19 مدل های جدید اعتباربخشی در آموزش عالی

امروزه با توجه به اهمیت اعتباربخشی و نقش ویژه آن در ارزیابی و تضمین کیفیت آموزش عالی ، بسیاری از دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی ، به منظور بهبود و ارتقای کیفیت خود ، به تقویت فرآیند اعتباربخشی در برنامه های خود پرداخته اند . از این رو اعتباربخشی و ساختارهای مربوط به آن در نظام های آموزش عالی پیشرفت چشمگیر و وسیعی داشته است . با توجه به این امر ،کمسیون عالی یادگیری در انجمن نورث- سنترال به منظور انجام انجام فرآیند اعتباربخشی و حفظ آن ، سه مدل جدید طراحی و تدوین کرده که عبارتند از : برنامه ارزیابی و ارتقاء کیفیت(PEAQ)[1] ، برنامه بهبود کیفیت علمی(AQIP) و مدل مسیر[2] (باز و استاندارد) .

2-19-1 برنامه بهبود کیفیت علمی (AQIP)

این برنامه ، یک نوع فرآیند خود ارزیابی[3] است که برای اولین بار توسط کمسیون عالی یادگیری در انجمن مرکزی شمال در سال 1999 تدوین شد . هدف این برنامه، طراحی یک مدل نوآورانه و به چالش کشیدن فرآیند اعتباربخشی سنتی بود . برنامه بهبود کیفیت علمی به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کمک می کند تا اهداف و مقاصد خود را با اثربخشی ، سرعت و کارایی بیشتری محقق کنند به گونه ای که بتوانند استقلال و یگانگی خود را در رقابت ها و تغییرات سریع محیط آموزش عالی حفظ کنند (اسپانگل ، 2000) برنامه مذکور تا مدتی پیش به صورت یک پروژه بود ولی به تازگی توسط هیئت امنای انجمن مرکزی شمال تأیید شده و به صورت یک برنامه درآمده است . گزارش و اقدامات مربوط به این برنامه در سایت کمسیون موجود است (هویدا ، 1386)

این مدل براساس ترکیبی از اصول عملکرد کیفیت ، بهبود فرآیندها و تئوری مدیریت کیفیت جامع می باشد به طوری که از طریق ارزیابی عملکرد ، تأثیر فرآیندها و برنامه های آموزشی بر یادگیری دانشجویان را بررسی می کند ( داف ، 2006)

دلایل ایجاد مدل بهبود کیفیت علمی توسط کمیسیون عالی یادگیری عبارتند از :

1- تمرکز کردن بر دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی خصوصاً فرآیندهای یاددهی و یادگیری ، هم چنین درگیر کردن معلمان و اساتید در همه فرآیندهای بهبود کیفیت علمی به طور مستقیم

2- فراهم کردن دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی عضو انجمن مرکزی شمال با بازخوردهای واقعی و حمایت های عملیاتی که از این طریق آنها می توانند سطوح عالی عملکرد و اثربخشی را در آموزش دانشجویان نهادینه کنند .

3- کم کردن هزینه ها و هم چنین کاستن از چرخه های بهبود مرتبط با اعتباربخشی سنتی

4- شناسایی و نگهداری امتیازات نهادی و دستیابی به پاداش و کسب منزلت در زمینه اعتباربخشی

5- عرضه اطلاعات مفید و قابل درک در زمینه های مرتبط با کیفیت و ارزش دانشگاه ها و نهادهای اعتباربخشی(کمیسیون عالی یادگیری ، 2012)  .

اصول و فرآیندهای بهبود کیفیت چارچوب و اساسی برای برنامه بهبود کیفیت علمی هستند و مجموعه ساختارمندی از اهداف ، شبکه ها و فعالیت های پاسخگویی را فراهم می آورند. فرآیندهای مربوط به برنامه بهبود کیفیت علمی اساسی در جهت اندازه گیری توانایی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی به منظور بهبود در عرصه های  خاص هستند که حداقل یکی از این فرآیندها باید به عنوان یک الویت برای ارتقاء و ارزیابی یادگیری دانشجویان تشخیص داده شود . فرآیند های مربوط به ارزیابی یادگیری دانشجویان با اصول مدیریت کیفیت جامع در زمینه هایی مانند داده های قابل اندازه گیری ، کاربرد ابزارهای کیفیت و کاربرد مدل برای فرآیندها و بهبود مستمر ترکیب می شود (کمیسیون عالی یادگیری ، 2003) .

