بررسی حقوقی مفهوم و مصادیق تخلف در انتخابات و راهکارهای مقابله با آن در  …

بررسی حقوقی مفهوم و مصادیق تخلف در انتخابات و راهکارهای مقابله با آن در …

گفتار پنجم – اصل اعتماد عمومی
انتخابات صرفا یک رویه یا ابزار فنی یا ساز و کار نیست ؛ بلکه بخشی از فرآیند سیاسی در کشور می باشد که به جهت معتبر بودن نیازمند جلب اعتماد عمومی است و همچنین دقیق و جامع بودن قوانین و رویه- های انتخابات برای نائل شدن به این مهم کافی نیست ؛ بلکه انتخابات باید به گونه ای برگزار شود که بازیگران انتخابات اعتماد نمایند که انتخابات به طور آزاد و منصفانه برگزار شده است . لذا پذیرش نتایج انتخابات و ایجاد اعتماد عمومی نسبت به آن ، منوط به برگزاری یک انتخابات آزاد و بدون دخالت و نفوذ- های ناروا و تخلفات است . بر این اساس ، ایجاد اعتماد عمومی مستلزم موارد ذیل می باشد :
۱- ایجاد یک دستگاه و نهاد انتخاباتی بی طرف و کارآمد که به طور آشکار و شفاف عمل کند ؛
۲- دربرگیری همه رقبای سیاسی در کل فرآیند انتخابات ؛
۳- باز بودن فرآیند انتخابات برای نظارت شهروندان و نهادها و مقامات نظارتی ؛
۴- متقاعد کردن رأی دهندگان که اصول مختلف نظام انتخابات دمکراتیک رعایت شده است؛
۵ – تضمین نظارت های کارآمد و مؤثر توسط نهاد مدیریت انتخابات ؛
۶- رسیدگی منصفانه و سریع به اعتراضات و شکایات و رفع کلیه ابهامات.[۴۷]٢
فصل چهارم :پیشینه و مفهوم تخلف در انتخابات
در ارتباط با مفهوم تخلف و تفاوت آن با جرم ، نظرات مضیق و محدودی از سوی اندیشمندان علم جزا مطرح شده است و غالب آنها تخلف را در مفهوم جزایی آن مترادف جرم دانسته اند و بین تخلف و جرم تفاوتی قائل نشده اند. شاید بتوان در تمایز این دو از هم گفت که هر دو به نوعی ، رفتار یا ترک فعل ضد ارزشی در جامعه محسوب می شوند و نظم ، امنیت ، صلح و ثبات و یا حق اساسی افراد را با خطر مواجه می نمایند . از این رو ، چندان تفاوتی ندارند ؛ اما از لحاظ آثار به جا مانده از آنها و میزان تأثیر گذاری بر ارزش های موجود در جامعه ، می توانند از هم متمایز باشند . لذا در نوع برخورد و اتخاذ سیاست کیفری و ضمانت اجراهای نسبت به آنها ، باید قائل به تفکیک و تمایز شد . به عبارتی ، مواردی که تأثیر شدیدی بر اجتماع دارند ، حداکثر ضمانت اجراها و مواردی که تأثیرات کمتری دارند ، ضمانت اجراهای حداقلی را قائل شد . با چنین رویکردی ، عملا تفکیک خیلی روشنی را نمی توان بین جرایم انتخاباتی و تخلفات انتخاباتی قائل شد . بنابراین ، صرفا می توان ضمانت اجراهای متفاوت را برای اعمال ضد ارزشی متفاوت اتخاذ نمود.
در واقع واژه تخلف در انتخابات به شمار وسیعی از اعمال همچون تلاش برای تقلب در صندوق های رأی از طریق آراء تقلبی یا تقلب در مراحل شمارش آراء ، خرید رأی ، رأی دادن با شناسنامه دیگری یا با شناسنامه جعلی ، دخالت در مراحل انتخابات و … اشاره می کند . اما به طور کلی تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن نتیجه انتخابات است به طوری که قوانین عادلانه انتخابات را نقض می کند.
