تبیین رابطه‌ی جیوه و آتمن مطابق آموزه-های شوتا‌¬شوتره اوپه نیشد۹۳- قسمت ۷
Abstract Futuristic Background

تبیین رابطه‌ی جیوه و آتمن مطابق آموزه-های شوتا‌¬شوتره اوپه نیشد۹۳- قسمت ۷

خاستگاه تپسه از بدو آفرینش است. در گیتا آمده است: در آغاز اگر زمانی وجود داشت‌، همه چیز نامعلوم بود, عدم بود. همه چیز تهی بود. نه موجودی بود نه غیر موجود. او ذهن و سپس آب را آفرید. حرارت در آب بود. او احساس تنهایی می­کرد. نه شکلی داشت نه نامی و نه نفسی. او به جنبش درآمد و بیرون ریخت. او به دنبال خودش بود و به وجود خودش آگاهی داشت و از خود پرسید: من کی هستم؟ بگذار من چیزی باشم. بگذار زندگی درون من نفس بکشد. پرجاپتی از او بیرون آمد و متولد شد اما او همچنان تنها بود. کامه[۴۶۸] به آهستگی از آن بوجود آمد. او در تنهایی تپسه انجام می­داد. از درون کامه و تپسه‌، نیرو بوجود آمد. تپسه‌، انرژی را بوجود آورد و بوسیله­ میل یا کامه برگشت.[۴۶۹]
با توجه به متن ذکر شده‌، مشخص می­ شود که هندوها معتقدند تپسه به عنوان حرارت و آب وجود داشت و نور از درون انسان وجود دارد که به آن آتمن می­گویند (در او‌، زندگی بود و زندگی نور انسان بود.). نور همان آتمن و جیواتمن است.[۴۷۰]
تپسه‌، جزء اولین مفاهیمی است که در اوپه­نیشدها از آن صحبت شده است و اهمیت آن از این جهت است که آن را به عنوان “دانش آتمن و برهمن” می­شناسند. تپسه مورد احترام بوده و هندوها معتقدند که اگر شخصی آن را انجام ندهد در شناخت آتمن یا دستیابی به آن مؤفق نخواهد بود. در ذات معنای تپسه تغییری ایجاد نشده و تنها اهمیت آن در متون بیان شده است. در اوپه­نیشدهای اولیه دو شکل از تپسه به کار رفته است و آن‌، تپسه عالی­تر و پست­تر است که از هم متفاوت هستند.[۴۷۱]
در اوپه­نیشدها و متون متأخر واژه­ی تپسه شامل اعمال ریاضتی می­شد از قبیل تجرد‌، روزه­داری‌، سکوت‌، کنترل نفس و حالات بسیار سخت جسمانی و رنج. به عنوان مثال در معرض گرما و سرما قرار گرفتن یا نشستن در برابر آفتاب در نیمروز و اشکال مختلفی که همگی موجب بوجود آمدن تپسه می­ شود. این اعمال همگی رعایت می­شدند تا نیروهایی که نظم جهان را تهدید می­ کنند از بین بروند‌، خدایان از طریق همین نیروی انباشته یعنی ریاضت در مقابل این اعمال می­ایستند. نیروی ریاضت در آئین هندو برای محدود کردن بی­نظمی­ها بوجود آمده است.[۴۷۲]
