می‌گیرد (اِلیس و روبرتز، 1981).
پرایم بذر را می‌توان در محیط‌های مختلف چون آب ( هیدروپرایمینگ)، قرار دادن در معرض محلول‌های با پتانسیل آب پایین مانند پلی‌اتیلن‌گلایکول، یا محلولهای نمک مانند نیترات پتاسیم، کلرید پتاسیم، فسفات پتاسیم، سولفات منیزیم، کلرید کلسیم و نمک طعام یا کلرید سدیم ( اسموپرایمینگ) و همچنین پرایم بوسیله کنترل کننده‌های رشد گیاهی و پلی‌آمین‌ها انجام داد ( فاروق و همکاران 2010). گزارش شده است که پرایم بذرها باعث افزایش ویگور، سرعت و یکنواختی جوانه زنی و بهبود محصول در سبزیجات و گیاهان زینتی می شود (دیرمان و همکاران، 1987) ( بروگ گینک و همکاران، 1999). هر تیمار دارای محاسن و معایب خاص خود است و دارای تأثیرات مختلفی با توجه به غلظت ماده مورد استفاده در تیمار، گونه گیاه و در نهایت سطح رشد گیاه و طول دوره پرایم می‌باشد ( تزورتزاکیس، 2009). این تفاوت‌ها زمانی بیشتر مشخص می‌شوند که بذور در شرایط مختلف انبار داری و تنش‌های غیر زنده مانند تنش شوری در دوره جوانه‌زنی قرار می‌گیرند (کایولیا و همکاران، 1996). بسیاری از تغییرات فیزیولوژیک، بیوشیمیایی و ملکولی را می‌توان یافت که احتمالاً نحوه عملکرد آنها شامل زودتر شدن و افزایش فعالیت پروتئین‌سنتاز، آلدولاز و ایزوسیترات‌لیاز و همچنین افزایش فعالیت گلوکز 6 فسفات دی‌هیدرو‌ژناز و کاهش فعالیت الکل‌دی‌هیدرو‌ژناز در بذور پرایم شده ذرت شیرین و گیاه آفتاب‌گردان گردید که این موضوع باعث افزایش تحرک ذخایر غذایی شده است (اسمیت و کوب، 1991) ( فو و همکاران، 1988) ( وحید و همکاران، 1999). پیش تیمار بذر یا پرایمینگ یک تکنیک ساده و رویکرد جایگزین است که اخیراً در جهت غلبه بر مشکل شوری مورد استفاده قرار می‌گیرد. پرایمینگ یکی از راه‌های فیزیولوژیکی است که باعث جوانه‌زنی سریعتر و یکنواخت‌تر بذر می‌شود (سیویرتپِ و دورادو، 1995). برای بسیاری از گونه‌های سبزیجات پرایمینگ سبب افزایش ویگور و عملکرد می‌شود و نتیجه این افزایش عملکرد باعث میشود هزینه اضافی که بر اثر این عمل به وجود آمده پوشش داده شود ( اعزمی و محمدی، 2008). تاثیرات مثبت پرایمینگ بر روی بسیاری از سبزیجات از جمله هویج مشاهده شده ( بالبینوت و لوپز، 2006). پرایم‌های مختلف بذر از جمله اسموپرایمینگ مسئول نسخه برداری سریعتر DNA که در نتیجه افزایش RNA و پروتئین سنتاز همراه با افزایش دسترسی به ATP ، بازسازی بخش های آسیب دیده بذر و کاهش کمبود متابولیت‌ها می‌شود (الیس و باچر، 2007) (گیاسی و همکاران، 2008). خیساندن بذرها ممکن است برای ظرفیت جوانه‌زنی موثر باشد و در صورت لزوم استفاده گردد، که البته خیساندن طولانی مدت سبب وارد آمدن خسارت به بذرهای بسیاری از گونه‌های گیاهی می‌شود. خسارت پیش‌خیساندن در سویا به غلظت پایین اکسیژن داخل بذر نسبت داده می‌شود. با این وجود بیشتر وقتها خروج آنزیم‌ها و مواد غذایی از بذرها نیز دیده می‌شود ( محمدی و همکاران، 1390).