جریان انتخابات از ابتدای ثبت نام تا انتهای اعلام نتیجه را شامل می شود . در طی این دوره نهادهای مسئول بر جریان سلامت و صحت انجام مراحل انتخابات نظارت دارند و وظیفه مراقبت بر اجرای دقیق موازین قانونی را بر عهده دارند و چنان چه مواردی از تخلف و تعلل را مشاهده نمایند موظفند نسبت به گزارش آن با رعایت سلسله مراتب اقدام نمایند.
در خصوص این که چه تشکیلات و نهادهایی مسئولیت رسیدگی به شکایات و اعتراضات انتخاباتی را دارندو آیین رسیدگی به این شکایات چگونه است ، الگوهای متفاوتی در کشور های مختلف وجود دارد . در برخی کشورها این مسئولیت به عهده نهادهای مستقل از سه قواه اجرایی ، قضایی و مقننه ، و بی طرف است و در برخی کشور ها این شیوه به گونه ای دیگر است و به یکی از قوا سپرده می شود . امام مهم ترین و اساسی-ترین مسئله در رسیدگی به اعتراضات کاندیداها و احزاب در انتخابات کشورها ، اعتماد است ، اعتماد مردم رأی دهنده ، اعتماد داوطلبان و احزاب نسبت به حکومت وقت است . آن چه در اجرای انتخابات اهمیت وافر دارد ، جلب اعتماد عمومی نسبت به دولت و نظام است.
گفتار اول : پیشینه تخلف
واژه تخلف در زبان انگلیسی Crime/offence به معنای جرم و نقض و سرپیچی از قانون ، عرف ، قاعده و … می باشد .[۴۸]١
در سراسر فرهنگ واژگان حقوقی و جرم شناسی ، هیچ واژه ای از نظر معنی به پیچیدگی واژه جرم یا بزه وجود ندارد . مع الوصف درک معنای این اصطلاح در بررسی وضع قانونی و نقض آن و نیز در توجیه و ارزیابی مجازات ، از اهمیت بسزایی برخوردار است .
تاریخ حقوق کیفری نشان می دهد که باید بین ارزش هایی که با ارتکاب جرم ، نقض می شود ، تفکیک قائل شد . ارزش هایی وجود دارد که در طول تاریخ همواره به چشم می خورد و نقض آنها در قالب سرقت و تجاوز به عنف و …. بیان می شوند . لیکن در حقوق جزای عرفی مثلا در قلمرو جرایم علیه آداب و رسوم و ارزش های سیاسی ، همه چیز بی ثبات و در حال تحول است . پس مفهوم جرم ، عمدتا یک مفهوم اجتماعی است .
یکی از راه های بررسی دقیق بازتاب های این واژه ، مطالعه متون مختلفی است که اصطلاح مزبور در آن به کار گرفته شده است . مثلا در قانون و رویه قضایی ، جرم به آن دسته از افعال و ترک فعل هایی اطلاق می–گردد که اختصاصا توسط قانون پیش بینی شده است . البته این پیش بینی همیشه توأم با ضمانت اجرا یا مجازات نیز می باشد .
از نظر جیمز استیفن که کتاب تاریخ حقوق کیفری وی حاوی نظرات حقوقی مورد پذیرش زمان خود بوده است ، جرم عبارت بود از « فعل یا ترک فعلی که به واسطه ارتکاب آن ، مجازا

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

ت قانونی نسبت به آن قابل اعمال است » . از این تعریف باید نتیجه گرفت که جرم بودن یک عمل ، به وسیله مجازاتی که در پی آن می آید تعریف می گردد . تلقی جرم به عنوان کارکرد یا سوء کارکرد ساختار اجتماعی ، به خودی خود امکان ارائه تعاریف بسیار متنوعی را فرآهم می آورد که می توان آنها را جرح و تعدیل نموده و با نظرات پیروان مارکس ، مکتب شیکاگو و طرفداران ادوین ساترلند و بسیاری از افراد دیگری ، منطبق نمود .