مدل برنامه بهبود کیفیت علمی با دیگر مدل های سنتی اعتباربخشی تفاوت دارد . زیرا این مدل براساس خود ارزیابی و بهبود مستمر می باشد و مستلزم تمرکز مداوم بر عملکرد است . مدل های سنتی اعتبارسنجی ، داده های کمی را ملاک عمل قرار می دهد و آنها را قبول دارد (بوگیو[4] ، 1999). در حالی که مدل بهبود کیفیت علمی برای اندازه گیری بهبود ، بیشتر بر داده های کیفی تمرکز می کند نه بر داده هایی که با شمردن سرو کار دارد . این مدل به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کمک می کند تا تلاش هایشان را بر فرآیندهایی متمرکز کنند که برای آنها و ذینفعانشان اهمیت دارد و بر اطلاعاتی که منعکس کننده عملکرد آن سازمان نباشد موافقت و اعتماد نکنند . برنامه بهبود کیفیت علمی بر مفاهیم اندازه گیری کیفیت صحیح و فرآیندهای جامع تأکید می کند که از این طریق سازمان ها را در زمینه پاسخگویی هدایت می کند (کمیسیون عالی یادگیری ، 2003) .

اعتبارسنجی لازم است اما پاسخگویی اساسی تر است و ارتقا دهندگان مدل بهبود کیفیت علمی معتقدند که برنامه بهبود کیفیت علمی وسیله ای متعالی برای سازمان های آموزشی است تا پاسخگویی را از طریق اعتبارسنجی کسب کنند (اتون[5] ، 2003) . مدل های جدید براساس بهبود مستمر به سازمان های آموزشی کمک می کنند تا بر آنچه که برای آنها اهمیت دارد تمرکز کنند ، نتایج و پیامدهای خود را اندازه گیری کنند و برای موفقیت در زمینه های کیفی تغییرات لازم را ایجاد کنند  (بوگیو[6] ، 1999) .

2-19-1-1 ارزشها و مؤلفه های برنامه بهبود کیفیت علمی

تحقیقات و بررسی ها نشان داده که در دانشگاه هایی که رویکردهای سیستماتیکی را به منظور بهبود مستمر کیفیت توسعه داده اند ، 10 ارزش عمومی وجود دارد . این ارزش ها در همه مؤلفه ها ، فعالیت ها ، فرآیندها و خدمات مربوط به برنامه بهبود کیفیت علمی دمیده شده است  . این ده ارزش کلی( ارزش ها و اصول بهبود کیفیت علمی) عبارتند از :     

1- تمرکز : رسالت و بینش دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی نیازمند تمرکز بر انتظارات دانشجویان و سایر ذینفعان می باشد . بنابراین از این طریق دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی کیفیت محور می توانند سیستم های ارتباطی ، ساختار سازمانی ، تصمیم گیری و ساختارهای برنامه ریزی و بهبود خود را شکل دهی کنند .

2- درگیری : تشویق ، مشارکت و درگیری همه اساتید ، کارکنان و مدیران به تصمیات بهتر و تقویت کردن سیستم های انفرادی و گروهی ، فعالیت ها و نوآوری ها .

3- رهبری : رهبران و سیستم های رهبری که از فرهنگ کیفیت حمایت می کنند و به طور مداوم ارزش ها و رفتارهای مرتبط با همه اجزاء یک بینش روشن در مورد آینده را الگو قرار می دهند .

4- یادگیری : یادگیری متمرکز بر محیط ، به دانشگاه ها اجازه می دهد تا برای کیفیت ارزش قائل شده و از طریق تمرکز و توجه بر یادگیری دانشجویان ، کادر آموزشی ، کارکنان و حتی خود سازمان ، استعداد و قابلیت های افراد را افزایش می یابد .

5- افراد : احترام قائل شدن برای افراد(اساتید ، کارکنان و مدیران ) و هم چنین ایجاد رضایت برای آنان در دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی کیفیت مدار منجر به حمایت و قدردانی از توسعه فردی و سیستماتیک اساتید ، کارکنان و مدیران می گردد .

6- همکاری : همکاری و مشارکت افراد ، عاملی در  جهت حمایت از بینش مشترک می باشد . از این رو حائز اهمیت است که دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی کیفیت مدار ، به طور فعال افراد را به همکاری داخلی و خارجی تشویق نمایند .

7- چابکی : توانایی و انعطاف پذیری و پاسخگویی نسبت به نیازها و وضعیت های در حال تغییر که به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کیفیت مدار کمک می کند تا به سرعت به فرصت ها ، تهدیدها و نیازها و رویه های در حال تغییر پاسخگو باشند و در مقابل آنها انعطاف پذیر باشند .

