بر طبقات مردم وارد میشود و آیینهای جامعه برهم می خورد و پر آشوب میشود و با پیدایش دینیاران نادان، جنگاوران ویرانگر، کشاورزان و صنعتکاران همهکاره ظلم، دروغ و آشوب جهان را فرا میگیرد. به دنبال همین تفکر است که نظام طبقاتی به صورت مستحکم در جامعه ایرانی برقرار بود که براساس حرف و مشاغل به وجود آمده بودند و بر همین اساس محققان زیادی اشاره به شباهتهای نزدیک میان نظام طبقاتی اجتماعی ایرانیان و هندیها دارند.(سعیدی مدنی، 83-80)
در اوستا درباره اهمیت نظام طبقاتی آمده است: یسنا 19هات16:این گفتار مزدا سه بخش دارد و به چهار پیشه و پنج ردان مینگرد و با دَهش و بخشش سرانجام میگیرد. کدامند(سه) بخش این گفتار؟ اندیشه نیک، گفتارنیک، کردار نیک. هات 17: آتربان، ارتشتار، برزیگر ستور پرور و (دست ورز) سازنده. خویشکاری همه (اینان) در راست اندیشی، راست گفتاری و راست کرداری با اَشون مرد پیرو رد دین پژوه، برابر است: «با کنش خویش جهان را به سوی اَشه پیش میبرند.»(پورداوود،122-121).
در یسنای 45 بند 9 در مورد کشاورزان آمده است:
تو باید خوشنودی او و«وهومن» را برای ما فراهم کنی چه خوشی و ناخوشی ما به اراده او صورت پذیرد، بشود که مزدا اهورا از قدرت خویش ما را بکشت و کار یاری کند تا آن که به ستوران و برزیگران نمو و ترقی دهیم، برای آنکه(ما) توسط اشا از منش پاک برخورداریم. همچنین در فصل نخست شکند گمانیک وزار از چهار پیشه آسرونی(روحانیان، دین مردان) ،ارتشتاری(نظامیان)، واستریوشی (کشاورزان) و هوتخشی(صنعتگران) نام برده و چهار پیشه را با اعضای بدن مقایسه کرده است. چنان که سر به منزله آسرونی( روحانیت) دست به منزله ارتشتاری، شکم به منزله واستریوشی(کشاورزی) پای به منزله هوتخشی(صنعتگری) است. در ادامه از چهار هنر(فضیلت) که عبارت است از خیم، هنر، خرد، تخشایی یاد میکند. خیم به منزله آسرونی، چون بزرگترین خویشکاری (وظیفه) آسرونان خیم است و سبب شرم و بیم گناه نکنند. جاحظ نیز درکتاب التاج از زبان اردشیر پادشاه ساسانی طبقات اجتماعی را چنین بازگو میکند: بخش نخست آسروان از دودمان پادشاهان، بخش دوم نیایشگران و پرستاران آتشکدهها، بخش سوم دبیران و اخترمارن و پزشکان و بخش چهارم کشاورزان و پیشه وران. در این تقسیم بندی روحانیان در طبقه دوم اجتماع قرار گرفتهاند.(فکری،1388: 102).
مکنزی نیز در معنای سه واژه آثرون، هوتخشی و واستریوشی به ترتیب موبد، جنگاور و کشاورز ذکر میکند.(مکنزی،1373: 42،43،92،155-154).
اما جالب است بدانیم که در هیچ جای اوستا نیامده که مبتکر نظام طبقاتی در ایران چه کسی بوده است. تنها فردوسی در شاهنامه بیان میکند که مبتکر این نظام در جامعه ایران جمشید، پادشاه اسطوره ای ایران زمین است. فردوسی به وضع طبقات اجتماعی در ایران پرداخته است. او میگوید منشأ نظام طبقه بندی اجتماعی ایرانیان بر اساس حرفه و شغل بوده است. وی چهار طبقه دینیاران، رزمیاران، کشاورزان و پیشه وران را ایجاد میکند و استخوان بندی اولیه اجتماع را شکل میدهد. نام آنها به ترتیب کاتوزیان، نیساریان، نسودی واهتوخوشی است.(سعیدی مدنی، بیتا: 78،79).
نظام طبقاتی در اوستای متقدم
متون اوستایی براساس ویژگیها و قدمت زبانی به دو دسته تقسیم میشود: الف: متون گاهانی ب: متون اوستایی متأخر گاهان جمع گاه(در اوستا گاثها به معنی سرود است) قدیمترین بخش از اوستا و کهن ترین اثر ادبی ایران که بر جای مانده است. سراینده این سرودهها خود زرتشت است. اهمیت آن زمانی مشخص می شود که بدانیم این سرودهها نه تنها از نظر ادبی بلکه از جهت در برداشتن تفکرات نوین آن روزگاران اهمیت بسزایی دارد زیرا نشان دهنده عقاید اصلی زرتشت است. ترجمه گاهان به زبان پهلوی در دست است و در مواردی به فهم بهتر گاهان کمک میکند. زیرا در عهد ساسانی به سبب گذشت زمان، فهم زبان گاهان برای موبدان زرتشتی دشوار و گاه ناممکن بوده است. گاهان را به پنج بخش تقسیم میکنند و هر یک از بخشها دارای فصولی است که به پهلوی هات یا هاد و به فارسی«ها» نامیده می شود. (تفضلی، 1378: 38-36).
با این حال آنچه در اینجا حایز اهمیت است زبان اوستای کهن است که برعکس زبان اوستای متأخر و یا ریگ ودهیی، اصطلاح خاصی برای طبقات جامعه که با پیشههای گوناگون با یکدیگر ارتباط پیدا میکردند، ندارد. در دو جامعه اخیر الذکر این حرفهها عبارت بودند از روحانی، نجیب زاده، رزمنده و کشاورز و گله دار. شایان ذکر است که اصطلاحات این مفاهیم در وده با واژههای این معانی در اوستای متأخر هیچگونه شباهت و نزدیکی با یکدیگر ندارند. در وده میگوید برهمن، کشتریه و وایشیه و دراوستای متأخر آثروان، و ارتشتار و واستریوفشویانت. از یکسو در هندوایران این نظام سه طبقهای( در هر یک از این دو قوم طبقه چهارمی یعنی کارگران که در هند «شودره» و در ایران «هویتی» به آن اضافه شد) به عنوان طبقه بندی فرضی جامعه برای مدتی دوام آورد، از سوی دیگر جامعه بی طبقه اوستای کهن که در خانواده و طایفه طبقه بندی شد، برای تمام افرادی که در آسیای مرکزی بعدها ساکن شدند الگو و به نوبت تکرار شد. به عقیده بویس این شکل طبقه بندی جامعه را خود اقلیم سرزمین آسیای مرکزی و نحوه زندگی آنجا بر ساکنان منطقه تحمیل کرده بود. طبق این ساختار ساده اجتماعی زرتشت هرگاه با مردهای جامعه روبرو میشده واژه واستریو که معادل گله دار است به کار م

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه دربارهدینامیکی