بررسی تطبیقی قید در دستور زبان فارسی و عربی- قسمت ۱۱

بررسی تطبیقی قید در دستور زبان فارسی و عربی- قسمت ۱۱

غم ناک نباید بود از طعن حسود‌ای دل شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد

 

(حافظ، ۱۳۷۹: غ۱۴۵)
علت
کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ زیرا که چون تو شاهی کس درجهان ندارد
(همان: ۱۲۶)
کمال
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل‌ها
(همان: ۱)
مبهم
گفته بودم غمدل با تو بگویم چندی بزبان چند بگویم که دلم حاضر نیست
(سعدی، ۱۳۲۰: غ۱۱۵)
نفی
هرگز اگر راه به معنی برد سجده‌ی معنی نکند بت پرست
(همان: غ۳۹)
تمییز
برگ درختان سبز پیش خداوند هوش هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
(همان، غ۲۹۶)
تشبیه
حرف‌های خط موزون تو پیرامن روی گوئیا از مشک سیه بر گل سوری رقمند
(همان: غ ۲۴۶)
-انفراد
هرکه بی او زندگانی می‌کند گر نمی‌میرد گرانی می‌کند
(همان: غ ۲۴۵)
معیت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هرکه با دوست چو سعدی نفسی خوش دریافت چیزوکس در نظرش باز تخیل نکند

 

(همان: غ۲۰۴)
استفهام
کجا روم چه کنم چاره از کجا جویم که گشتهام ز غم وجور روزگار ملول
(حافظ، ۱۳۷۹: غ ۳۰۶)

 

۲-۳-۵ نتیجه

 

ارائه‌ی ماهیت صحیح مقوله‌های دستوری زمانی صورت می‌گیرد که بتوان تعریف درستی از آن مقوله ارائه کرد. علوم در هرزمینه و رشتهای همواره، سیر تکاملی داشته که ناقص بودن یا حتی عدم صحیح بودن آنها نه تنها بیاهمیت و بی ارزش نبوده بلکه ابهام‌های موجود را از بین برده و مسیر راه یابی به نقطه‌ی صحیح را نیز هموار کرده است. مبحث قید نیز از مواردی است که از این قاعده مستثنی نبوده است. به عنوان مثال در تعریف قید اغلب دستوریان مشخصه‌ی اصلی قید را امکان حذف آن از جمله دانستهاند. یکی از دلایل خود را هم این گونه مطرح می‌کنند که قید نقص معنایی جمله را برطرف نمی‌کند، بلکه تنها چیزی به معنای آن می‌افزاید. لیکن باید دید آیا تعریف ارائه شده در مورد همه‌ی قیدها صدق می‌کند یا نه؟در جمله‌ی ” او آرام غذا می‌خورد” با توجه به تعریفی که از قید مبنی برامکان حذف آن شد، ما ” آرام” را ازجمله حذف می‌کنیم ” او غذا می‌خورد” در مقابل باید این پرسش را مطرح کردکه آیا حذف واژه‌ی ” آرام” معنای جمله را تغییر نداده است ؟ وآیا اصلاً با حذف این واژه می‌توان منظور گوینده را از آن فهمید ؟پاسخ این است که مسلماً منظور گوینده فهمیده نمی‌شود، چرا که شنونده می‌تواند واژه‌های سریع، کم، زیاد و… را در جمله قرار دهد و معنا و معانی متفاوتی را دریافت کند. همان گونه که مثلاً با حذف مفعول در جمله پرسش چه کسی را و یا چه چیزی را پیش می‌آید، با حذف قید نیز پرسش چگونه بودن مطرح خواهد شد با این تفاوت که با حذف قید یک مفهوم و منظور ظاهراً کامل به ذهن خواهد رسید. شاید کسانی که ویژگی حذف پذیری قید را مطرح کردهاند، فقط به معنا دار بودن یا نبودن جمله توجه داشتهاند، اما باید این نکته را نیز در نظر گرفت که تنها معنا دار بودن دلیل بر کامل و صحیح بودن ساختار معنایی جمله نیست. البته در مورد حذف پذیری قید می‌توان پاسخ زبانشناسان را نیز مطرح کرد، چرا که در علم زبان شناسی هرگاه سخن از درست و نادرست بودن جملات است، منظور دستوری یا غیر دستوری بودن آن‌هاست. بر این اساس امکان حذف پذیری قید به این دلیل می‌باشد که با حذف آن از جمله، شکل دستوری جمله تغییری نمی‌کند. اما اتکای صرف به ساختار دستوری نیز نباید موجب صدور حکم کلی مبنی بر امکان حذف قید گردد. بخشی از این ادعا در دستور وابستگی تالیف امید طبیب زاده اثبات شده است. در ادامه پس از تعریف مختصری از دستور وابستگی به ارائهی شواهد پرداخته میشود.
دستور وابستگی، دستوری صورت گراست که جمله را واحد بررسی میداند. مهم ترین مبحث دستور وابستگی نظریهی ظرفیت است. براساس این نظریه، هر هسته ظرفیت خاصی دارد. ظرفیت یعنی تعداد و نوع متمم‌هایی که هر هسته دارا می‌باشد. دستور وابستگی فعل را مرکز ثقل جمله و به عنوان عنصر حاکم در نظر می‌گیرد؛در واقع وقتی گفته می‌شود، به توصیف جمله می‌پردازد منظور همان توصیف فعل است. به عبارت دیگر فعل در مقام هسته‌ی جمله، حاکم و ناظر بر روابط خارجی سایر گروه‌هاست. فرض بر این است که اولاً هر گروه نحوی، چه جمله باشد و چه گروه کوچکتری هم چون گروه اسمی یا صفتی و غیره، در نهایت از بیش از پنج نوع عنصر تشکیل نمی‌شود، و ثانیاً ساخت هر گروه را تنها از طریق شرح روابط وابستگی در میان پنج عنصر می‌توان نشان داد. پنج نوع عنصری که تمام گروه‌های نحوی از آن تشکیل شده اند عبارتند از: هسته و هستهی هر گروه به آن عنصری اطلاق می‌شود که صورت گروه با آن مشخص می‌شود؛ مثلاً هسته‌ی گروه اسمی، اسم است، هسته‌ی گروه حرف اضافه‌ای ؛ حرف اضافه، گروه صفتی؛ صفت و هسته‌ی گروه قیدی، قید است. چهار نوع وابسته نیز وجود دارد که به ترتیب میزان وابستگی شان به هسته عبارتند از:۱ – متمم اجباری ۲- متمم اختیاری. این دو متمم به وابسته‌هایی اطلاق می‌شود که در ساخت ظرفیتی هسته قرار دارند؛ یعنی جزء اطلاعات واژگانی هسته هستند، و هسته ناظر بر صورت، تعداد و نوع آن‌هاست. به عبارت دیگر از زمانی که هسته به عنوان عنصری واژگانی در واژگان اهل زبان قرار می‌گیرد، صورت، تعداد و نوع متمم‌های آن واژه نیز در ساخت ظرفیتی هسته مشخص می‌شود. تنها تفاوت متمم‌های اجباری با اختیاری در این است که حذف متمم اجباری گروه را غیر دستوری می‌سازد، اما حذف متمم اختیاری باعث غیر دستوری شدن گروه نحوی نمی‌شود. ۳- افزودهی خاص ۴- افزودهی عام. افزودهی خاص وابستهای است که در ساخت ظرفیتی هسته قرار ندارد، بنابراین هسته هیچ نظارتی بر صورت و تعداد افزودههای خاصش ندارد، بلکه اهل زبان به اقتضای بحث، افزودههای خاص را تقریباً به هر تعداد و هرصورتی که بخواهند به هسته میافرایند. البته از حیث معنایی پیوندهای خاصی با افزوده‌های خاص خود دارد به طوری که اهل زبان نمی‌توانند هر افزودهی خاصی را با هر هستهای به کار ببرند. افزودهی عام نیز نه وابستهی هسته، بلکه وابستهی کل گروه است. هسته کوچکترین نقشی در تعیین صورت و تعداد افزودههای عام ندارد و هیچ پیوند معنایی خاصی نیز بین هسته و افزودهی عام وجود ندارد. مثلاً عناصر تعریف شده در جملهی ” علی دیروز کتاب را با میل به من تحویل داد ” به این صورت است: با توجه به فعل «تحویل دادن» جمله به سه متمم احتیاج پیدا میکند، زیرا این متمم‌ها از زمرهی اطلاعات واژگانی فعل «تحویل دادن» هستند و در نتیجه همواره و با همین صورت‌هایی که دارند با آن همراه میباشند. فاعل (علی) و متمم مستقیم (کتاب را) از متمم‌های اجباری این فعل هستند، زیرا با حذف آن‌ها از جمله، جمله غیر دستوری می