مطلب مشابه :  پیش بینی بازار خونه در 97 با توجه به نوسانات قیمت ارز

8- دور اندیشی : برنامه ریزی برای نوآوری و بهبود به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کیفیت مدار اجازه می دهد تا در مورد آینده بیاندیشند و در مورد شرایط در حال تغییر پیش بینی و دور اندیشی دقیقی داشته باشند. دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی از طریق دور اندیشی می توانند پیش بینی کنند که چگونه تغییرات ممکن است بر روی دانشجویان و سایر ذینفعان تأثیر بگذارد .

9- اطلاعات : حقایق براساس اطلاعات جمع آوری شده حاصل می شود و از این طریق دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کیفیت مدار  ، تجزیه و تحلیل و تصمیم گیری را مورد حمایت قرار داده و توانایی آنها را برای ارزیابی قابلیت های جاری و اندازه گیری عملکرد به طور واقع بینانه افزایش می دهد .

10- تمامیت : تمامیت و مسئولیت پذیری به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کیفیت مدار کمک می کند تا ارزش ها را در گفتار و کردار خود الگو قرار دهند (کمیسیون عالی یادگیری ، 2012 ).

در راستای این ارزشها ، کیسیون عالی یادگیری ، معیارها و مؤلفه های 9 گانه ای را برای برنامه بهبود کیفیت علمی تدوین کرده است . شکل 2-14 مؤلفه های مدل بهبود کیفیت علمی را نشان داده است که از طریق آنها ارتباط متقابل بین سیستم ها و فرآیندها در حمایت از رسالت دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی تبیین می شود .

[1] – the program to evaluate and advance quality

[2] – Pathway

[3] – self-assessment

[4] – Bogue

[5] – Eaton

[6] – Bogue

بر طبق گفته کمسیون عالی یادگیری (2012) مؤلفه های برنامه بهبود کیفیت علمی شامل موارد ذیل است :

1-کمک به یادگیری دانشجویان : این مؤلفه ، هدف مشترک و تسهیم شده همه سازمان های آموزش عالی است به عبارت دیگر این اصل محور هر تحلیل آموزشی می باشد . این مؤلفه نشان می دهد که چگونه تمام دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی به منظور کمک به یادگیری دانشجویان مشارکت و همکاری می کنند . اسپانگل (2000) بیان می کند که تمرکز اولیه برنامه بهبود کیفیت علمی بر یادگیری دانشجویان است . بنابراین با توجه به اهمیت اصل کمک به یادگیری دانشجویان در نهادهای آموزش عالی ، این اصل به عنوان اولین اصل در مدل بهبود کیفیت علمی در نظر گرفته شده است . از طریق این مؤلفه دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی ، سیستم های مرتبط با هدف های یادگیری ، ارزیابی دانشجویان ، اندازه گیری و تجزیه و تحلیل نتایج  و درنهایت بهبود مستمر برمنای نتایج را بررسی می کنند . از اینرو دانشگاه ها باید توضیح بدهند که چگونه یادگیری دانشجویان محقق ، ارزیابی و بهبود بخشیده می شود  .

2- تحقق اهداف جانبی : فرآیندهایی که به تحقق هدف اصلی ( کمک به یادگیری دانشجویان ) ، تحقق رسالت و متفاوت شدن دانشگاه از دانشگاه های دیگر کمک می کند . این مؤلفه ، فرآیندها و سیستم های مرتبط با شناسایی اهداف جانبی ، نقش های مربوط به اساتید و کارکنان ، ارزیابی و بازبینی اهداف ، اندازه گیری ، تحلیل نتایج و بهبود تلاش را بررسی می کند . تحقیقات کاربردی ، هزینه های کمک دانشجویی ، خدمات فنی و عمومی ، خدمات مرتبط با یادگیری ، مشوق های اقتصادی ، رشد سرمایه سازمانی ، مشارکت در ورزش ها نمونه ها و مثال هایی از تحقق اهداف جانبی می باشند .

3- درک نیازهای دانشجویان و سایر ذینفعان : بررسی می کند که چگونه دانشگاه ها فعالانه  ، نیازهای دانشجویان و سایر ذینفعان را بررسی می کنند . این مؤلفه به بررسی فرآیندها و سیستم های مرتبط با شناسایی دانشجویان و ذینفعان ، انتظارات دانشجویان و ذینفعان ، تحلیل نیازهای دانشجویان و ذینفعان ، ارتباط با دانشجویان و ذینفعان ، توجه به شکایت ها ، تجزیه و تحلیل ، رضایت دانشجویان و ذینفعان ، تحلیل نتایج و بهبود تلاش ها می پردازد .