البته این تعاریف ، در ارتباط با خود پدیده و رفتار جنایی ، مبهم است . آیا این پدیده به معنای هر تخلفی از قانون است که مستوجب مجازات می باشد ؟ آیا تلاشی عمدی یا غیر عمدی برای بی اثر کردن قواعد اجتماعی و سیاسی مورد پذیرش دیگران است ؟ مضمون این تعاریف ، هرچه که باشد ، مفاهیم مورد توصیف آنها اندیشه جرم و مجازات را از یکدیگر جدا نمی کند . حتی بلعکس ، این تعاریف ، درست به شیوه حقوقدانان بر اهمیت مجازات ، تأکید می ورزد . این ، ضمانت اجرای کیفری است که باقی می ماند و جرم را تعریف می کند .[۴۹]١
Offence(n) به معنای خطا ، خلاف ، جرم است که فعل آن offend از واژه offendere لاتینی به معنی strike against ( اصابت کردن ) بود . این لغت ، فعلی بود مرکب از پیشوند –ob به معنی defedere against – (منشاء defend (دفاع کردن از ، اثبات کردن ) انگلیسی ) به معنی hit (ضربه زدن ، خوردن به ، لطمه زدن ) . معنی تحت اللفظی یاد شده در زبان انگلیسی باقی بود و هنوز هم در مشتقات offence (جرم ، خلاف ، آزار ، حمله) و offensive ( آزارنده ، اهانت آمیز ، تهاجمی ، حمله) همچنان باقیست ، اما تا جایی که به فعل offend مربوط است ، فقط معانی مجازی « احساسات کسی را جریحه دار کردن » و « تخطی کردن ، خلاف کردن » باقی هستند .[۵۰]٢
در اواخر قرن نوزدهم کوشش های قابل توجهی برای مقابله با تخلفات انتخاباتی به عمل آمد . فرانسه ، مفهوم رأی مخفی را در ۱۷۸۹ مطرح کرد، اما استرالیا اولین کشوری بود که در اواخر دهه ۱۸۵۰ واقعا ، آن را به کار گرفت . هدف از رأی مخفی محدود کردن ارتشا ، تهدید و کاهش این احتمال بود که دیگران بدانند فرد مورد تهدید یا رشوه گرفته به چه کسی رأی داده است . انگلستان در سال ۱۸۷۳ نظام رأی مخفی را به کار گرفت و بیشتر کشور های اروپای غربی در اواخر قرن نوزدهم از این شیوه تبعیت کردند.
ایالات متحده در قرن نوزدهم با فساد نهادهای سیاسی روبرو بوده است . یکی از جالب ترین موارد فساد نهادهای سیاسی ، قضیه ویلیام توید در Tammany Hall ، کمیته اجرایی سازمان حزب دمکرات در شهر نیویورک است که از شیوه تقسیم تبعیض آمیز حوزه رأی برای دستکاری در انتخابات استفاده می کرد . این شیوه به تقسیم تبعیض آمیز حوزه ها اطلاق می شود که باعث تقویت یک گروه سیاسی و تضعیف گروه دیگر می شود . ویلیام توید ابتدا در ۱۸۵۱ به عنوان نماینده شهر انتخاب شد . وی سرانجام در ۱۸۶۸ به عنوان سناتور ایالتی و رئیس اصلی Tammany Hall برگزیده شد . وی با قدرتی که داشت ، اداره ای حقوقی ، به منظور جمع آوری اعانه های مالی شرکت ها به نام « اجرت خدمات حقوقی » تأسیس کرد . به علاوه هیأت حسابرسی شهر نیویورک راتأسیس کرد که امکان نظارت برعواید مالی را فراهم کرد . میزان دریافتی وی را بین ۳۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار ارزیابی کرده اند.
