سطوح یادگیری کار آفرینانه۱ :

 

۲-۳۱-۱- یادگیری کار آفرینانه فردی :

در این سطح خود کار آفرین درگیر یادگیری می شه. همونجوریکه اسمایلور۲ (۱۹۹۷) بیان می داره، کارآفرینان موثر یادگیرندگان فوق العاده هستن.اونا از هر چیزی یاد می گیرن، از مشتریان و همکاران و کارکنان، عرضه کنندگان و مخصوصا از رقبای قبلی خود یاد می گیرن، اونا از تجربه شون می آموزند و از راه عمل و اجرا یاد می گیرن. البته پیترسنگه (۱۹۹۵) اهمیت شناخت زمینه کار آفرینانه و ترکیب تئوری عمل رو خوب فهمیده. اما به قول پیترسنگه، رابطه بین کارآفرینی و یادگیری خیلی راحت اون چیزی که اسمایلور بیان می داره، نیس. یادگیری کارآفرینانه نشون دهنده وجود شرکت کار آفرین و آدمایی که اون رو هدایت می کننده.
کارآفرینی

 

۲-۳۱-۲- یادگیری کارآفرینانه سازمانی :

یادگیری سازمانی شامل کسب، پردازش و استفاده علم نوین۳ به وسیله سازمانه .[۴۸] اما یادگیری سازمانی کارآفرینانه به عنوان یه معنی جدید از ترکیب دو بخش یادگیری سازمانی و کارآفرینی ایجاد شده.

این نوع یادگیری سازمانی می تونه در درون سازمان یا بین سازمانی اتفاق بیفته.

۲-۳۱-۲-۱- یادگیری کارآفرینانه درون سازمان :

اول اینکه در یادگیری درون سازمانی یادگیری به دو روش نگریسته می شه:

اول این که به عنوان یه پروسه فنی، یادگیری، به عنوان پردازش موثر، تعبیر و تفسیر و عکس العمل دهی به اطلاعات داخلی و خارجی سازمانی تلقی می شه .[۴۸]

در راه و روش دوم، یعنی یادگیری به عنوان پروسه اجتماعی، یادگیری به عنوان نتیجه و زمینه تعاملات اجتماعی در پردازش ضمنی و روشن اطلاعات تلقی می شه.

در یادگیری کارآفرینانه درون سازمانی، کانون توجه تشخیص فرصت و به کار گیری اون هستش به عنوان پایه اقدام کارآفرینانه باشه. همونجوریکه پلیتیز۱و مک هنری۲ لامپکین و برگمن می گن، یادگیری سازمانی می تونه توانایی شرکت رو واسه تشخیص فرصت تقویت کنه و به تجهیز اونا واسه پیگیری موثر کار و کاسبی های خطرناک کمک کنه.

۲-۳۱-۲-۲- یادگیری کارآفرینانه بین سازمانی :

در مورد تکامل کارآفرینی به عنوان یه بخش مطالعاتی این بحث مطرح بوده که انتقال آگاهانه و کلیدی و کاربرد تئوریا، متود و لوژیا از یه تحقق به تحقیق دیگه، ممکنه به پیشرفتای خلاقی در هر دو مورد ایجاد کنه و ممکنه پایه هایی واسه حل مسائل قدیمی به روش های نوین ارائه کنه.

هر دو موضوع مدیریت کارآفرینانه و یادگیری سازمانا در اقتصاد منظم تجربی اتفاق می افته، اقتصادی که از پایه کارآفرینانه بوده و نیازمند اون هستش که کارآفرینان به طور دائمی درگیر یادگیری شن.

 

۲-۳۲- منابع یادگیری کارآفرینانه:

منابع یادگیری کار آفرینانه شامل سه منبع زیره :

۲-۳۲-۱- یادگیری عملی فعال :

در یادگیری عملی فعال فرد از راه حل موضوع آزمایش تجربی و آزمون و خطا از یافته های حاصله یاد میگیره.

۲-۳۲-۲- یادگیری نظری رسمی :

در حالت نظری رسمی یادگیری از راه تحصیلات و تحقیقات دانشگاهی، آموزش و تحقیقات کتابخونه ای و اینترنتی صورت میگیره.