4– ارزش قائل شدن برای افراد : دانشگاه ها به دلیل سهیم بودن تلاش همه افراد در کسب موفقیت ها ، متعهد می شوند تا برای اساتید ، کارکنان و مدیران ارزش قائل شده و به تشویق و دادن امتیاز به آنان بپردازند . این مؤلفه به بررسی سیستم ها و فرآیندهای مرتبط با محیط شغلی ، نیازهای نیروی کاری ،آموزش نوآوری ها ، شایستگی های شغلی ، استخدام ، آموزش ، ارزیابی کارکنان ، شناسایی ، پاداش و مزایا ، عوامل انگیزشی ، سلامتی و خشنودی ، اندازه گیری ، تحلیل نتایج و بهبود تلاش ها می پردازد .

5- رهبری و ارتباطات : بررسی می کند که چگونه فرآیندها ، ساختارها و شبکه های رهبری و ارتباطات دانشگاه را در تنظیم دستورات ، تصمیم گیری ها ، جست و جوی فرصت های آینده ، تصمیمات و اقدامات مرتبط با ذینفعان داخلی و خارجی و ایجاد یک محیط یادگیرنده هدایت می کند . این مؤلفه به بررسی فرآیندها و سیستم های مرتبط با فعالیت های رهبری کردن ، فعالیت های ارتباط برقرار کردن ، سیستم های رهبری ، تبیین ارزش ها و تجربیات سازمانی ، تنظیم دستورات ، جست و جوی فرصت های آینده ، تصمیم گیری ، کاربرد داده ها ، گسترش رهبری ، برنامه ریزی برای موفقیت ، اندازه گیری ، تحلیل نتایج و بهبود می پردازد .

6- حمایت از فعالیت های سازمان : شامل تنوعی از فرآیندهای حمایتی سازمان ، که به فراهم کردن محیط مبتنی بر یادگیری ، کمک می کند . این فرآیندها به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کمک می کند تا راههای لازم را برای بهبود عملیات و برنامه ها بدست آورند . و از این طریق خدمات حمایتی دانشجویان ، اساتید و کارکنان بررسی می شود . این مؤلفه به بررسی فرآیندها و سیستم های مرتبط با حمایت دانشجویان ، حمایت مدیران ، شناسایی نیازها ، مشارکت در یادگیری دانشجویان  ، عملیات روزانه ، کاربرد داده ها ، اندازه گیری ، تحلیل نتایج و بهبود تلاش ها می پردازد . حمایت از فعالیت های سازمانی به دانشگاه ها کمک می کند تا یک رویکرد سیستماتیک و مستمر در ارزیابی اهداف عملیاتی و برنامه ای داشته باشند .

7- سنجش اثربخشی : براساس این مؤلفه ، دانشگاه می تواند داده ها ، اطلاعات و دانش را مورد تجزیه وتحلیل قرار داده  ، تسهیم کرده و به کار برد و از طریق آن به مدیریت و بهبود عملکرد بپردازد . براساس این مؤلفه دانشگاه به بررسی فرآیندها و سیستم هاس مرتبط با جمع آوری ، ذخیره سازی ، مدیریت و استفاده از اطلاعات در سطوح سازمانی ، اندازه گیری اثربخشی سازمانی ، اطلاعات و داده های هم راستا با نیازها و دستور العمل های سازمانی ، اطلاعات و داده های جامع ، اندازه گیری ، تحلیل نتایج و بهبود تلاش ها می پردازد . براساس این مؤلفه دانشگاه ها به طور مداوم اثربخشی خود را در زمینه استفاده مؤثر از داده ها مورد سنجش قرار می دهند .

8- برنامه ریزی بهبود مستمر : براساس این مؤلفه دانشگاه به بررسی فرآیندهای برنامه ریزی می پردازد و تبیین می کند که چگونه برنامه های راهبردی و عملیاتی به تحقق رسالت و بینش دانشگاه کمک می کند . براساس این مؤلفه دانشگاه به بررسی فرآیندها و سیستم های مرتبط با بینش سازمان ، برنامه ریزی ، راهبردها و برنامه های عملیاتی ، هماهنگی و هم راستایی بین برنامه های راهبردی و عملیاتی ، اندازه گیری و طرح ریزی ، منابع مورد نیاز ، قابلیت های اساتید ، کارکنان و مدیران ، تحلیل عملکرد طرح و نتایج و بهبود تلاش ها می پردازد .