در شیلی به منظور محروم کردن رأی دهندگان بالقوه از شرکت در انتخابات در سال ۱۹۶۲ شیوه های قانونی به کار گرفته شد . حکومت شیلی مدت ثبت نام پر تکلیفی را به دو ساعت در روز طی هشت روز آن هم در یک ماه محدود کرده بود . گاه حزب حاکم یا حکومت ، زمان انتخابات را نزدیک ترین زمان ممکن اعلام می کند تا مخالفان زمان سازماندهی خود ، بسیج نیروها و جلب حمایت عمومی را نداشته باشند . چنین ترتیباتی در سراسر دنیا به کار گرفته شده است . به عنوان نمونه ترکیه در ۱۹۴۶ و کره در ۱۹۸۵ .
در همه سطوح انتخابات به ویژه هنگام شمارش آراء و تأمین مالی باید شفافیت حاکم باشد . شفافیت در روند انتخابات برای جلب اعتماد عمومی و قبول نتایج انتخابات ضروری است و نبود آن در نظام انتخاباتی ، دستکاری نتایج انتخابات را آسان تر می کند . یک نمونه آن انتخابات ۱۹۷۸ در بولیوی است . همه می – دانستند ژنرال پروا ازبوم با تقلب ۵۰ درصد آراء را به خود اختصاص داده که دقیقا همان میزان آرای مورد نیاز برای پیروزی در انتخابات بود . اما به دلیل نبود شفافیت و نظام انتخاباتی هیچ کس نمی توانست آن را ثابت کند.
در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ پرو ، آلبرتو فوجیموری متهم شد که با استفاده از نرم افزار جدیدی برای شمارش آرا مرتکب تقلب فراوانی شده است . سازمان کشورهای آمریکایی تقاضای بازرسی نرم افزار مزبور را کرد . اما فوجیموی تقاضای مزبور را رد کرد . [۵۱]١
گفتار دوم : تعاریف تخلف
در این قسمت از تحقیق ، نگارنده تلاش می کند علاوه بر تعاریف واژه تخلف ، تعاریفی از واژه تقلب در معانی خاص و عام ارائه دهد .
هرچند در قوانین انتخابات ایران و انگلستان به طور دقیق واژه های تخلف و یا offence به کار برده می شود ، اما در بسیاری از منابع مکتوب و غیر مکتوب مرتبط با موضوع انتخابات به جای واژه تخلف در قسمت های مختلف از واژه تقلب نیز استفاده شده است و این واژه را مترادف تخلف به کار برده اند . به همین جهت نگارنده لازم می داند که تعاریفی از تقلب نیز ارائه دهد.
البته با توجه به معانی این دو واژه می توان گفت که هر دو مترادف هستند و کابردشان به جای یکدیگر ابهامی ایجاد نمی کند .
۱- تعریف تخلف و تقلب در معنای عام
واژه تخلف مترادف کلمه violation
/ offence در زبان انگلیسی است که به معنای تخلف ، تجاوز ، تخطی ، پیمان شکنی ، نقض عهد و . . . به کار می رود .[۵۲]١
واژه تخلف اصطلاحا در دو مورد ذیل به کار می رود :
۱- سر باز زدن از مقررات انتظامی یا اداری به وسیله مردم و یا کارمند دولت و مؤسسات عمومی ، مانند تخلفات رانندگی و تخلفات اداری.
۲- تخلف در حقوق مدنی که دو صورت دارد :
اول . کالای مورد معامله بر خلاف توصیف و شرط صفت در آید . نتیجه تخلف ، خیار اشتراط است به نفت زیان دیده .
دوم .امتناع متعهد از اجراء شرط فعل . [۵۳]٢
در لغت نامه دهخدا تخلف به معنای خلاف وعده و عهد و پیمان کردن ، خلاف کردن در وعده ، واپس ایستادن به کار رفته است . [۵۴]١
واژه تقلب مترادف fraud در زبان انگلیسی است .[۵۵]٢ در لغت نامه دهخدا به معنی دست انداختن در امور به خواست خود ، تصرف در کار ها به خواهش خود است .[۵۶]٣ همچنین در فرهنگ فارسی به معنی در کاری به نفع خود و به ضرر دیگری تصرف کردن ، دغلکاری به کار می رود [۵۷]۴.
عناصر واژه تقلب به قرار ذیل است :