موندکه­اوپه­نیشد بر اعمال درست یعنی تپسه و دانش درست و همچنین برهمه­چاریه برای دستیابی به خود تأکید می‌کند و معتقد است که نفس خالص و درخشان درون بدن از طریق عمل حقیقی ثابت یعنی تپسه و دانش درست و پاکدامنی به دست می­آید. در ۳٫۱٫۵ آمده است او با تحمل کارهای سخت ریاضت می­کشد و عیوبش را از طریق عمل ثابت به این فضایل از بین می­برد و در ۳٫۱٫۶ آمده است که حقیقت به تنهایی پیروز است و بوسیله­ حقیقت به راه خدایان راهنمایی می­شوید و از طریق درک تمامی وجودها می­توان نفس را شناخت و وجودی که توسط برخی نقایص آلوده شد را خالص نمود. زمانی که عقل توسط نور دانش‌، پاکسازی می­ شود شبیه آیینه­ی لکه­دار یا آب گل­آلودی است که تمیز می­ شود. شخص‌، آتمن را از طریق تفکر یا مدیتیشن یعنی همان تفکر و تأمل شدید بدست می­آورد.[۴۷۳]
میتریه­اوپه­نیشد بر تپسه و دانش برهمن تأکید کرده است و تپسه را دری می­داند که به روی برهمن باز می‌شود. تپسه حرارتی است که پستی­های امیال و هوس­ها را سوزانده و بدن‌، ذهن و عقل را خالص و پاکسازی می­ کند. ریاضت‌، عملی مهم برای دستیابی به اهداف معنوی بوده است و تمام اعمال از جمله محرومیت­ها و خودداری از خوردن و آشامیدن‌، خواب و پوشش در مقابل گرما و سرما همگی اموری هستند که برای از پادرآوردن و از بین بردن بدن و نیرومند ساختن روحانیت برای دستیابی به هدف می­باشد. در میتریه­اوپه­نیشد (IV.3) اینگونه آمده است که با ریاضت یا تپسه‌، نیکی بدست می ­آید و از طریق نیکی‌، درک حاصل می­ شود و از درک‌، نفس به دست می ­آید و کسی که به نفس یا خود دست پیدا کند بازگردانده نمی‌شود.[۴۷۴]
ریاضت در آئین هندو در آخرین مراحل زندگی یعنی برای سومین و چهارمین مرحله از چهار مرحله­ زندگی هندو در نظر گرفته شده است. اما بسیاری از مرتاضان این روش را از آغاز جوانی به کار می­بندند. واژه­ی تپسه‌، هم برای اعمال مرتاضانه و هم در مورد نیروی انجام آن اعمال به کار برده می­ شود و این یک مفهوم بسیار مهم در بیشتر سنت­های هندوئی می­باشد.[۴۷۵]
بنابراین در این آئین‌، شخص برای دستیابی به هدف زندگی که همان اتحاد است اعمال سختی را انجام می‌دهد که آلودگی­های حاصل از ورود به این جهان را از خود دور کند. با انجام این اعمال‌، همه­ی ابعاد او درگیر این عمل می­ شود. با به رنج انداختن خود در ابتدا شریره مورد سختی قرار گرفته و تحلیل می­رود اما این امر‌، باعث بزرگ شدن روح یا همان آتمن شده و کمک می­ کند که مرحله به مرحله به برهمن نزدیک شده و در آخر با او متحد شود.