مطلب مشابه :  عناصر استراتژی سازمانی

9- ایجاد روابط مبتنی بر همکاری : براساس این مؤلفه دانشگاه به بررسی ارتباطات و ظرفیت های موجود به منظور مشارکت برای تحقق رسالت سازمان می پردازد . براساس این مؤلفه ، دانشگاه به بررسی فرآیندها و سیستم های مرتبط با شناسایی ارتباطات مشترک درونی و بیرونی ، هم ترازی ارتباطات مشترک و کلیدی ، ایجاد ارتباط ، الویت بندی ارتباطات ، شناسایی نیازها ، ارتباطات درونی ، اندازه گیری ، تحلیل نتایج و بهبود تلاش ها می پردازد (کمیسیون یادگیری عالی ، 2012 ) .

این مؤلفه ها ، رهنمودهایی برای دانشگاه هایی هستند که از برنامه بهبود کیفیت علمی استفاده می کنند و به آنها کمک می کند تا فرآیندها ، اهداف و نتایج خود را ارزیابی کنند . این دانشگاه ها از این نه مؤلفه به منظور تصمیم گیری های مبتنی بر داده ها استفاده می کنند . بنابراین هر یک از این نه مؤلفه ها باید در برنامه عمل اینگونه دانشگاه ها قرار بگیرد (اسپانگل ، 2004 ) .

2-19-1-2 محاسن برنامه بهبود کیفیت علمی

مانند هر مدل اعتباربخشی ، استفاده از مدل برنامه بهبود کیفیت علمی هم محاسنی برای دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی خواهد داشت . پیامدهای استفاده از این مدل برای دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی به شرح زیر می باشد :

1- یادگیری شیوه ای جدید برای خود ارزیابی

2- شناسایی قوت ها و کسب جایگاهی در بازار دانشگاهی

3- شناسایی فرصت ها برای بهبود و هم چنین شناسایی عرصه هایی برای پرورش و شکوفایی

4- دریافت بازخوردهای عینی

5- تبدیل شدن دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی به سازمان هایی که به طور مداوم تلاش می کند تا عملکردشان را به منظور ارائه بهتر خدمات به مشتریانشان و کسب منزلت بهبود ببخشند .

فرآیندهای مربوط به برنامه بهبود کیفیت علمی مستلزم این است که نهادهای آموزشی دارای یک رویکرد سیستمی به منظور حل مسائل آموزشی باشند و فرآیندهای مربوط به تصمیم گیری را تشویق کنند . مدل بهبود کیفیت علمی تلاش می کند تا اصول و منفعت های بهبود مستمر به داخل فرهنگ دانشگاه ها و سازمان های آموزشی منتقل کند تا کیفیت آموزش عالی تضمین و آشکار شود (کمیسیون عالی یادگیری ، 2003)  .

کلاوی و همکاران[1] (2003) محاسن استفاده از مدل بهبود کیفیت علمی برای اعتبارسنجی را به شرح زیر شناسایی کرده اند :

1- القاء فرآیندهای اعتبارسنجی به فرآیندها و سیستم های کاری روزانه

2- ایجاد فرهنگ بهبود مستمر و تعالی عملکرد

3- تحقق رسالت ها ، بینش و ارزش های یک سازمان

4- تأکید بر کمک به یادگیری دانشجویان

5- تأکید بر سیستم ها ، فرآیندها ، داده ها و اطلاعات

6- حمایت از گفتگوهای مداوم در زمینه الویت های نهادی ، فرآیندها و سیستم ها

7- پیوند دادن اداراکات تمام کارکنان و گروه های دانشجویی در زمینه تعالی عملکرد

راویتون[2] (2001) معتقد است که موفقیت آمیز بودن مدل بهبود کیفیت علمی وابسته است به همکاری اثربخش در زمینه اندازه گیری و ارزیابی یادگیری دانشجویان و استفاده از ابزارهای تفسیری اثربخش که نتایج را به شیوه ای مؤثر برای برنامه ریزی های منسجم در دانشگاه ارائه می دهد . کمسیون عالی یادگیری (2003) بیان می کند که مدل بهبود کیفیت علمی به شکل مؤثری اهمیت ارزیابی ، چشم انداز ، چارچوب و هدف را افزایش می دهد .

هدف اصلی این برنامه کمک به دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی به منظور بهبود عملکردها و ارتقاء اثربخشی آنها می باشد . این مدل چشم اندازهای دانشگاه و مؤسسات آموزش عالی را در فرآیندها ، نتایج و فرصت ها به منظور بهبود مستمر به کار می برد . فرآیند مربوط به این مدل اعتباربخشی ، دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی را در آماده شدن برای آینده و گردآوری اطلاعات مورد نیاز به منظور تصمیم گیری ، یاری می دهد . این فرآیندها با خود ارزیابی فرصت های دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی به منظور بهبود شروع می شوند و سرانجام به ارزیابی کیفیت از طریق اصول نه گانه بهبود کیفیت علمی می پردازند (پمبراتون[3] ، 2005) .