1-7 ترکیبات شیمیایی ماریتیغال :
اعضای مختلف گیاه ماریتیغال دارای تانن، نوعی ماده تلخ، یک نوع رزین و دانه آن نیز دارای یک ماده روغنی، آمیدن و مواد آلبومینوئیدی می‌باشد. مواد مذکور در آلبومن دانه، واقع در زیر پوسته خارجی آن وجود دارد. از این نظر برای درمان بیماریها مصرف دانه آن توصیه گردیده است. طبق بررسیهای انجام شده برگ‌های این گیاه دارای ماده‌ای به نام کنی‌سین (Cnicine)است و دانه‌های آن دارای ماده‌ای به‌نام تیرامین (Tyramine) است. تیرامین به حالت متبلور در بنزن یا الکل بدست ‌می‌آید. این ماده در گرمای 145 درجه سانتیگراد ذوب می‌شود. هر گرم آن در 95 میلی‌لیتر آب 15 درجه سانتیگراد و 10 میلی‌لیتر آب جوش محلول می‌شود. در بنزن و گزیلن نیز به مقدار کم حل می‌شود. از میوه ماریتیغال ماده‌ای به‌نام سیلی‌مارین (Silymarin) به فرمول C25H22O10 شامل سه ایزومر اصلی به‌ نام‌های سیلی‌بین (Silibin)، سیلی دیانین (Silydianin) و سیلی‌کریستین (Silychiristin) استخراج گردیده است مواد موثره گیاه ماریتیغال از نوع فلاونولیگنان‌ها هستند که این مواد 5/1 تا 3 درصد وزن دانه ماریتیغال را تشکیل می‌دهند این ترکیبات از نظر شیمیایی متعلق به فنل‌ها هستند و رنگ آنها زرد می‌باشند. مهمترین فلاونوئیدهای موجود در دانه‌های این گیاه عبارتند از سیلیبین، سیلی‌کریستین و سیلی‌دیانین که مجموعه آنها تحت عنوان ترکیبات سیلی‌مارین شناخته می‌شوند (زرگری، 1375).
1-8 خواص فیزیکی و شیمایی روغن دانه ماریتیغال:
دانه ماریتیغال شامل 5/0 ± 7/22 درصد روغن است که این میزان با نتیجه مطالعه هادولین و همکاران تطابق دارد (گلی و همکاران، 1386). در آن تحقیق از چندین نوع حلال آلی برای استخراج روغن از دانه ماریتیغال استفاده شده که بهترین راندمان استخراج (5/22 درصد) توسط حلال پترولیوم اتر به دست آمده است ( هادولین و همکاران، 2001). در مقایسه با دانه‌های روغنی رایج، دانه ماریتیغال بیشتر از دانه تجاری سویا (20-18 درصد) و تخم پنبه (20-18 درصد) می‌باشد (گانستون، 2002). ترکیب اسیدهای چرب در روغن ماریتیغال توسط دستگاه GC تعیین شده و در میان اسیدهای چرب مختلف اسید لینولئیک بیشترین مقدار را (2/51 درصد) به خود اختصاص داده که در مقایسه با روغن بادام زمینی این میزان بیشتر بوده ولی با روغن‌های سویا و پنبه دانه تقریباً برابری می‌کند. پس از آن اسید اولیئک بیش از اسیدهای چرب دیگر است (8/28 درصد) که میزان این اسید بیشتر از درصد آن در روغن سویا و تخم پنبه می‌باشد. میزان اسید لینولنیک روغن ماریتیغال (65/3 درصد) بیشتر از اکثر روغن‌های رایج بوده اما از روغن‌های تجاری سویا و کانولا کمتر است که بیانگر پایداری بیشتر این روغن در برابر اکسیداسیون نسبت به روغن‌های مذکور است. با توجه به نوع و مقدار اسید‌های چرب می‌توان گفت که روغن ماریتیغال در گروه روغن‌های لینولئیک- اولئیک قرار می‌گیرد، که در این گروه روغن‌های همچون سویا ، آفتابگردان و گلرنگ نیز طبقه بندی می‌شوند(گلی و همکاران، 1386).
