نوامبر 24, 2020

بررسی وضعیت بلوغ حاکمیت فناوری اطلاعات (IT Governance) و رابطه آن …

1 min read

با اعمال قدرت IT : بطور انحصاری توسط IT تصمیم گیری می شود.
ائتلافی ( فدرال ) : رهبران کسب و کار و مدیران سازمان بصورت گروهی و نیز شاید مدیران IT.
فئودال : رهبران اصلی کسب و کار و نمایندگان آنها .
انحصار دو جانبه : بصورت انحصاری بین IT و مدیران و یا رهبران کسب و کار.
بی قاعده و هرج و مرج : منحصرا توسط هر فرد.
مطالعه نشان دارد، در خصوص هر یک از حوزه های مورد تصمیم برای IT به قرار زیر منعکس گردید :
تصمیمات برای اصول IT :
تحقیقات نشان داد که ۳۶% از سازمانها از رویکرد انحصار دو جانبه استفاده می کنند اگر چه مطالعات نشان داد که رویکردهای فدرال و سلطه کسب و کار هم استفاده میشود.
تصمیمات برای پیاده سازی معماری IT :
بیش از ۷۰ % از سازمانها برای اخذ این تصمیمات از مدل قدرت مطلقه IT استفاده میکنند.
تصمیمات برای زیرساختهای استراتژیک IT :
همانند معماری IT تا حدود ۶۰ % از سازمانها از مدل قدرت مطلقه IT استفاده می کنند .
تصمیمات برای پوشش نیازهای نرم افزارهای کاربردی در کسب و کار :
سازمانها برای پوشش این گونه تصمیمات مدل فدرال ( ائتلافی) را انتخاب می کنند.
تصمیمات برای سرمایه گذاری و اولویتهای IT :
برای اخذ اینگونه تصمیمات سازمانها از سه مدل قدرت مطلقه کسب و کار و مدل فدرال و مدل انحصار دوجانبه استفاده می کنند .
در این تحقیق همچنین نشان داده شد که شرکتهای که دارای عملکرد بالای هستند به طور فعالانه به دنبال ایجاد ارزش از IT از طریق این ۵ راه هستند :
شفافیت استراتژیهای کسب و کار و نقشی که IT در بدست آوردن اهداف استراتژیکی بازی میکنند
اندازه گیری و مدیریت مقدار ارزشی که بواسطه بکارگیری IT حاصل گردیده.
طراحی شیوه های برا ی جا انداختن IT در استراتژیهای سازمان.
بررسی نیازمندیهای تغییرات سازمان به جهت کسب منافع از قابلیتهای جدید IT .
آموختن از هر پیاده سازی که چگونه مجددا از دارائیهای IT استفاده نمایند.
بین مفاهیم حاکمیت فناوری اطلاعات و مدیریت فناوری اطلاعات همانطور که در ابتدا اشاره شد دارای تفاوتهای می باشد که آمریک اس سوهال (۲۰۰۲) در تحقیقی به طور کامل به آن پرداخت .این محقق یک مطالعه ای در سازمانهای بزرگ استرالیا در خصوص حاکمیت و مدیریت IT داشته و از طریق مصاحبه و پرسشنامه در بین بالاترین مقام در حوزه IT به انجام این تحقیق پرداخته بود . وی پس از تجزیه و تحلیل داده ها به نتایج خوبی دست یافت . وی سازمانها را از لحاظ بکارگیری IT به ۳ دسته تقسیم نمود .
دسته اول ( لایه سطح بالا ):
سازمانهای که در آن IT بعنوان بالاترین عامل اثر گذار در کسب و کار محسوب میشود و تاثیر IT در آن شرکتها مشهود و اساسی می باشد این سازمانها شامل صنایع بانکداری ، بیمه ، ارتباطات و خدمات IT می باشد.
به احتمال خیلی زیاد IT بعنوان یک جزء جدایی ناپذیر از استراتژیهای سازمان می باشد.
تمایل به داشتن یک سیستم اندازه گیری جامع و ارزیابی IT .
در سطح مدیران ارشد و مدیران عامل متناوبا از IT در تصمیمات استراتژیکی استفاده می شود.
در کمتر از ۲۰% بودجه IT بصورت برون سپاری صورت می گیرد.
مدیران ارشد بطور مشتاقانه به نقش IT در موفقیت کسب و کار توجه دارند.
اغلب مدیران IT در سلسله مراتب اداری بطور مستقیم در زیر مجموعه مدیر عامل است.
مدیران ارشد IT وقت زیادی را در برنامه ریزی و دستیابی به نوآوریهای تولیدات جدید می پردازند.
مدیران ارشد IT مستاق هستند به چشم انداز تجارت الکترونیکی.
دسته دوم ( لایه میانی )
وجود اطلاعات و عنصری بعنوان IT ضروری است اما بصورت یک پایه اساسی برای کسب و کار محسوب نمی شود . می توان به سازمانهای ازقبل سازمانهای دولتی و شرکتهای متوسط وابسته به مشتری.
روش های اندازه گیری دقیق و جز به جز وجود ندارد.
به احتمال زیاد درصد زیادی از بودجه فناوری اطلاعات خود را برون سپاری می کنند.
تمرکز بر روابط خارجی

یک مطلب دیگر:   فایل دانشگاهی - جایگاه رهبری در سیاست جنایی جمهوری اسلامی ایران- قسمت ۱۶

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.
Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.