ارشد : نیازهای بنیادین روان‌شناختی

نظریه اختیار اهمیت نیازای ریشه ای روان شناختی رو به دلایل زیر می­دونه. الف) پرداختن به چالشهای بهینه و تجربه کردن رهبری یا سودمندی در جهان اجتماعی و جسمی ب) جستجوی دلبستگی­ها و تجربه احساس ایمنی، تعلق و صمیمیت با بقیه ج) خوسازماندهی و تنظیم رفتار خود فرد (و دوری از کنترل دیگه پیرو) که تمایل واسه کارکردن واسه اتحاد و بهم­ ترتیب داخلی میان اهداف و تقاضاهای تنظیمی رو شامل می­شه بیان می­ کنه.

سه نیاز ریشه ای روان شناختی تحت شرایط مناسب، افراد رو به طرف اشکال شایسته­تر، حیاتی­تر و از نظر اجتماعی کامل شده رفتار راهنمایی می­ کنن. با اینکه ظرفیت آگاه بودن از ارضا این نیازها البته واسه رسیدن به اون ها مهمه، گرایشهای کلی با این سه نیاز رابطه دارن و فواید انطباقی رو همون طور که حالا ما به طور خلاصه بحث می­کنیم رو می­رسونن.

 

۲-۱۷-۱- نیاز به لیاقت

 

در نیاز به لیاقت به دلیل ایجاد یه یادگیری مورد علاقه رو، ارگانیزم بهتر می ­تونه با چالشهای جدید در بافتهای متغیر برابری پیدا کنه. نیاز واسه لیاقت که در فعالیت برانگیخته شده به طور داخلی رو می­شه می ­تونه رشد شناختی، حرکتی و اجتماعی رو تحریک کنه (الکایند[۶]، ۱۹۷۱؛ وایت[۷]، ۱۹۵۹؛ به نقل از دسی و رایان،۲۰۰۰). تمایل کلی لیاقت بازی حرکتی اولیه، دستکاری کردن اشیا و کشف دور و بر، به طرف عمل و فعالیتهایی که به طور خاصی با تعامل اجتماعی مؤثر و باقی موندن جسمی در رابطه هستن پیشرفته و جدا می­شه. ذات تعاملی نیاز واسه شایستگیه که، اینطور یه خصیصه انطباقی و به طور عمیقی ساختمند ذات آدم رو ایجاد می­ کنه. این تمایل گسترده فواید کارکردی هم داره تا جایی­که اجازه می­دهد تا استعدادهای منحصر به فرد افراد تو یه گروه بیشترین حد شه و این تفاوت می ­تونه به طور سازگاری فوایدی رو واسه همه اعضای گروه تولید کنه. واقعا تلاش واسه لیاقت به عنوان یه گرایش تقریباً کلی می ­تونه به عنوان ریشه واقعیت بخشیدن به شایستگیهای انطباقی خاص و کارکرد منعطف گروه های انسانی در تقاضاهای محیطی تغییرکننده بافت نگریسته شه؛ اما به طور کنایه دارتری انگیزه لیاقت که هدف مجاور لذت بردن در مؤثر بودن رو داره (وایت، ۱۹۵۹؛ به نقل از دسی و رایان، ۲۰۰۰) یه ساختار محتوای خاص نیس بکه بیشتر یه تمایل تقریباً عمومی آدما هستش.