1-9 اثرات درمانی سیلی‌مارین:
ریشه و اندامهای هوایی گیاه ماریتیغال طعم تلخ و اثر اشتها‌آور داشته و در طب سنتی برای درمان بیماری‌های طحال، کبد و یبوست‌های مزمن استفاده می‌شود (ولاگ و استودلا، 1387) (زرگری، 1375). اثر محافظت کبدی گیاه در چندین تحقیق حیوانی و انسانی گزارش شده است. در این گزارش‌ها ثابت شده است که آسیب کبدی توسط موادی مانند تتراکلریدکربن، گالاکتوزامین و الکل ایجاد می‌شودو سیلی‌مارین کبد را در برابر این مواد محافظت می‌کند (لترون و همکاران 1990) ( مورل و همکاران 1989) (کلوت و همکاران، 1994). یکی از مهمترین اثرات مخافظت کبدی سیلی‌مارین در مهار مسمومیت شدید توسط قارچ Amanita phalloides میباشد. آمانیتین و فالودین دو پپتید موجود در قارچ سمی از قوی‌ترین مواد نابود کننده سلول‌های کبد می‌باشند. سیلی‌مارین اثر محافظ کبدی 100 درصد در برابر این مواد سمی از خود نشان می‌دهد و حتی در صورتی که سیلی‌مارین 10 دقیقه بعد از مسمومیت با آمانیتا تجویز شود به طور کامل با مسمومیت مقابله می‌کند و اگر در مدت 24 ساعت بعد از مسمومیت داده شود از مرگ پیشگیری و آسیب کبدی را به طور قابل ملاحظه‌ای مهار می‌کند (هروبی و همکاران، 1983) (ووگل و همکاران، 1984). در مطالعات بالینی مصرف سیلی‌مارین در درمان بیماریهای کبدی از جمله سیروز، هپاتیت ویروسی و سمی مزمن، کبد چرب ( به دلیل مواد شیمیایی و الکل ) و التهاب مجرای صفرا، اثرات شفابخش نشان داده است که ادعا می‌شود این اثرات به دلیل خواص آنتی‌اکسیدان، آنتی‌لیپید پراکسیداز، آنتی‌فیبروتیک، ضد التهاب، تنظیم ایمنی بدن، اثر بازسازی سلولی کبد، کاهش متابولیسم کلسیم و به دام انداختن آهن توسط سیلی‌مارین می‌باشد (اسچوپان و همکاران، 1994) (فلورا و هاهن، 1998) (لوپر، 1998) (ماگلیولو و همکاران، 1978). گزارشها حاکی از آن است که سیلی مارین احتمالاً به سه طریق اثرات خود را روی سلول‌های کبد اعمال می‌کنند:
1- سیلی‌مارین به گیرنده غشای سلول‌های کبد که مسئول جذب مواد سمی می‌باشند متصل و با تغییر در ترکیبات فسفولیپید آنها از جذب مواد سمی توسط سلول پیشگیری می‌کنند.
2- سیلی‌مارین به علت آنکه یک آنتی‌اکسیدان قوی می باشد ( چند برابر خاصیت آنتی اکسیدانی ویتامین E را دارا است ) با مهار لیپید پراکسیداسیون مخصوصاً در سلولهای کبد از اختلالات متابولیسمی این سلول‌ها پیشگیری می‌کند.
3- سیلی مارین با تحریک پروتئین سازی، موجب بازسازی سلولهای کبدی ‌می‌شود (مازس و دیک، 1991) (سونبیچلر، 1984) (اسچونفیلد و همکاران، 1997) ( ووگل و همکاران 1984).
