عملکرد آموزشی

آموزش و پرورش سازگار با نیاز جهان کنونی چنان آموزش و پرورشی است که برای دگرگونی انسان به سوی کمال، بالندگی و سازندگی از بسیج هیچ وسیله ای کوتاه نیاید. آموزش و پرورش گذرگاه پیمودن راه دست یابی به انسانیت کامل یا پیوستن به کلی است که انسان جزئی کوچک از آن است. بر پایه چنین نظامی هر کودک، نوجوان، جوان و بزرگسال ایرانی باید بتواند بر پایه توانایی های ذهنی و جسمی خود از فرصت ها و امکانات برانگیزاننده محیطی برخوردار گردد و از تجربه هایی که رفتار وی را از سازگاری خشنودی بخش با زندگی پرورش می دهند بهره مند گردد.

در عصر حاضر، بخش مهمی از فعالیت های فردی و اجتماعی را تعلیم و تربیت تشکیل می دهد؛ به طوری که یونسکو در گزارش جهانی اعلام کرده است: «تقریبا از هر پنج انسان، یک نفر یا شاگرد است یا در نظام آموزش رسمی به عنوان معلم خدمت می کند.»

امروزه بر همگان روشن است که سرچشمه تمام تحولات و نوآوری های آموزشی در جامعه، تجارب و نتایج تحقیقات علمی و عملی دانشمندان و صاحب نظران علوم اجتماعی و علوم تربیتی است. لذا در نگرش های جدید آموزشی، مدرسه برای شاگرد است؛ نه شاگرد برای مدرسه و توجه به رغبت ها و پرورش عواطف و استعدادهای شاگردان بسیار مهمتر از دانشی است که باید یاد بگیرند. در این میان، مدرسه مهمترین مکان و شایسته ترین جایی است که تجارب و یافته های علمی اندیشمندان و معلمان جامعه بشری می تواند در آنجا مورد ارزشیابی و آزمایش قرار گیرد.

بدون تردید در تمام نظام های آمورشی، معلم نقش کلیدی داشته، چشم امید جامعه از هر سو به جانب اوست و جوامع بشری هرگونه تحول و پیشرفت علمی و معنوی خود را ناشی از نگرش، همت و تلاش معلمان می دانند.

در نظر ژاپنی ها شایستگی هر نظام به اندازه شایستگی معلمان آن است، از این رو، می توان گفت معلم،  مهم ترین عضو نظام آموزشی در فرایند یاددهی – یاد گیری و معمار اصلی نظام آموزشی است. لذا، جهان به سرعت دگرگون می شود و معلمان نیز باید مانند سایر گروه های حرفه ای با این واقعیت روبه رو شوند که آموزش های اولیه آنان در جهان امروز چندان مفید نخواهد بود و آنان باید در سراسر عمر خود، دانش خود را روزآمد کنند. (دانش پژوه، 1382)

4-1- ویژگی های معلم کارآمد

به طور کلی بقا و دوام و پیشرفت هر جامعه ای به کارایی و کیفیت تعلیم و تربیت آن جامعه بستگی دارد و توفیق برنامه‏های نظام آموزش نیز بسته به وجود معلمانی است که از صلاحیت های علمی و مهارت های شغلی و حرفه‏ای لازم برخوردار باشند.

در این دیدگاه، معلم خوب‏ رونوشت شخصیت‏های دیگر نیست، بلکه فردی است که خصوصیاتی منحصر به خود دارد. صاحب چیزی است که‏ جدا از آن خود اوست. بعضی از هنرمندان این حالت را «کشف زبان ویژه خود» نامیده‏اند. به هر صورت، معلم‏ شایسته کسی است که طریقه استفاده از وجود خود، استعدادها و شرایط محیطش را می‏شناسد و آن‏ها را چنان به‏ کار می‏گیرد که رضایت خود او و شاگردانش را فراهم می‏آورد و جامعه نیز از این وضع احساس رضایت می‏کند. معلم مؤثر انسانی است ممتاز که می‏داند چگونه از وجود خویش به نحو احسن و ثمربخش برای رسیدن به هدف‏های خود و جامعه در تربیت دیگران استفاده کند.

بنابراین، امروزه نقش معلم در نظام آموزشی جنبه نهادی پیدا کرده و بسیاری از گروه های اجتماعی، افراد و دانش آموزان و دانش آموختگان مختلف، انتظارات کلی مشخصی از آنچه که یک معلم هست و باید باشد دارند. اما به نظر می رسد انتظارات کلی مورد نظر در عمل دچار مشکل می گردند؛ زیرا همه ما در طول حیات تحصیلی یا حرفه ای خود با معلمان و اساتیدی مواجه شده ایم که از آنها با کلمات خوب یا بد یاد کرده ایم!

