– نحوه اعلام اراده

معامله کننده باید علاوه بر ادای جمله فروختم یا امضای سند فروش، قصد ایجاد عقد را داشته باشد. و در همان زمانیکه شخص جمله مثلاً فروختم را ادا می کند، در حقیقت هم ایجاد کرده و هم در عین حال اعلام می کند. بدین جهت وجود قصد انشای باطنی، بدون اینکه در خارج ابراز شود، در عقود تأثیری ندارد.

در مورد ایقاعات نیز قصد لازم است و الا ایقاعی بعمل نخواهد آمد. منتها برای تحقق آن، وجود جنبه اعلامی لازم نیست بلکه کافیست ایقاع کننده در ذهن خود، ایقاع را انشاء کنند.

ابراز اراده انشائی در ایقاع، از آن جهت انجام می گیرد که وسیله ای برای اثبات تحقق آن است، مانند ابراء که به صرف انشای باطنی آن بوسیله بستانکار، تحقق خواهد یافت.

در ایقاع وجود اراده حقیقی برای شخص آن کفایت می کند. اینکه از اعلام ایقاع صحبت بعمل آمد همانطوریکه گفته شد بخاطر اثبات ایقاع است که اگر اراده حقیقی به نحوی ظاهر نشود اثبات آن دچار اشکال خواهد شد.[1]

اعلام اراده ممکن است به طور صریح یا ضمنی باشد. اگر اراده باطنی کارگزار باشد و بر عقد حکومت کند، چگونگی ابراز آن در نفوذ عقد اثر ندارد، جز اینکه بیان صریح اراده اثبات تراضی را آسان تر می سازد. با وجود این، درباره بعضی از قراردادها قانونگذار بیان صریح اراده را ضروری می داند که این موضوع در ماده 510 قانون مدنی افغانستان چنین آمده است. «اظهار اراده طور ضمنی صورت گرفته می تواند. مگر اینکه صریح بودن آن را قانون با عاقدین شرط گذاشته باشند.» از این ماده قانون مدنی بطور صریح معلوم می شود که اظهار اراده طور ضمنی نیز صورت گرفته می تواند. صرفاً در جایی که قانون صریح بودن آن را شرط گذاشته و یا خود عاقدین شرط کرده باشند که اراده باید بطور صریح اظهار شود، در غیر این صورت اظهار ضمنی اراده را درست دانسته است. مواردی که قانون صریح بودن آنرا شرط گذاشته است مانند ماده 66 قانون مدنی افغانستان که در مورد ایجاب و قبول در عقد ازدواج است که در این مورد ایجاب و قبول ضمنی را درست ندانسته است زیرا در اینجا به صراحت تأکید نموده و از مفهوم مخالف آن می توان چنین نتیجه گرفت که هرگاه دلالت بطور ضمنی باشد در ایجاب و قبول در عقد ازدواج ، این عقد صحیح نیست بلکه باید صریحاً ایجاب و قبول صورت بگیرد. علت اینکه قانون مدنی افغانستان در چنین مورد اعلام صریح اراده را شرط دانسته به لحاظ اهمیتی است که عقد نکاح از نظر معنوی دارد و در احکام اسلامی از اهمیت آن یاد شده است.

مطلب مشابه :  دانش بنیان کالا – شبکه بازاریابی محصولات دانش بنیان و فناورانه

خلاصه برای اینکه هر یک از طرفین بر قصد طرف دیگر مطلع شود، لازم است قصد مذکور به گونه ای ابراز شود که برای طرف دیگر مشخص باشد.

منظور از مشخص بودن قصد هریک از طرفین برای طرف دیگر، شناخته شدن قصد طرف به صورت متعارف، و بدون وجود تردید می باشد. هرچند که شناسائی مزبور، متکی بر دلالت ظهوری باشد.[2]

همین قسمی که در ماده 510 قانون مدنی افغانستان بیان شد که اظهار اراده را بطور صریح و ضمنی می پذیرد، در این مورد تفاوتی بین این قانون و  قانون ایران وجود ندارد چراکه در مواردی مانند مواد 340 ، 357 ، 501 و 1602 قانون مدنی بیان صریح را لازم دانسته است