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

 

 

فصل ششم

 

 

نتیجه

 

مطابق آموزه‌های شوتاشوتره اوپه­نیشد، برهمن‌ کسی است که همه­ی جهان­ها بوسیله­ نیروهای او حمایت می­ شود و یگانه است و دومی ندارد. این تعریف نشان­دهنده این است که برهمن اداره کننده­ جهان است و به نوعی بر یکتا بودن او تأکید می­ کند و او را منشأ همه­ی امور و علت کیهان می­داند. از نظر شوتاشوتره اوپه­نیشد‌، جهان از طریق قدرت او آفریده شده است. روح در این متن مقدس‌، بدون توجه به جنسیت‌، سفر کرمه­ایش را از جهانی به جهان دیگر آغاز می­ کند و از طریق مراقبه و یوگه می ­تواند از چرخه رهایی پیدا کند.
روح فردی یا همان جیوه به بدن متصل می­ شود و روح متعالی نیز در همه­ی بدن­ها نفوذ دارد. مسأله­ای که در این اوپه­نیشد موردتوجه است این می­باشد که روح فردی را به هیچ چیزی وابسته نمی­داند و به همین علت است که با نفس متعالی یکی می­ شود. این متن مقدس علاوه بر اینکه در مورد ذات و صفات برهمن سخن گفته است در مورد جهل و دانش نیز توضیحاتی ارائه داده است.
مطالبی نیز در مورد عشق الهی بیان نموده و معتقد است کسی که بالاترین عشق را به گوروی خود به عنوان تجلی الهی داشته باشد می ­تواند با برهمن یکی شود. آئین هندو منشأ جهان را موارد مختلفی از جمله آب‌، فضا و غیره می‌داند. اما مسئله‌ی اصلی اینکه علت آفرینش از وجودی بی‌مانندی به نام برهمن است. این مطلب در اوپه‌نیشدها به وضوح بیان شده است و شوتاشوتره اوپه‌نیشد نیز در این موارد مسائلی را بیان نموده است. اندیشه­ها و آموزه­های این اوپه­نیشد و اوپه‌نیشدهای دیگر را می­توان در مکتب ودانته نیز یافت که آنها نیز برهمن را آگاهی محض و علت همه­ی معلول­ها می­دانند.
اعتقاد این مکتب بر آن است که برهمن‌، جهان را برای منفعت شخصی خود نیافریده است‌، بلکه این خلقت یک نوع ذوق هنری است و بر اساس لی­لا صورت گرفته است و به همین علت است که شنکره مؤسس مکتب ادویته­ودانته‌، همه­ی پدیدارها مایا هستند که از جهل ناشی می­ شود. کثرات توسط مایا متجلی می­شوند و به همین علت است که مفسران برای تبیین برهمن از مثال منشور استفاده می­ کنند و مثلا معتقدند اگر برهمن را نور سفید بدانیم جهان و تکثرات‌، طیف­های رنگی هستند که از منشور مایا متصاعد می­شوند.
اوپه­نیشدها معتقدند انسان که یکی از تجلیات برهمن در این جهان است دو بعد دارد‌، جسم و روح. به بیان روشن­تر می­توان روح را به دو قسمت فردی و جمعی تقسیم نمود. آتمن در منابع هندویی‌، اولین واژه­ای است که برهمن او را به عنوان صفت خود برگزیده است. او روح نامیرایی است که در همه چیز است و می­توانیم آن را جنبه­ بیرونی برهمن بدانیم. به بیان دیگر اصل وجودی هر دو‌، یکی است. هر چند که آتمن نسبت به برهمن‌، جزء محسوب می‌شود به هر حال صفت مطلقی است که برتر از زمان و علت است و می­توان آن را عالم به همه چیز دانست و بیراه نیست که در توصیف آن‌، اینگونه می­گویند که عالم به همه چیز است اما شناخته نمی­ شود‌، بیناست و دیده نمی­ شود. آن را غیر قابل درک می­دانند اما جیوه‌، تعین جسمی آتمن است. هر چند که در معنای آن کلماتی مانند خود‌، خود متعالی‌، نفس و روان نیز به کار برده­اند. جیوه نیز ازلی است و هم اوست که مسئول درد و رنج است. او تشعشعاتی از آتمن است اما نسبت به آن مزیتی دارد و آن‌، این است که او باعث تشخیص و تمییز دادن اشخاص و موجودات از هم می­ شود.