۲-۳۲-۳- یادگیری اجتماعی :

در یادگیری اجتماعی، شبکه و کار آفرینان، کلیه رقبا، کارشناسان و مشاوران، ناظران، مشتریان و عرضه کنندگان و… همه از منابع یادگیری هستن.

 

۲-۳۳- نقش اعتماد در یادگیری سازمانی:

پژوهشای یادگیری سازمان بر این موضوع تاکید دارن که وجود اعتماد در جو تغییرت سازمانی و وقتی که محیط سازمان ناپایداره ،بسیار مهم و لازمه[۴۹].یافته های تحقیقات در این مورد نشون میده که اعتماد در رهبری و پروسه اراده کردن رهبران نقش اصلی رو رو دوش داره.[۵۰] خیلی مهمه که هرچه در سلسله مراتب سازمانی بالاتر میریم مهم بودن این موضوع زیاد می شه.پس از بررسی نقش اعتماد باید به نقش و اهمیت شفافیت در تصمیم گیریای سازمانی توجه شه.یکی از عبارتهای در خیلی از تحقیقات مصاحبه شوندگان به صورت خلاصه دیده می شه اینه که:ما به یه شبکه اطلاعاتی نیاز داریم که به ما اجازه بده تا ببینیم در سازمان چه میگذره و چیجوری کار میکنه.کیفیت رهبری درون تیمایی که در اونا سطح بالایی از اعتماد هست تحت تاثیر فرهنگ تیم دچار تغییراتی می شه.مثلا در این تیما نگاه مثبتی در مورد همکاری و کار تیمی به وجود میاد و رهبر به جای وظیفه مبتنی خود یعنی نقش کنترل و فرماندهی نقش یه آسون کننده رو رو دوش میگیره پس ایشون به افراد اجازه می ده تا خود کارای خود رو برنامه ریزی کنه این رهبران به جای اینکه فعالیتا رو مدیریت کنن  افراد رو توانا میسازن تا بتونن راه حل مشکلات وسیع  خود رو پیدا کنن و  مسئولیت کارشون  رو برعهده گیرند .این رهبران  علاقه زیادی به سطح  وسیع ارتباطات سازمانی واسه خود و بقیه دارن تا به وسیله کسائی که علاقه به کسب اطلاعات دارن فقط به گروه کاری خود محدود نشن.به این شکل کارکنان میتونن تامسائل خود رو به سرعت حل کنن و به مشتری خود در سازمان یا در بیرون اون به سرعت جواب بدن.علاوه بر این رهبرانی با ایجاد بازخوردهای دو طرفه همونجوریکه با گرفتن بازخورد از کارکنان راه اونا رو کنترل می کنن به اونا بازخوردهای اصلاحی ارائه می کنن.

مشکلات

میشه ادعا کرد که این شکل رهبری به کارکنان شانس زیادی واسه پیشرفت ،یادگیری و خلاقیت ارائه می کن و اونا رو برمی انگیراند تا خود به عنوان بهترین عضو گروه درآیند و با اعتماد که میان اونا و کارکنان شون هست هرگونه موقعیتی رو واسه رشد شخصی و حرفه ای کارکنان خود جفت و جور می کنن.

خلاقیت

 

۲-۳۴-سازمان یادگیرنده:

سازمان یادگیرنده از پایهً با تکمیل نظریه های مربوط به یادگیری و یادگیری سازمانی شکل گرفته و از این رو محققان زیادی در تشکیل این نظریه نقش داشتن، سازمان یادگیرنده ،سازمانیه که در اون اعضاءبه طور دائمی خود رو در جهت تحقق هدفها و آمالی که واقعاً به دنبال این هستن پیشرفت میدن . الگوهای جدیدی در واسه پیشرفت دامنه تفکر رواج می یا بد، فضا واسه آرزو طلبی ۱جمعی هست ونهایتاً سازمانیه که اعضاءآن به طور دائم می آموزند که چیجوری دسته جمعی یادگیرند[۵۱].