۲-۱۷-۲- گرایش به رابطه

مثل لیاقت، گرایش به رابطه، یه خصیصه طراحی شده عمیق رو، از ارگانیزم­های اجتماعی، بیشتر از یه پیوند ساده ژن-رفتار درخشش می­دهد. در آدما نیاز واسه رابطه، اشکال بیان گونه خاص خود رو داره. اشکالی که به طور واضحی دچار گسترش (پیچیدگیهای) پشت سر هم تکامل زیستی و فرهنگی قرارگرفته­ان، اما نگاه ما اینه که خود نیاز، در سرتاسر این تغییرات تقریباً ثابت باقی مونده. در مدت دوره برابری تکاملی، رابطه انسانی، یه صفت برآیند شده (معلول) تازه نبود بلکه عنصری از یه ساختار عمیق بود که به طور در حال افزایش­ای گسترش داده شد و تحت تحمیل­های انتخابی اصلاح شد. تمایل به تماس تقریباً وسیع با بقیه یه نتیجه از تمایلات موجود قبل از این، واسه مراقبت و پشتیبانی کردن فرزندان بود. واسه پستانداران که قبلاً یه دوره وابستگی طولانی و یه تمایل قبل از تولد واسه نوع دوستی دو جانبه رو داشتن ضرورت اجتماع واسه شکار و چالشهای تازه­ای که اون ارائه کرده بود بسطی از احساس ریشه ای دلبستگی و رابطه با اعضای گروه غیرخویشاوند رو لازم کرد (ویلسن[۸]، ۱۹۹۳؛ به نقل از دس و رایان، ۲۰۰۰)، تمایل به رابطه داشتن با گروه، واسه تماس داشتن و مراقبت، واسه داخلی­سازی نیازها و ارزشهای گروه، واسه هماهنگی با بقیه. در اینجور شرایطی، یه گروه بهم­پیوسته، به طور واضحی، پشتیبانی قابل توجه­تری رو نسبت به یه سازمان اجتماعی کمتر بهم پیوسته، جفت و جور می­کرد (استیون و فیسک[۹]، ۱۹۹۵؛ به نقل از دسی و رایان، ۲۰۰۰). به­علاوه واسه ارزش انطباقی، اشتراک منابع و پشتیبانی دوطرفه بود که رابطه بدست اومد، نیاز واسه تعلق داشتن یا رابطه، یه مبنای انگیزشی رو واسه داخلی­سازی جفت و جور می­کرد. ارسال موثرتر علم، هدایت گروه رو به طرف فرد و یه سازمان اجتماعی بهم پیوسته تر، تضمین می­کرد. بدین­سان فایده انطباقی رابطه در سطح فردی، تحلیل تکاملی آشکاره و هم ممکنه در سطح برابری و باقی موندن گروهی، هم مناسب باشه (شلدون[۱۰]، ۱۹۹۹، به نقل از دسی و رایان، ۲۰۰۰).

از دیدگاه ارگانیزمی، رابطه، بخشی از تمایل سازماندهی کلی­تر رو، در زندگی جانداره به خاطر این که، مثل ارگانیزمهای اجتماعی، وقتی که آدما به طور بهینه عمل می­ کنن به وسیله هویت اجتماعی بزرگتر، سازماندهی شده ­ان و هم خودشون رو سازماندهی کرده­ان (رایان، کال[۱۱] و بقیه، ۱۹۹۷؛ به نقل از دسی و رایان، ۲۰۰۰). چیزی که به طور پویا، مورد دقیق شدن و فوکوس کردن وتوجه ارائه­های بالینیه این حقیقته که نیاز واسه رابطه می ­تونه گاه­بعضی وقتا با تمایلات خود سازماندهی رقابت کنه یا مخالف شه. محصول غنی روان آدم بر اثر تقابل تمایلات انطباقی عمیق، واسه اختیار (اتحاد فردی) و رابطه (اتحاد فرد درون یه کل اجتماعی بزرگتر) که بخشی از میراث قدیمی ما هستن، طوری بنا شده که تحت شرایط بهینه مکمل هستن، اما می­تونن تحت شرایط کمتر بهینه مخالف شن.

[۱]- Self-organizing

[۲] – Connel

[۳] -White, R. W.

[۴]- Skinner, E. A.

[۵]- Reis, H. T., & Patric, B. P.

[۶] -Elkind, D.

[۷] -White, R. W.

[۸]- Wilson, J. Q.

[۹]- Steven, L. E., & Fisk, S. T.

[۱۰] – Sheldon, K. M.

[۱۱] – Kuhl, J.

99

Related articles

تأثیر ساختار، محیط و فن آوری روی یادگیری سازمانی:

یه ساختار مکانیسمی و تمرکز یافته، تمایل به استواری رفتارها و یادگیریای تک حلقه ای داره، در حالی که یه ساختار تمرکز نیافته ، یادگیری دو حلقه ای رو گسترش میده. تمرکز یافتگی ، بخشای ساختاری بیشتری رو به وجود می آورد که افراد رو در مورد این که واسه خودشون فکر کنن و تصمیم […]

Learn More

رضایت زناشویی و جهت گیرى مذهبى

آیت الله جوادى آملى (۱۳۸۱) دین رو اینجور تعریف کردن: «مجموعه عقاید، اخلاق و قوانین و مقرراتىه که براى اداره فرد و جامعه انسانى و پرورش آدم ها از راه وحى و عقل در اختیار اونا قرار داره.» ویلیام جیمز (۱۹۲۹) دین و مذهب رو اینجور تعریف کرده: «تأثرات و احساسات و رویدادهایى که براى […]

Learn More

نتایجی از عوامل مؤثر بر آزمونهای جور کردن کارت های ویسکانسین و کلمه و رنگ استروپ

البته بعضی از محققان فکر می کنند که بین کارکرد زنان و مردان در آزمون کلمه و رنگ استروپ فرق معنی داری مشخص نیس (کانور[۲]، فراتزن[۳]، مایکل[۴]، شارپ[۵]، ۱۹۸۸). در پژوهشی به وسیله طوفانی و بهدانی در سال ۱۳۸۱ که به مقایسه یافته های آزمون ویسکانسین در بیماران اسکیزوفرن گرفتار و غیر گرفتار به حرکت […]

Learn More