الف- اعلام اراده صریح

در توصیف اراده صریح گفته شده است که: هرگاه اعمالی که برای بیان اراده به کار می رود بدون نیاز به هیچ تعبیری دلالت بر مقصود کند، اعلام اراده صریح است. اما این تعریف با اینکه نادرست نیست، اشکال مربوط به تمیز اعلام صریح و ضمنی اراده را از بین نمی برد، زیرا در این تعریف نیامده است که چگونه و با چه وسایلی باید اراده باطنی بیان شود تا برای احراز آن نیاز به هیچ تعبیر و استنباط نباشد. برای معیار واضحی که جوابگوی همه دشواری ها باشد دو پیشنهاد متفاوت داده شده است. 1- گروهی معتقداند که، هرگاه اراده بوسیله لفظ یا نوشته یا اعمال و اشاراتی اعلام شود که بطور معمول برای این منظور به کار می رود، باید آنرا صریح شمرد. این معیار نوعی تمیز اراده صریح از ضمنی با این اشکال مواجه است که در آن هدف اعلام کننده از بیان الفاظ یا انجام دادن کار بحساب نیامده است. در حالیکه اگر لفظ به منظور دیگری به کار رود ولی اراده انجام معامله از آن استنباط شود، دیگر نمی توان چنین اعلامی را صریح شمرد و ادعا کرد که مقصود گوینده بطور مستقیم بدون هیچ تعبیری به ذهن رسیده است. 2- گروهی دیگر به دلیل همین اشکال، ضابطه نوعی را پذیرفته اند. و عقیده دارند که معیار تمیز صریح یا ضمنی بودن اراده را باید در هدف اعلام کننده جستجو کرد. هرگاه ابراز اراده بمنظور پیمان بستن و آگاه ساختن طرف عقد باشد، بیان اراده صریح یا مستقیم است. خواه وسیله آن لفظ باشد یا اشاره یا عمل. بناءً اعلام صریح اراده باید حاوی قصد پیمان بستن و قصد اظهار اراده باشد.[3] در حقوق عرفی اعلام اراده صریح آنست که قصد درونی بطور مستقیم و بی واسطه از طریق وسایلی اعلام می شود که معمولاً برای این منظور به کار می روند. صریح و ضمنی بودن اعلام اراده به میزان دلالت ابزار و وسایل اعلام اراده بر اراده و رضای باطنی بستگی دارد. اگر وسیله به کار رفته بدون احتمال معنای دیگر بر معنای مقصود دلالت کند با توجه به احتمال خلاف، عقلایی نباشد اعلام صریح است. بنابراین، معیار این است که مردم از لفظ یا وسیله بکاررفته ، بدون جستجو و تحقیق از قراین و اوضاع و احوال، مقصود گوینده را درک کند و در این امر اعلام مستقیم یا تلفنی، تلکس یا فرستاده و غیر هیچ تفاوتی ندارند.[4]

مطلب مشابه :  امنیت در فناوری خویش خدمت

لازم نیست وسیله ابراز اراده به طور مستقیم دلالت بر اراده انشایی عقد کند، بلکه دلالت آن به طور غیرمستقیم نیز کافی است مثلاً برداشتن کالای که قیمت روی آن نصب شده و دادن قیمت آن به صاحب مغازه اعمالی است که مستقیماً دلالت بر اراده طرفین می نماید.

اما در قانون مدنی افغانستان همان طور که بیان شد اعلام را مگر اینکه صراحت آن را قانون یا عاقدین شرط گذاشته باشند به طور ضمنی جایز دانسته است. معمولاً دو طرف اراده خود را به صراحت اعلام می کنند: یعنی، به وسایلی که متداول ترین آنها الفاظ است،  مقصود خود را به منظور بستن قرارداد بیان می دارند، اعلام صریح اراده به وسیله نوشته نیز امکان دارد: زیرا نوشته نیز مانند صوت، وسیله عرفی و عادی انتقال معانی است و از این جهت تفاوتی بین وجود لفظی و کتبی واژه ها وجود ندارد.