سازمانهای مطلوب، سازمانهای یادگیرنده هستن . این سازمانها فرصتهایی رو واسه اعمال مسئولیت بوجود میارن. از تجربه ها می آموزند، خطر قبول می کنن و از یافته های حاصله و از درسای آموخته شده احساس رضایت می کنن.[۵۲]

سازمان یادگیرنده سازمانیه که در اون یادگیری، نیاز همیشگی کلیه کارکنان تلقی می شه و در اون ضمن تاکید بر آموختن چیجوری آموختن و جذب وتوزیع علم نو، به خلق و تولید اطلاعات و علم جدید ومورد نیاز پرداخته می شه و همه این علم نو در رفتار و عملکردها روشن می گردن[۵۳].

به اقرار کلیه کارشناسان، نظریه پرداز اصلی سازمان یادگیرنده، پیترام.سنگه از دانشگاه MITه.سازمان یادگیرنده از نظر پیترسنگه، سازمانیه که با بهره گرفتن از افراد، ارزشها و بقیه خرده سیستما، و با تکیه بر درسها و تجربه هایی که به دست می آورد، به طور پیوسته کارکرد خود رو تغییرمیدهد و اون رو بهتر کنه.

 

۲-۳۵- فرق سازمان یاد گیرنده و یادگیری سازمانی:

سازمان یادگیرنده ،سازمانیه که با ایجاد ساختارها و روش های هدف دار به ارتقای یادگیری سازمانی کمک می کنه.یادگیری سازمانی بیشتر از کل توان یادگیری افراده

یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده مفاهیم مترادفی نیستن (جوننز و هندری).باید بین یادگیری سازمانی و سازمانی به معنی یادگیری افراد و گروه های درون سازمان و سازمان یاد گیرنده به معنی یادگیری سازمان به عنوان سیستم کلی ،فرق گذاشت.تسانگ۱ میگه که دو اصطلاح یادگیری سازمانی و سازمانای یاد گیرنده بعضی وقتا به اشتباه به جای همدیگه استفاده می شن.ایشون یادگیری سازمانی رو مفهومی میدونه که واسه توصیف شکل های جور واجور خاصی از فعالیتایی که ئر سازمان اشاره داره.یعنی،باید گفت سازمان یادگیرنده ،حاصل یادگیری سازمانیه[۵۴].

 

 

 

 

 

بخش دوم:ادبیات مربوط به کارآفرینی سازمانی

۱ Entrepreneurial Learning

۲ Asmaylur

۳ New knowledge

۱ Plytyz

۲ Machenry

۳ Hands-on learning

۱ Social learning

۱ Vision quest

۱ Tsang

99

Related articles

مزایای تعارض

شکل های جور واجور اختلاف: همه اختلافهای زناشویی، از آزردگیای روزمره تا جنگهای بی امان، درواقع در یکی از این طبقات جای می گیرند: مشکلات دائمی: متأسفانه بیشتر اختلافات زناشویی یعنی ۶۹ درصد در این طبقه قرار می گیرند. اینا مشکلاتی هستن که علی رغم وجود اون ها، زوج ها از زندگی زناشویی خود بسیار […]

Learn More

ارشد : نیازهای بنیادین روان‌شناختی

نظریه اختیار اهمیت نیازای ریشه ای روان شناختی رو به دلایل زیر می­دونه. الف) پرداختن به چالشهای بهینه و تجربه کردن رهبری یا سودمندی در جهان اجتماعی و جسمی ب) جستجوی دلبستگی­ها و تجربه احساس ایمنی، تعلق و صمیمیت با بقیه ج) خوسازماندهی و تنظیم رفتار خود فرد (و دوری از کنترل دیگه پیرو) که […]

Learn More

خود بیمار انگاری

۲-۲-۹ مشکل وسواسی- اجباری( (ocd وسواس فکری، افکار یا تصاویر تکراری و مزاحمی که ناخوشایند هستن وسواس­های عملی[۱] رفتاری تکراری هستن که فرد احساس می کنه مجبور به انجام اوناس. مشخصه ocd، بروز وسواس های فکری، عملی یا هر دوی اوناس در غالب موارد، فرد عمل وسواسی رو انجام میده تا اضطراب به وجود اومده […]

Learn More