یکی از دلایل ایجاد این مدل ، انتقاد از اعتباربخشی به شیوه سنتی می باشد . شباهت مدل بهبود کیفیت علمی با مدل های اعتباربخشی سنتی این است که در هر دو بر خود ارزیابی قوت ها و فرصتهای بهبود (ضعف ها) تمرکز می شود و تفاوت بین مدل بهبود کیفیت علمی و مدل های اعتباربخشی سنتی این است که مدل بهبود کیفیت علمی ، مجموعه ای خاص از ضوابط و معیارهای مشابه با استانداردهای مدل مالکوم بالدریج را مورد استفاده قرار می دهد . استاندارد های مدل بهبود کیفیت علمی به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی اجازه می دهد تا فرآیندهای وابسته به هم را از طریق بینش ها بررسی کند و اصولی را برای کشف فرصت ها جهت رشد و بهبود به کار گیرد (کمیسیون عالی یادگیری ، 2012 ) .

2-19-2 برنامه ارزیابی و ارتقاء کیفیت (PEAQ)

در سال 2003 ، هیئت امنای کمسیون یادگیری در سطح عالی ، به منظور حفظ وضعیت های اعتباربخشی شده ، هویتی جدید برای برنامه های سنتی خود بوجود آورد . که آن را برنامه ارزیابی و ارتقاء کیفیت نامیدند . این برنامه یک نوع مدل اعتباربخشی سنتی می باشد و در بین سال های 1999 تا 2000 ، با هدف بالا بردن پرسش های مهم در زمینه تناسب فرآیندها با اهداف گسترده تر و ایجاد یک هویت جدید مورد بررسی قرار گرفت (کمیسیون عالی یادگیری ، 2003 )  .

بر طبق گفته کمسیون انجمن مرکزی شمال (2012) این برنامه دارای یک فرآیند ارزیابی 4 مرحله ای است که بر فرآیندهای مربوط به بررسی دانشگاه و مراکز آموزشی توسط خود و ارزیابی بوسیله تیمی از ناظران همکار تمرکز می کند . مراحل 4 گانه این فرآیند ارزیابی به شرح زیر است :

1- مؤسسات آموزش عالی متعهد به انجام فرآیندهای خود ارزیابی در عرض دو سال می گردند و گزارشی از یافته ها و نتایج خود در مطابقت با انتظارات کمسیون فراهم می کنند .

2- فرستادن یک تیم ارزیابی به منظور انجام بازید جامع از تداوم اعتباربخشی و نوشتن گزارش هایی که پیشنهادهای تیم را در بر دارد .

3- اسناد مربوط به بازدیدهای جامع از فرآیند اعتباربخشی توسط تصمیم گیری های مربوز به کمیسیون مورد بازبینی قرار می گیرند .

4- کمیسیون با توجه به پیشنهادات تیم تصمیم گیری می کند .

از ویژگی های این برنامه این است که اولاً داوطلبانه می باشد یعنی هر مؤسسه آموزش عالی به طور داوطلبانه از طریق این برنامه به اعتباربخشی خود می پردازد . مشخصه دیگر این است که دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی از طریق این برنامه به ارزیابی درونی یا خود-ارزیابی می پردازند یعنی یکی از فرآیندهای مجود در طی مراحل این برنامه این است که دانشگاه یا مؤسسات آموزش عالی به ارزیابی و بررسی خود بپردازند . این برنامه هم چنین به اصل تضمین کیفیت نیز توجه ویژه ای دارد (کمسیون عالی یادگیری ، 2012 ) .

برنامه ارزیابی و ارتقاء کیفیت دارای 5 معیار اساسی است که عبارتند از :

1- توجه به رسالت و تمامیت :

این اصل به این معنی است که سازمان برای تضمین تحقق رسالت های خود در سراسر ساختارها و فرآیندهایی که هیئت امنا ، مدیران، اساتید ، کارمندان و دانشجویان را درگیر می کند با تمامیت  و درستی عمل می کند .

2- آماده شدن برای آینده :

این اصل به این معنی است اختصاص منابع و فرآیندهای سازمان به منظور ارزیابی و برنامه ریزی  ، ظرفیت سازمان را برای تحقق رسالت خود ، بهبود کیفیت آموزشی خود و پاسخگویی به چالش ها و فرصت های آینده نشان می دهد .