برای تبیین مفاهیم نباید از شریره یا جسم نیز غافل شد. در آیین هندو‌، شریره خود سه نوع است. البته اگر بخواهیم به طور دقیق در مورد ارواح در هند بررسی کنیم باید این امر را یادآور شویم که برخی در اوپه‌نیشدها تمایزی بین روح کیهانی و فردی قائل نیستند. به هر حال می­توان گفت جیوه‌، بازتابی از روح کلی است. جیوه را به نوعی توهمی از مایا نیز می­دانند. انسان برای رسیدن به مکشه باید جیوه را آزاد و پس از رهایی از شریره‌، آتمن را با برهمن یکی کند.
این آئین برای انسان ارزش زیادی قائل است و انسان همان­طور که گفته شد از سه بعد جیوه‌، آتمن و شریره تشکیل شده است و از آنجا که این آتمن با برهمن یکی می­ شود آنها انسان را موجود متعالی می­دانند و شاید به همین علت است که اوپه­نیشدها به سبب ارزش و اعتبار روح آن را برابر با آتمن می­دانند.
آتمن درون غلاف­هایی قرار دارد که به آن کُشه می­گویند که هر یک از غلاف­ها مانند لایه­ای آن را پوشانده که با کنار زدن هر کدام‌، آتمن آزاد شده و با برهمن یکی خواهد شد. اما شریره‌، همان بدن ضخیم است که بواسطه­ آن همه­ی موجودات شناخته شده و قابل انقسام می­گردند. شریره بر خلاف آتمن‌، غیر قابل درک نیست.
آتمن و جیوه تفاوتی با هم ندارند. اوپه­نیشدهای کهن بین روح کیهانی و فردی تمایزی قائل نشده ­اند. به همین علت اوپه­نیشدها این دو را همچون دو پرنده‌ای می‌دانند که عین هم هستند: بنگر آن دو پرنده را بر درخت، یکی میوه­ی درخت را شیرین می‌داند و می‌خورد و آن دیگر هیچ نمی‌خورد و می‌نگرد، آن که می‌خورد را نادانی‌اش از حقیقت خود غافل می‌کندو همین است که او را در غم و اندوه فرو برده، آنگاه که به حقیقت دیگری آگاه شداز بند غم رست.[۴۷۶]
آتمن نور آگاهی درونی است که با تجربه­ی همه­ی چیزها شناخته می­ شود اما جیوه‌، آگاهی درونی­ای است که توسط اندام­های حسی‌، منس و اهم­کاره شناخته می­ شود. البته این مسأله مشخص است که جیوه چیزی غیر از آتمن نیست و تنها به خاطر اینکه درون زندگی طبیعی گرفتار شده‌، محدود شده است. بنابراین به راحتی می‌توان گفت که جیوه‌، یک خود تجربی یا روانی است اما آتمن غیر تجربی است.
مسئله‌ی دیگر اینکه‌، آتمن زمانی که به برهمن می­رسد با او یکی می­ شود در اینجا شخص به مکشه دست یافته است برای آتمن این تنها راه است چرا که هدف نهایی او رسیدن حقیقت نهایی است تا با یگانه حقیقی یکی شود اما جیوه زمانیکه از تعینات رها نشود در چرخه گرفتار خواهد شد این عمل آنقدر ادامه می­یابد تادر مرحله ای او نیز با معرفت حقیقی از جسم رها شده و برهمن یکی شود.شوتاشوتره معتقد است که آتمن‌، روحی است که در جسم جای گرفته و متحمل نشانه­ هایی مانند لذت‌، نفرت‌، تلاش‌، دانش و غیره می­باشد.
بر اساس این آیین‌، انسان اگر کار بدی انجام دهد بعدها جیوه­ی او در موجودات پست­تر قرار می‌گیرد و اگر کار نیک انجام دهد در موجودات خوب ظهور خواهد یافت. او بر اساس خواسته‌های خودش شکل گرفته و بر طبق تمایلاتش کاری انجام می­دهد و بر اساس اعمالش‌، سرنوشت وی شکل می­گیرد پس کرمه‌، اساس ادامه­ وجود انسان است و حتی می­توان آن را تصور انسان از ذات خودش یعنی آتمن دانست.