 

ب- اعلام اراده ضمنی

هرگاه از وضع رفتار شخص چنین استنباط شود که انجام دادن کاری را اراده کرده است، این نوع اعلام اراده را اعلام ضمنی گویند. و بعضی را عقیده بر این است که اعلام اراده غیرصریح یا ضمنی است، هنگامیکه بطور مستقیم و بی واسطه انجام نگیرد: یعنی از الفاظ و اعمالی استنباط شود که مقصود اصلی آن ها بستن قرارداد و اعلام مقصود بطرف دیگراست. برای مثال، مستأجری که پس از پایان مدت اجاره به سکونت خود ادامه می دهد، با این کار بطور ضمنی و غیرمستقیم اراده خود را بر ادامه اجاره با همان مبلغ اعلام می کند.[5]

و همچنان گفته اند هرگاه اعلام اراده از اعمال و وقایعی استنباط شود که بطور معمول برای این منظور به کار نمی رود این نوع اعلام اراده ضمنی گویند. یا مثلاً طرف عقد بیعی که، بجای قبول صریح پیشنهاد فروش کالا، مبیع را برای فروش از جانب خود به دیگران عرضه می کند، بدین وسیله بطور ضمنی پیشنهاد بیع را می پذیرد. زیرا، لازمه صحت و درستی کار او این است که آن مال را اول تملک کرده باشد زیرا اگر مال را تملک نکرده باشد، نمی تواند مال دیگری را به کسی بفروشد. معیار برای تشخیص اراده صریح و ضمنی این است که در اراده صریح مردم از لفظ یا وسیله ای بکار رفته بدون جستجو و تحقیق از قرائن و اوضاع و احوال، مقصود گوینده را درک می کنند. و معیار تعبیر ضمنی این است که وسیله بکار رفته بخودی خود مستقیماً دلالت بر معنای مقصود نکند، بلکه جستجوی قراین نیز لازم باشد. برخی گفته اند در صورتی که نوع اعلام اراده نزد مردم مرسوم و شناخته شده نباشد چنین اعلام اراده غیر صریح و ضمنی است.[6]

مطلب مشابه :  ماتریس عملکرد ـ قابلیت جایگزینی1

در کنوانسیون بیع بین المللی 1980 نیز اعلام اراده ضمنی پذیرفته شده است. در این کنوانسیون در بند 3 ماده 18 آمده است که :« معهذا چنانچه به موجب ایجاب یا در نتیجه رویه معمول به طرفین با حسب عرف و عادت، مخاطب، بدون اعلام به ایجاب کننده، بتواند با انجام عملی نظیر آنچه مربوط به ارسال کالا یا پرداخت ثمن است اعلام رضا نماید، قبول از لحظه ای که عمل انجام می شود نافذ است، مشروط بر اینکه عمل مزبور ظرف مدت مقرر در بند پیشین انجام شود.»

در کنوانسیون شکل خاصی برای اعلام اراده لازم دانسته نشده است ولی طرفین می توانند نوع خاص اعلام اراده را شرط کنند. بناءً در کنوانسیون اعلام ضمنی اراده پذیرفته شده است.

در قانون مدنی افغانستان نیز به همین شکل می باشد و تفاوتی با کنوانسیون ندارد. آنچه در ماده 510 آمده است نشان دهنده این موضوع است که در این ماده چنین بیان شده است که اراده طور ضمنی صورت گرفته می تواند مگر اینکه صریح بودن آن را قانون یا عاقدین شرط گذاشته باشند.

[1] – سیدجلال­الدین، مدنی، حقوق مدنی، اسباب تملک، پیشین، ص288.

[2] – مهدی، شهیدی، پیشین، ص147.

[3] – ناصر، کاتوزیان، پیشین، ص 253-255.

[4] – عبدالرزاق احمد السنهوری، الوسیط، جلد اول، ص176، به نقل از جلیل، قنواتی، پیشین، ص102.

[5] – ناصر، کاتوزیان، حقوق مدنی، قواعد عمومی قراردادها، جلد اول، ص 253و 255.

[6] – پلانیول وریپر، جلد ششم، ص105، به نقل از عبدالرزاق احمد السنهوری، الوسیط، جلد اول ص176، به نقل از جلیل، قنواتی، پیشین، ص102.