بنابراین یک سوال اساسی پیش می آید که آیا این دو معلم با یکدیگر اصولا یکسان هستند یا اینکه تفاوتی بین آنها وجود دارد؟

آیا همه معلمان، شایسته و کارآمد هستند؟ آیا می توان ملاک هایی برای شایستگی یک معلم تصور کرد یا اینکه معلمان همگی یکسانند و ملاک مشخصی برای شایستگی یکی بر دیگری وجود ندارد؟ آیا ذاتا برخی از افراد معلم به دنیا می آیند یا معلمی حرفه ای است که بعضی ها آنرا بهتر یاد می گیرند؟

این سوالات، مطالب مهم و حیاتی می باشند که می بایست به آنها پاسخ های دقیق داد.

مطلب مشابه :  سوال مهر 97 رئیس جمهور  ,بهترین جواب به سوال مهر 98-1397 نوزدهم

به عقیده مک دانلد معلمان خوب قادرند یادگیری دانش آموزان را افزایش داده و از طریق پاداش دادن به دانش آموزان و دادن امکانات بیشتر برای آموختن، سطح انگیزه آنها را بالا ببرند. به عقیده برونینگ و گلاور، در کنار نقش های مورد نظر، معلمان خوب که از آنها به نام معلمان کارآمد نام می بریم، قادرند قدرت تفکر دانش آموزان را پرورش داده، رشد او را تسهیل سازند و به خوبی از عهده اداره کلاس برآیند.

به منظور بررسی ویژگی های مورد نظر شاید صلاح باشد آنها را با تعمق بیشتری بنگریم؛ زیرا چناچه فونتانا تصریح نموده علیرغم پژوهش های انجام شده در خصوص ویژگی های معلمان کارآمد و موفق، هنوز یافته ها و اطلاعات اندکی موجود است. این مسأله البته تعجب آور نیست زیرا عوامل زیادی در بیرون از معلم وجود دارند که وضعیت را پیچیده می سازند، مانند سن، توانایی و زمینه های اجتماعی – اقتصادی، دانش آموزان، موضوع تدریس، محیط مدرسه و….. به عقیده فونتانا آنچه برای یک معلم به صورت مجموعه ای از شرایط عمل می کند می تواند برای معلم دیگر یا همان معلم در شرایط دیگر، کارایی نداشته باشد.

قسمت اعظم تحقیقات مربوط به عملکرد آموزشی معلم بر اساس متغیرهایی از خصوصیات معلم است که منجر به ایجاد رفتار مطلوب در دانش آموز می گردد. اما مسئله اساسی، انتخاب این خصوصیات و نحوه ارزیابی آن است. (گروسی فرشی، 1374)

ملکی(1380) از عملکرد آموزشی با عنوان صلاحیت های مهارتی یاد کرده و آن را به مهارت ها و صلاحیت و توانایی های علمی معلمان، در فرایند یاددهی – یادگیری مرتبط می داند. مهارت معلم در طرح درس و توانایی استفاده و کاربرد انواع روشهای مختلف یاددهی – یادگیری از صلاحیت های مهارتی معلمان می باشد. (ملکی، 1380)

«بیچر[1]» براساس تحقیقاتی که در چند دهه اخیر بر روی ملاک کارایی معلم صورت گرفته یک توزیع فراوانی از این ملاکها تهیه کرده است. در این توزیع فراوانی سه نوع ملاک بطور کلی دیده می شود:

1- رتبه بندی توسط افراد مختلف و خود معلم

2- ارزیابی عملکرد و موفقیت دانش آموز براساس آزمونهای پیشرفت تحصیلی

3- عملکرد معلم در آزمونهای مربوط به کارایی معلم

رتبه بندی توسط افراد مختلف در این بررسی بیشترین فراوانی و در درجه دوم ترکیبی از معیارها و در درجه سوم افزایش نمره شاگرد از لحاظ فراوانی دارای اهمیت است. دوماس و تیدمن[2] هم ملاکها و معیارهای کارایی معلم را به سه دسته تقسیم کرده اند:

1- نتایج آزمونهای مربوط به توانایی تدریس

2- قضاوت و رتبه بندی توسط مدیران، همکاران، شاگردان و افراد معمولی

3- نتایج آزمون های پیشرفت تحصیلی

ملاک نهایی کارایی معلم معمولا به معنای تاثیر معلم روی دانش آموز در تحقق بعضی از هدفهای تربیتی است و برای این منظور عملا از افزایش نمرات در آزمونهای پیشرفت تحصیلی استفاده شده است. (گروسی فرشی، 1374)

رهنمای هدایی (1373) در تحقیق خود با عنوان «پژوهش درباره میزان کارایی دبیران مأمور به تحصیل در تبریز»، بازده آموزشی یا عملکرد آموزشی معلم را از طریق شاخص های درصد قبولی، تعداد ارزشیابی کلاسی و تعداد غیبت از جلسه درسی، اندازه گیری کرده است.

