواج، استفاده از نشانههای طبقاتی و غیره است. (کُرت،2012: 183).
اما درباره ساختار اقوام هندوایرانی چنین چیزی صدق نمیکند. آنچه که همواره مورد توجه ایران شناسان، محققان وزبان شناسان بوده است، بررسی تاریخچه مهاجرت، جامعه، شغل و… به ویژه ساختار اجتماعی، اقوام هندوایرانی است. جالب است بدانیم کسانی که در این زمینه به مطالعات گستردهای دست زده و به نتایج درخشانی دست یافتهاند، محققانی فرانسوی و آلمانی بوده اند. تلاشهای آنان به منظور دستیابی به مدارکی بوده که همواره افراد بیشماری در پی آن هستند. از جمله نظریه پردازان برجسته در این زمینه امیل بنونیست و ژرژ دومزیل است. البته نظریه رایج درباره ساخت اجتماعی این جامعه از آن دومزیل است.
نظام طبقاتی اقوام هندوایرانی
درباره نظام طبقاتی در بین اقوام هندوایرانی نظرات متفاوتی است. دومزیل بر این باور است که درسنن هندو ایرانی نشانه های کافی در دست است تا بتوان ایدئولوژی ساختار سه بخشی را بازسازی کرد.(بهار،1375: 22). اما اینکه اقوام هندو ایرانی در کجا میزیستهاند و چگونه روزگار میگذراندند محل بحث نیست. البته به طور مختصر به این موضوع اشاره میشود. در اینجا میخواهیم ساختار اجتماعی آنان را بررسی کنیم. بررسیهای بنونیست، دانشمند فرانسوی در زمینه مطالعات ایرانی جزء مهم ترین دستاوردهای زبان شناسی است. کار او در

مطلب مشابه :  مقاله درمورد ذخیرهسازی، میآید،، میباشند.، مستقل(شکلa)