کرمه در آیین هندو از اهمیت بسزایی برخوردار است‌، چون اوست که باعث می­ شود جیوه در چرخه­ی زاد و مرگ قرار گیرد. بنابراین به دور از واقعیت نیست که آن را یک نتیجه برای این جهان قرار دهند. البته این اعمال انواع مختلفی دارند. کرمه­ای که از اعمال گذشته بوجود آمده و بعدها خودش را نشان می­دهد و کرمه‌ای که سرنوشت بدن را خواهد ساخت و کرمه­ی جدیدی که شخص با اعمال امروزی خودش جمع می‌کند و یک سری اعمالی که تأثیر فوری در زندگی شخص دارند. همه­ی اینها در قرار دادن شخص در چرخه­ی تناسخ تأثیر بسزایی دارد. با توجه به این مسائل مشخص می­ شود که کرمه نقش مهمی در جیوه‌، آتمن و شریره­ی شخص دارد.
زمانی که انسان بر اساس عملش در چرخه­ی بازپیدایی قرار می­گیرد و در جسمی پست­تر یا بدتر ظاهر می­ شود بر آن جسم تأثیر گذاشته، یعنی شریره انسانی خود را از بین برده جسمی دیگر قرار گرفته است. اما می­توان گفت کرمه بر آتمن تأثیری نمی­گذارد چرا که او ابدی‌، ازلی و تغییرناپذیر است و فقط از جسمی به جسم دیگر وارد می­ شود. جیوه موضوع کرمه است. زیرا اوست که مسئول رنج و لذتی است که از اعمالش ناشی می­ شود. کرمه باعث می­ شود که جیوه در این جهان اسیر شود و تنها راه رهایی آن آزادی از کرمه است. این رهایی از راه­های گوناگون که در هند به آنها مارگه­ها گفته می­ شود امکان­ پذیر است.
دنیا از طریق اراده­ی درونی بوجود آمده است و جیوه در آن بوسیله­ قانون کرمه توسط شریره­های متفاوت در چرخه­ی بازپیدایی اسیر شده است که توسط مارگه­ می ­تواند از این اسارت رهایی یابد.
برهمن آفریننده­ی این جهان که همان حقیقت نهایی است با ابعاد انسان رابطه­ تنگاتنگی دارد. او با آتمن‌، یکی و متحد است. در اصل واژه­ی تت توام اسی این امر را تأکید می­ کند. او در همه چیز نفوذ دارد و این حالت در انسان‌، بیشتر از سایر چیزهاست شاید به همین علت است که انسان در این آیین اهمیت زیادی دارد.
آتمن شعاعی از ملکوت است که از واقعیت مطلقی بوجود آمده است که درون شخصیت کرمه­ای که حالت فردی می­باشد قرار گرفته است. آتمن خلق نشده بلکه در حقیقت با واقعیت مطلق‌، یکی است. جیوه نیز با برهمن در ارتباط است به همین علت است که شوتاشوتره می­گوید: جیوه به اندازه­ تار مویی است که به هزاران بخش شکافته شده و در بدن به صورت آگاهی جریان دارد. همان­طور که عصاره­ی چوب درون اتاق جریان دارد.
در مورد ارتباط جیوه با برهمن می­توان گفت که او با برهمن یکی خواهد شد. در اصل جیوه­ها همان برهمن هستند. شاید با استدلال دیگری بتوان گفت جیوه همان آتمن است و وقتی که آتمن با برهمن یکی شود پس جیوه هم با برهمن یکی است. جیوه نیز از برهمن متشعشع شده است. بنابراین جیوه‌، اندازه­ بسیار کوچکی از برهمن است که محدود شده است. این محدودیت به خاطر شریره و چرخه­ی سمساره می­باشد. چرا که جیوه به خاطر دربرگیری جسم­های مختلف محدود شده و به عنوان شریره در چرخه گرفتار شده است اما آتمن تغییری نمی­ کند.
با توجه به اعتقادات هندویی و تأکید بر شوتاشوتره می­توان گفت جیوهباآتمنتفاوت نداردبلکهجیوه همان آتمن است، ولی هنگامی که به حس‌های مادی توجه کند دارای جسمی مادی خواهد شد. لذا مانند نسبت سایه وجسم می باشد، سایه هم خود جسم است چون سایه تنها فضایی است که جسم مانع عبور نور شده، ولی در عین حال سایه جسم خود جسم نیست. تنها آتمن است که می ­تواند با روح حقیقی یعنی برهمن یکی شود و آتمن به علت ویژگی­های جسم و نفس است که به صورت جیوه در می ­آید و زمانی که این محدودیت‌ها برداشته شود جیوه عین آتمن است.