در این تحقیق، برای ارزیابی عملکرد آموزشی مجموعاً 20 امتیاز در نطر گرفته شده که هر یک از عوامل و امتیاز مربوط به آن، به شرح جدول زیر محاسبه می گردد:

 

عامل سقف امتیاز نحوه محاسبه
درصد قبولی 10 به ازای هر 10 درصد قبولی، یک امتیاز به دبیر اختصاص می یابد.
تعداد ارزشیابی کلاسی 6 تعداد مطلوب ارزشیابی کلاسی برای هر ترم، 3 مرتبه و به ازای هر ارزشیابی، 2 امتیاز در نظر گرفته می شود.
تعداد غیبت از جلسه درسی 4 در این بررسی حضور دبیر در تمامی جلسات سه ماهه دوم مورد نظر بوده است. اگر دبیر در طول سه ماهه دوم غیبت نداشته 4 امتیاز به او داد شده و به ازای هر جلسه غیبت یک امتیاز از او کم شده است.

 

بررسی ها نشان می دهد که در داخل کشور و نیز در کشورهای خارجی از ملاکهای گوناگونی برای ارزیابی عملکرد آموزشی استفاده نموده اند. مجموعه این ملاکها را میتوان به سه گروه تقسیم نمود:

1- بررسی عملکرد آموزشی با ملاک پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و تحقق هدفهای تربیتی در آنان

2- بررسی عملکرد آموزشی با ملاک روشهایی که در جریان تدریس به کار می رود که ملاک تحلیلی نامیده می شود. این ارزیابی به صورت  خرد صورت می گیرد یعنی مطلب درسی به مطالب و اعمالی که موردنظر است تقسیم و بعد از هر قسمت جریان تدریس فیلمبرداری می شود و ارزیابی بر اساس نوارهای تهیه شده صورت می گیرد.

مطلب مشابه :  خرابی بازار خونه در سال 97

3- بررسی عملکرد آموزشی با ملاک کیفیت فعالیت معلم در جریان تدریس. در این مدل رفتارها به دو دسته تقسیم می شوند: اول، رفتارهایی که مربوط به دادن اطلاعات به شاگرد می شود و دوم، رفتارهایی که جنبه تعامل با شاگرد دارد.

شیوه های بررسی ملاکهای کارایی را نیز مجموعا می توان به سه گروه تقسیم نمود:

1- رتبه بندی عملکرد معلم توسط افراد مختلف همچون دانش آموزان و مسئولان مدارس و خود معلم

2- عملکرد و موفقیت دانش آموزان یا دانشجویان بر اساس آزمونهای پیشرفت تحصیلی

3- عملکرد معلم در آزمونهای مربوط به کارایی معلم

از موارد فوق، مورد اول بیشترین کاربرد را در تحقیقات مختلف دارد و در برخی از بررسی ها ترکیبی از این عوامل بکار برده می شود.

از مجموعه بررسی هایی که در ایران در زمینه عملکرد آموزشی انجام یافته است، روشی بجز رتبه بندی عملکرد معلم در قالب پرسشنامه هایی که توسط خود معلم و یا دیگران تکمیل می گردد و بررسی نمرات امتحانی دانش آموزان و درصد قبولی آنان، شیوه دیگری وجود ندارد. (گروسی فرشی، 1374)

با این حال، شایستگی و اهمیت معلم برای اشتغال در کار آموزش و پرورش در ابعاد عمده و اساسی زیر مورد توجه قرار گرفته است:

1- توانایی جذب دانش آموزان  و دانشجویان: به عقیده دکتر سیف، یکی از ویژگیهای معلمان کارآمد جذب شاگردان به جلسات درس و ادامه شرکت آنان در فعالیتهای یادگیری می باشد. به عقیده برونینگ و گلاور، معلمان کارآمد قادرند آنچه را دانش آموزان ایشان باید فرا گیرند به آنها منتقل سازند. آنها سازمان یافته تر عمل کرده و شاگردان خود را خیلی روشن توجیه نموده به نحوی که شاگردان آنها می دانند  چه کاری را باید انجام دهند. توانایی انتقال اهداف درس به دانش آموزان، تأثیرات عمیقی بر آمادگی دانش آموزان برای شرکت در کلاس، بر کار ایشان در کلاس و نیز مطالعاتی که باید  انجام دهند دارد. معلمان با کفایت می دانند که برای هر دانش آموزی درس را باید از کجا شروع کرد و هر جا که لازم آید به آموزش انفرادی روی می آورند و سرعت تدریس  را متناسب  با پیشرفت دانش آموزان تنظیم می کنند،به همین دلیل همه دانش آموزان، چون مطالب با مهارتهای متفاوت ایشان تناسب دارد،به فعالیت برانگیخته می شوند.