مطلب مشابه :  gud.ir

3- یادگیری دانشجویان و تدریس اثربخش :

به این معنی است که سازمان مدارک و شواهدی را مبنی بر یادگیری دانشجویان و تدریس اثربخش فراهم می کند که این امر تحقق رسالت های آموزشی را نشان می دهد .

4- اکتساب ، اکتشاف و کاربرد دانش :

به این معنی است سازمان زندگی مبتنی بر یادگیری برای اساتید ، مدیران ، کارمندان و دانشجویانش بوسیله پرورش و حمایت از پژوهش ، خلاقیت ، تمرین و مسئولیت اجتماعی در راستای رسالت خود ترویج می دهد .

5- اشتغال و خدمت : به این معنی است که سازمان براساس رسالت خود، هیئت هایش را شناسایی می کند و به آنان خدمات ارائه می دهد و برای آنان ارزش قائل می شود .

شیوه اعتباربخشی از طریق برنامه بهبود کیفیت علمی فقط برای دانشگاه ها و مؤسساتی قابل استفاده است که قبلاً از طریق برنامه ارزیابی و ارتقاء کیفیت اعتباربخشی شده اند . اگر دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی که از طریق برنامه بهبود کیفیت علمی ، اعتباربخشی شده اند ، تلاش مستمری را برای یهیود خود انجام ندهند ، این دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی دوباره باید به اعتباربخشی از طریق برنامه ارزیابی و ارتقاء کیفیت برگردند . اعتباربخشی از طریق مدل ارزیابی و ارتقاء کیفیت بر اسناد دانشگاهی و بازبینی عملکرد گذشته تمرکز می کند  . این برنامه دارای یک چرخه 10 ساله می باشد و قابل استفاده برای همه دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی می باشد برعکس برنامه بهبود کیفیت علمی که فقط برای دانشگاه هایی است که قبلاً از طریق برنامه ارزیابی و ارتقاء کیفیت اعتباربخشی شده اند . رسالت ، عنصر کلیدی و مهم در چارچوب این مدل اعتباربخشی می باشد . به گونه ای که این برنامه بر طبق رسالت دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی بسیار انعطاف پذیر می باشد . می توان گفت که یکی از تفاوت هایی که این مدل با برنامه بهبود کیفیت علمی دارد این است که این مدل براساس رسالت اداره می شود در حالی که برنامه بهبود کیفیت علمی براساس نیازها و توقعات ذینفعان اداره می گردد (کمیسیون یادگیری عالی ، 2003 ) . در جدول 2-3 به تفاوت های بین برنامه ارزیابی و ارتقاء کیفیت با برنامه بهبود کیفیت علمی اشاره شده است

جدول 2- 3 : تفاوت های موجود بین برنامه ارزیابی و ارتقاء کیفیت و برنامه بهبود کیفیت علمی

برنامه بهبود کیفیت علمی برنامه ارزیابی و ارتقاء کیفیت
تعریف کیفیت به عنوان برآورده کردن و در نظر گرفتن نیازها و انتظارات ذینفعان متناسب کردن ماهیت متفاوت دانشگاه یا مؤسسه آموزش عالی براساس یک رسالت
تمرکز بر پیامدهای مربوط به انتظارات و یادگیری ذینفعان فرآیندهای خود-ارزیابی به حفظ تمرکز دانشگاه یا مؤسسات آموزش عالی کمک می کند
خود-ارزیابی نهادی از منظر کیفیت ارزیابی اثربخش کل دانشگاه یا مؤسسات آموزش عالی
گسترده شدن بر اساس درگیری ارتباط با بینش مداوم و در حال پیشرفت دانشگاه یا مؤسسات آموزش عالی
حمایت رهبری از فرهنگی که براساس کیفیت اداره می شود به کار گماشتن و متعهد کردن هیئت ها و تشکیلات متعدد در دانشگاه یا مؤسسات آموزش عالی
دانشگاه یا مؤسسات آموزش عالی بر یادگیری تمرکز می کند مبنا قرار دادن رویه ها موجود
توسعه سیستماتیک اساتید ، کارکنان ، مدیران و غیره حمایت شدید توسط هیئت امنا
همکاری داخلی و خارجی نزدیک شدن به رهبران شناخته شده در سراسر دانشگاه یا مؤسسات آموزش عالی
دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کیفیت محور انعطاف پذیری و چابکی را ارتقاء می دهند ارائه شواهدی مبنی بر مناسب بودن اصول اعتباربخشی
پیش بینی آینده متعهد شدن به ناظران همکار
تمامیت( به پایان رساندن مسئولیت عمومی در قبال شهروندان توسط دانشگاه یا مؤسسات آموزش عالی چرخه ای بودن