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

‌شود، اما متمم حرف اضافهای «به‌ای» یک متمم اختیاری است، زیرا با حذف آن جمله بد ساخت نمیشود، گرچه معنای آن به طور مستتر در فعل باقی می‌ماند. گروه حرف اضافهای «با میل» افزودهی خاص فعل «تحویل دادن» است زیرا آن را با هر فعل دیگری نمی‌توان به کار برد. «دیروز» افزودهی عام کل جمله است، زیرا آن را تقریباً با هر جملهی دیگری نیز می‌توان به کار برد. (طبیب زاده، ۱۳۹۰: ۱۰-۱۶) براساس تعاریف صورت گرفته شده، گروه قیدی غالباً از نوع افزودهی اختیاری است، زیرا حذف آن جمله را بدساخت نمی‌کند. اما افعالی چون «ارزیدن، رفتار کردن، ایستادن» هستند که متمم قیدی می‌گیرند. این متمم‌های قیدی برطبق تقسیمات صورت گرفته شده، متمم اجباری محسوب میشود. مانند:
الف)علی [ عاقلانه ] رفتار کرد. ب) این خانه [ خیلی ] میارزد. ج) موهایت [ خوب ] ایستاده است. برخی قیدها نیز که هم به شکل ذاتی و هم به شکل غیر ذاتی ظاهر می‌شوند، به دلیل این که با افعال خاصی به کار می‌روند؛ در گروه افزوده‌های خاص یا قید فعل قرار می‌گیرند و از حیث معنا به انواع گوناگونی تقسیم میشوند مانند:
الف) قید مقدار
قید مقدار بر مقدار و اندازهی فعل ناظر است. قیدهایی چون «آنقدر، زیادی» از زمرهی قیدهای مقدار و افزوده‌های خاص برخی افعال هستند:

 

 

    1. [ انقدر] حرف نزن!

 

  1. [ زیادی] کار نکن!

 

ب) قید حالت
این قید چگونگی وقوع فعل را توصیف می‌کند. «با ملایمت، به آرامی، تندوار، خاضعانه» از جمله قیدهای حالت هستند:

دیدگاهتان را بنویسید