نشان داده شده است که سیلی‌مارین باعث افزایش گلوتانین (GSH) کبدی به مقدار 35 درصد در فرد عادی می‌شود. این اثر در سلول‌های معده و روده هم مشاهده شده است. گلوتانین مسئول سم‌زدایی طیف وسیعی از داروها، مواد و هورمون‌ها می‌باشد که در نتیجه افزایش گلوتانین کبدی منجر به افزایش توانایی کبد در سم‌زدایی می‌شود (کامپوس و گاریدو، 1998). در تحقیقات بالینی کنترل شده همراه با دارو‌نما، تجویز سیلی‌مارین در بیماران کبدی بدون هیچ‌گونه عوارض جانبی بوده است. به علاوه آلرژی خفیف در مواردی با دوز بالای سیلی‌مارین گزارش شده است (فلاح حسینی و همکاران، 1383). مصرف سیلی‌مارین حتی با دوز زیاد نیز به خوبی قابل تحمل است. سیلی‌مارین حتی در زنان حامله مبتلا به به کاهش دفع صفرای کبدی با دوز 560 میلی‌گرم در روز تجویز شده است و هیچ گونه عوارض جانبی در مادر و جنین مشاهده نشده است( هرناندز و نازار، 1982). تزریق وریدی سیلی‌مارین ( 20-50 میلی‌گرم بر کیلوگرم) به کودکان مسموم شده به قارچ سمی هیچ‌گونه عوارض جانبی ایجاد نکرده است ( هروبی و همکاران، 1983) . سیلی‌مارین حاوی ترکیبات فلاونوییدی با خواص آنتی اکسیدانی قوی می‌باشد و احتمالاً مهار رادیکال‌ آزاد اکسیژن و رفع اختلالات متابولیسمی حاصله در کاهش چربی و قند خون تاثیر گذار بوده است. مهار اکسیداسیون و کاهش چربی خون توسط چندین گیاه دارویی با خواص آنتی‌اکسیدانی نیز گزارش شده است (لیو و همکاران، 2003) ( وانگ و همکاران، 2000). سیلی‌مارین همچنین با کاهش سنتز کلسترول در کبد و کاهش کلسترول خون از طریق مهار جذب آن در مجاری گوارشی می‌تواند برمتابولیسم غلظت چربی خون تأثیر گذار باشد (اسکتووا و همکاران، 2003). در بیماران دیابتی مبتلا به چربی خون بالا متابولیسم و فعالیت کبدی نیز مختل می‌شود که به‌طور مستقیم در متابولیسم چربی و قند اثر می‌گذارد (دی بیسگکلی، 2004) (ال‌سراج، 2004). سیلی‌مارین یک داروی گیاهی با خواص محافظ کبدی می‌باشد که با تنظیم متابولیسم کبدی احتمالاً می‌تواند تاثیری مثبت در متابولیسم قند داشته باشد. به علاوه سیلی‌مارین همانند دیگر عصاره‌های گیاهی حاوی ترکیبات بسیار فراوان می‌باشد که تاثیر بیولوژیکی آن را نمی‌توان به یک ترکیب واحد ارتباط داد. فلاونوییدها یک گروه ترکیبات موجود در سیلی‌مارین هستند که علاوه بر خواص آنتی‌اکسیدانی بسیار قوی، موجب تثبیت غشای سلول و افزایش گلوتاتیون سلولی شده که احتمالاً در کاهش چربی و قند خون تاثیر گذار می‌باشند (اسکونفیلد و همکاران، 1997) (اسکتووا و همکاران، 2003) (کاجیموتو و همکاران، 2004).
1-10 هدف از آزمایش:
با توجه به مشکلات سالهای اخیر در زمینه کمبود بارندگی و همچنین شور شدن آبهای زیر زمینی و در نتیجه خاک و با توجه به آنکه مرحله جوانه‌زنی حساس‌ترین مرحله رویشی گیاه نسبت به تنش شوری می‌باشد و نظر به اینکه تغییر الگو کشت و استفاده از گیاهان

مطلب مشابه :  منابع مقاله با موضوع دادگاهها، ،حال، ،