منبع : کمیسیون عالی یادگیری (2003 ) ، کتاب راهنمای اعتباربخشی

2-19-3 مدل مسیر

اخیرا کمیسیون عالی یادگیری (2012 ) ، یک مدل بسیار جدید را برای اعتباربخشی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی تدوین کرده است . این مدل در سپتامبر سال 2012 توسط کمیسیون عالی یادگیری در انجمن مرکزی شمال تدوین شد . و بعد از آن این مدل به دو مدل دیگر به نام های مدل مسیر باز و مدل مسیر استاندارد تبدیل شد  . این مدل جایگزینی برای برنامه ارزیابی و ارتقاء کیفیت به حساب می آید .

از ویژگی های این مدل این است که دارای چرخه 10 ساله بوده ، بر تضمین و بهبود تمرکز کرده ، به بازبینی تضمین در 4 سال یا 10 سال پرداخته و از سیستم تضمین الکترونیکی استفاده می کند . بر طبق گفته کمسیون عالی یادگیری مدل مسیر باز ، مدلی برای اعتبار بخشی مستمر است که از طریق آن فرآیندهای اعتباربخشی مستمر از طریق برنامه ارزیابی و ارتقاء کیفیت به دو جز تقسیم می شود که عبارتند از : فرآیندهای تضمین و فرآیندهای بهبود . یکی از اهداف اصلی این برای دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی این است که ارزش های دانشگاهی را بوسیله فرآیندهای بهبود ارتقاء می دهد تا از این طریق سلامتی و پایداری دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی حفظ گردد که در این شرایط  ممکن است نوآوری های کیفیت برای دنبال کردن فعالیت های روزانه خود انتخاب کنند (کمیسیون عالی یادگیری ، 2012 ) .

بر طبق گفته کمیسیون عالی یادگیری (2012 ) این مدل تلاش می کند تا اهداف زیر را محقق کند :

1- ارتقاء ارزش های دانشگاه یا مؤسسات آموزش عالی بوسیله گشودن جنبه های بهبود اعتباربخشی به طوری که دانشگاه ها یا مؤسسات آموزش عالی ممکن است نوآوری های مربوط به کیفیت را با توجه به شرایط فعلی خود انتخاب کنند .

2- کاهش بار گزارش دهی در دانشگاه ها بوسیله به کار بردن داده ها و اطلاعات ممکن و ایجاد فرآیندهای دانشگاهی و جمع آوری آنها به شکل الکترونیکی هنگامی که آنها به طور طبیعی در طول زمان رخ می دهند .

3- افزایش دقت از طریق بررسی داده های دانشگاهی به صورت سالیانه و هدایت بازبینی های تضمین دو مرتبه در طول چرخه 10 ساله .

4- ادغام همه فرآیندها و تقاضای کمیسیون عالی یادگیری برای داده های جمع آوری شده از چرخه اعتبار بخشی.

مدل مسیر باز ، فرآیندهای اعتباربخشی مستمر را به دوجزء تقسیم می کند : 1- بازبینی تضمین 2- نوآوری کیفیت . در طی چرخه 10 ساله ، دو نوع بازبینی تضمین وجود دارد ، یکی 4 ساله و دیگری 10 ساله می باشد . بازبینی 4 ساله به طور غیر همزمان توسط سیستم های تضمین مجازی کمیسیون و بدون هیچ بازدیدی صورت می گیرد ، در حالی که بازبینی 10 ساله بوسیله سیستم تضمین اداره می شود ولی بازدید از دانشگاه یا مؤسسه آموزشی هم جزیی از این بازبینی می باشد (کمسیون عالی یادگیری ، 2012 ).

در طی این بازبینی 10 ساله ، دانشگاه یا مؤسسه آموزشی یک نوع ارزیابی جامع انجام می دهد . که اجزای این ارزیابی جامع در مدل مسیر باز عبارتند از : 1- بازبینی تضمین 2- بازبینی پذیرش فدرال 3- یک بازدید مجازی 4- بازبینی همه جانبه از دانشگاه یا مؤسسه آموزش عالی در صورت قابل اجرا بودن . در ارزیابی جامع ، ناظران همکار تعیین می کنند که آیا دانشگاه یا مؤسسات آموزش عالی به طور مداوم اصول اعتباربخشی را از طریق تجزیه و تحلیل اسناد مربوط به تضمین دانشگاه رعایت می کند یا نه (کمیسیون عالی یادگیری ، 2012 ) .

[1] – Callaway et al

[2] – Roweton

[3] – Pemberaton