2- پرورش مهارتهای اجتماعی: آموزش و پرورش امری فراتر از انتقال دانش به دانش آموزان می باشد و علاوه بر بعد شناختی، بعد عاطفی آموزش نیز جز برنامه های آموزشی محسوب می شود؛ چرا که رشد شخصیت شاگردان، شهروند خوب شدن، اجتناب از خشونت، یادگیری شیوه مناسب برخورد با دیگران، برقراری ارتباط با سایر افراد و به طور کلی، داشتن مهارت های اجتماعی در ارتباطات بین فردی، برای زندگی در دنیای کنونی امری ضروری است. در این میان، معلم مهمترین نقش را در رشد اجتماعی و مهارت های اجتماعی دانش آموز ایفا می کند.

3- یادگیری مداوم: به نظر می رسد می توان بهترین معلمان را کسانی دانست که اوقات خود را صرف یادگیری می کنند. به نظر می رسد متاسفانه برخی از معلمان با شروع تدریس، یادگیری را متوقف می سازند و به جزوه هایی که روزگاری تهیه کرده اند بسنده می سازند. به همین دلیل جهان در حال تغییر از کنار آنها می گذرد و به سرعت ایشان را در وضعیتی قرار می دهد که دیگر آمادگی تدریس کارآمد را ندارند. یک معلم کارآمد معمولا تحولات مربوط به رشته خود را تعقیب می کند و دائما مهارتهای خویش را بهبود می بخشد. آنها همواره در حال آموختن هستند. به عبارت دیگر آنها دائما در حال شاگردی کردن هستند.

4- اداره کلاس: معلمان کارآمد معمولا دارای کلاسی مطلوب، منسجم و پربار هستند. معلمان کارآمد نسبت به آنچه در کلاس ایشان اتفاق می افتد بسیار حساس هستند و قادرند مشکلات را رفع کنند. این معلمان اغلب توجه کافی به شاگردان داشته و حساس اند که به همه افراد فرصتها و کمک مساوی  داده شود. از این نظر معلمان خوب، راحت و قابل اعتماد و اطمینان جلوه می کنند. اینان معلمانی صبور و بردبارند و الگویی عالی از اجرای نقش خود هستند. آنها به موقعیت دانش آموزان توجه کرده و به عقیده گینات نسبت به دانش آموزان توجه و مراقبت نشان داده و به شاگردان کمک می کنند تا فراگیرند که چگونه می توان با دیگران همکاری جمعی داشت و در عین حال خوشحال و مفید بود. آنها محیطی ایجاد می کنند لذت بخش و شادی آفرین که در آن شوخی و تفریح مشترک مرزهای میان معلم و کلاس را تقلیل داده و به شرطی که در آن زیاده روی نشود به کلاس کمک می کند که معلم را بیشتر به صورت یک دوست و همراه تصور کنند. همین نحو، آمادگی همکاری با دوستان در کلاس افزایش یافته و بدین ترتیب تعداد حوادثی که به مشکلات موجود در کنترل کلاس می انجامد، تقلیل می یابد.