 

کتابنامه

 

 

 

    1. A. M. Azhari, Handbook of world s religions,Barbour Publishing, Incorporated, 2008

 

    1. Adhlakha, S. K, Religious mysticismHinduism and Islam, New Delhi, A mittal publication, 2005.

 

    1. Alexander, Gregory (Sri G. Ananda), Reincarnation secrets of Samsara, Art of unity, 2014.

 

    1. Arapura, J. G, Hermeneutical essay on Vedāntic topics, Delhi, Motilal Banarsidass, 1986.

 

    1. Aurobindo, Sri, Bhagarad Gita and its message, edited by Arilbaran Roy, with text, Tranlational SriAurobindo s Commentary, USA, Lotuse press, 1995.

 

    1. B. Robinson, James, Religion of the world (Hinduism), United States of America, Library of congress cataloging_in_ publication data , 2004.

 

    1. Barth. A, The religion of India, Routledge, 2000.

 

    1. Becker, William, World religions a voyage of discovery, Canada, Saint Marry s press, 2009.

 

    1. Bernard, Theos, Hindu philosophy, New York, Philosophical library, 1947.

 

    1. Besant, Annie, Death-, and after, Manor, United Kingdom, 2008.

 

    1. Blackwell, Fritz, India a Global Studies handbook, United states of America, Library of congress cataloging_in_ publication data, 2004.

 

    1. Brodd, Jeffrey, World religions, Canada, Saint Mary s press, 2008.

 

    1. Chattopadhyaya, S. K, The philosophy of Shankara s Advaita Vedanta, Delhi, India, Prabhatkumar for sarup & Sons, Roshan offset press, 2000.

 

    1. Collinson, Diane and Wilkinson, Robert, Thirty_ five oriental philosophers, USA, Routledge, 1994.

 

    1. Constance A. Jones and D_Ryan James , Encyclopedia of Hinduism, United States of America, Library of congress cataloging publication_ in_ data, 2007.

 

    1. Coward, Harold, The Perfectibility of human nature in eastern and western thought, United States of America, State university of New York press, Albany, 2008.

 

    1. D. P. Chattopadhyaya, History of science (philosophy and culture in Indian philosophy), vol 11, India, Centre for studies in civilizations, 2009.

 

    1. D, Alldritt, Leslie, Buddhism, USA, , library of congress cataloging_in_ publication data,2005

 

    1. Davis, Carol M., Complementary Therapies in rehabilitation, USA, Slack incorporated, 2009.

 

    1. Davis, John, The Bhagavad Gitā, British library, Routledge, 2007.

 

    1. Deussen, Paul, The philosophy of Upanishads, New Delhi, 1979.

 

    1. Devdutt, Pattanik, A hand book of Hindu mythology, London. England, Penyuin Group, 2006.

 

    1. Devdutt, Pattanik, Shiva to Shankara, India, Malabar hall p.o, 2006.

 

    1. Dominic, Goodall, Hindu scriptures, India, Motilal Banarsidass, 2001.

 

    1. E, Buswell, Robert, Encyclopedia of Buddhism, vol 1, USA, Thomson gale,2004

 

    1. Edward Gouugh, Archibald, The philosophy of the Upanishads and ancient Indian metaphysics, Great Britain, Routledge, 2000.

 

    1. Eliadeh, Mircea, The encyclopedia of religion, , Vol 8 &15 New york, Macmallan publishing company, 1987

 

    1. Eliot, Deutsch, Advaita Vedanta, The university press of Hawaii, Hawaii, Honolulu, 1931.

 

    1. F. Gier, Nicholas, The virtue of nonviolence, Albany, State university of New york press, 2004.

 

    1. Flood, Gavin, An introduction to Hinduism, United Kingdom, Cambridge university press, 1996.

 

    1. Foulston Lynn and Abbott Stuart, Hindu Goddesses (Beliefs and practice), United States of America, Sussexacademic press, 2009.

 

    1. G. T. Benedict, One God in one Man, United States of America, Indiana, Bloomington, 2007.

 

    1. Gain, Arun, Faith and philosophy of Jainism, India, Kalpaz publication, 2009.

 

  1. Gandhi, Mahatma, Hinduism according to Gandhi, Noida, India, Orient publishing, 2013.

دیدگاهتان را بنویسید