مطلب مشابه :  بهترین راه یادگیری زبون انگلیسی

5- رفتارهای کلاسی معلمان: به عقیده بسیاری از پژوهشگران آموزشی، همبستگی معناداری بین بعضی از رفتارهای معلمان و پیشرفت تحصیلی شاگردان آنها وجود دارد. از جمله متغیرهای آموزشی یا رفتار کلاسی معلمان که با یادگیری شاگردان رابطه و همبستگی معنی دار نشان داده اند، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • دادن آزادی عمل به دانش آموزان تا حد امکان و تأکید بر یادگیری و فعالیت آنها
  • دادن فرصت یادگیری به شاگردان برای یادگیری مطالب تا سرحد تسلط
  • استفاده از عقاید شاگردان، شامل تشویق شاگردان به اظهار نظر و تأیید نظریات آنها
  • استفاده از مطالب سازمان دهنده شامل مرور کردن مطالب و ایجاد ارتباط مطالب درسی با یکدیگر
  • انتقاد پذیری
  • تحمل عقاید نو و غیر عادی دانش آموزان
  • برخورداری از صبر و تحمل بالا
  • برخورداری از انگیزه قوی
  • داشتن رابطه دوستانه با دانش آموزان و احترام قائل شدن برای هر یک از آنها
  • اجازه دادن به دانش آموزان برای اینکه گاهی اشتباه کنند. (آتش پور، 1378)
  • پذیرفتن اشتباهات خود
  • ارتباط دادن مطالب درسی با مسائل زندگی و تجارب واقعی شاگردان
  • دادن فرصت یادگیری مجدد به دانش آموزانی که مطالب را یاد نگرفته اند.
  • به کارگیری شیوه های صحیح تشویق و تنبیه
  • استفاده از رایانه و نرم افزارهای مرتبط در صورت لزوم و وجود امکانات
  • استفاده از روش های تدریس فعال
  • انجام ارزشیابی مستمر از آموخته های دانش آموزان و آگاه سازی آنان از نتایج ارزشیابی
  • ایجاد انگیزه در دانش آموزان از طریق فعال کردن آنان در کلاس درس
  • ارائه تکالیف درسی جهت تثبیت یادگیری دانش آموزان
  • توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان در هنگام تدریس
  • استفاده از مهارت های غیرکلامی در هنگام تدریس
  • ارتقای سطح علمی از طریق تبادل نظر با سایر همکاران و شرکت در جلسات گروه های آموزشی
  • داشتن برنامه مدون و زمان بندی شده برای اداره کلاس
  • ایجاد فرصت سؤال برای دانش آموزان و تشویق آنها به سؤال کردن
  • تشویق دانش آموزان به ساختن وسایل کمک آموزشی
  • تشویق دانش آموزان به نوآوری، ابداع و ابتکار
  • ترغیب دانش آموزان به مطالعه کتاب های غیردرسی در رابطه با درس خود
  • ایجاد محیطی آرام و بدون استرس در کلاس درس
  • استفاده از منابع مطالعاتی مختلف و مرجع متناسب با رشد ذهنی دانش آموزان در تدریس و ارائه تکالیف درسی
  • آموزش خود کنترلی به دانش آموزان
  • برانگیختن شاگرد به کشف و شناخت مسائل تازه
  • داشتن روش‏های معین، ارزش‏های‏ مشخص و تکنیک‏های مخصوص و مربوط به خود (رهنمای هدایی، 1373)
  • بکار گیری شیوه های مناسب و مؤثر تربیتی برای ایجاد و تقویت رفتار مثبت دانش آموزان
  • تعیین تکالیف یا ارائه موضوعات تحقیقی در حد توان دانش آموزان و کنترل و نظارت بر انجام آنها
  • همکاری و تلاش برای رفع مشکلات تحصیلی و انضباطی فراگیران
  • تلاش برای ایجاد شوق و دلبستگی به دین و دانش در دانش آموزان
  • ابداع روش ها و یا شیوه های مؤثر در انتقال دانش و مهارت شغلی به دیگران (شیوه نامه اجرایی ارزیابی عملکرد کارمندان در سال 91-90)

چنانچه معلمان دارای شایستگی های فوق نباشند، به طور خواسته یا ناخواسته عملاً به عوامل آسیب زا در کلاس های درس، تبدیل می شوند. جای شگفتی است که مبارزه جهانی در راه همگانی ساختن آموزش پایه و بهتر کردن کیفیت آن و افزایش تعهدات ملی و بین المللی جهت تسریع در تحقق این هدف ها تا پایان دهه حاضر، با بدتر شدن وضعیت تدریس و شرایط کاری معلمان در سطح جهانی همراه بوده است. در آغاز دهه 1991 در دومین گردهم آیی (سازمان بین المللی کار؛ ILO) در زمینه شرایط کار معلمان این نتیجه حاصل شد که موفقیت معلمان به مرحله فوق العاده پایینی تنزل کرده است. در عین حال خواسته شده که به شرایط دلخراش و ناخوشایند معلمان در سراسر جهان و خروج دسته جمعی معلمان واجد صلاحیت و مجرب توجه جدی شود. اما در حال حاضر هیچ نشانه ای از بهبود یافتن این وضعیت مشاهده نشده است و برعکس، قراین نشان می دهد که گرایش های منفی طی سال های اخیر تشدید شده است. (تقی پورظهیر و دیگران، 1388)

[1]. Beecher

[2]. Domas & Tiedeman