تعریف پرخاشگری

 

۲-۳-۲ شکل های جور واجور خشونت

بعضی از روان شناسا بین خشونت وسیله ای وپرخاشگری از روی دشمنی فرق می گذارن.خشونت وسیله ای، اعمالیه که هدف اصلی فرد به دست آوردن وسایل، فضا ومزایاه و خشونت از روی دشمنی اعمال خشن ایه که هدف اصلی فاعل اون آسیب رسوندن وجراحت وارد کردن به قربانیه. هر کدوم از شکل های جور واجور خشونت می تونه به صورت عملی ویا کلامی اعمال شه.خشونت عملی یا فیزیکی به صورت هل دادن، لگد زدن، ضربه زدن، شکستن شیشه وجلوه گر می شه (شفر[۳] ۱۹۹۶، ۳۳).

خشونت کلامی به صورت مسخره کردن، تهدید، فحش دادن وغیره س (پارک واسلایی۱۹۸۳؛ به نقل از وستا و همکاران ۱۹۹۲، ۲۰). هارت ونلسون[۴] (۱۹۹۸) نوع دیگری از خشونت رو به نام خشونت ارتباطی توصیف می کنن طوری که حیوانات موجب رفتار خشن در اونا می شه. موش صحرایی که در آزمایشگاه اومده و هیچوقت یه موش خونگی رو نکشته باشه یا تماشاگر کشتن اون به به وسیله یه موش صحرایی وحشی نبوده باشه ممکنه با موش خونگی تو یه قفس زندگی کنه.

اما اگه هیپوتالاموس موش صحرایی به وسیله الکتردهایی که در اون کار گذاشته شده، تحریک شه، حیوان به موش هم قفس خود حمله میبره ودرست برابر الگوی موش صحرایی وحشی (محکم گاز گرفتن حیوان که باعث پاره شدن نخاع می شه)، جونور رو خواهد کشت (اسمیت، کینگ و هویل[۵] ۱۹۷۰ به نقل از اتکینسون ۱۹۸۳، ۱۴۵). در پستاندارن عالی تر، این جور الگوهای ذاتی خشن به وسیله قشر مخ کنترل می شه و در نتیجه بیشتر تحت تاثیر تجربه هستن.آدمیان هم مجهز به بعضی ساختار­های عصبی هستن که به اونا امکان میده خشن رفتار کنن، اما فعال شدن این مکانیزمها در اختیار کنترل شناختیه.بعضی آدمایی که دچار آسیب مغزی هستن ممکنه به محرکی که به طور طبیعی رفتار پر خاشگرانه ای ایجاد نمی کنه، خشن عکس العمل نشون بدن؛ در اینجور مواردی، نظارت قشر مخ، دچار اختلال شده (اتکینسون و هیلگارد ۱۹۸۳، ترجمه براهنی و همکاران ۱۳۷۳، ۱۹).

ب-خشن یه جواب به اعمال هورمورنی یا بیوشیمیایی بدنه. الکل، هورمونی و دیگر مواد موجود در خون، سیستم­های طبیعی موثر در خشونت هستن (مدنیک، پولاک و ولاوکا[۶] ۱۹۸۲به نقل ازوورتزکی[۷] ۱۹۹۶، ۱۷۹).

شیمی

یه گاو نر وحشی به هنگام اختگی ،که سطح تستسترون پایین میاد،آروم می شه.این موضوع در مورد موش اخته شده هم صادقه که به هنگام تزریق دو باره تستسترون، موش دوباره خشن می شه (گلارد[۸] ۱۹۸۹ به نقل از مایرز[۹] ۱۹۹۶، ۱۶۶). هر چند آدم تحت تاثیر تغییرات هورمونیه ولی در پژوهشهایی که به وسیله ویلسون و هرنشتان ین[۱۰] (۱۹۸۵) و دابز (۱۹۹۲)انجام شده ،مشخص گشته که مجرمین خشن، بیشتر مردان جوون عضلانی با سطح هوشی پایین تر از متوسط وسطح تستسترون بالاتر از متوسط می­باشه وداروهایی که سطح تستسترون اونا رو پایین بیاره موجب کاهش گرایش به خشونت درآنان می­شه (مایرز ۱۹۹۶، ۲۰۱).

 

۲-۳-۳ تظاهرات خشونت از کودکی تا اوایل بزرگسالی

۱۲- ماهگی-اولین تظاهرات خشونت در تعاملات ابتدایی با دنیای اجتماعی صورت می پذیرد. بیشتر کودکان نشا پایانی از شکست و خشم رو نشون میدن. شکل بندی چهره ای خاص که همراه با تجربه خشم در بزرگسالانه رو میشه به طور تقریبی در سه ماهگی تشخیص داد (ایزار[۱۱]و همکاران به نقل از لوبرهی[۱۲] ۱۹۹۷، ۵۰). بروز خشم در رابطه نزدیک با تغییرات شناختی به وجود اومده در دومین نیمه اولین سال زندگی خود رو نشون میده واین وقتیه که کودکان رابطه دلیل و معلولی رو درک می کنن.در این زمان هر چند واقعاًهیچ دلایلی بر فرقای جنسی (دختر یا پسر) در پیش زمینه های خشونت کودکی وجود نداره اما نشونه هایی از فرق در بین دختران وپسران در بیانگرای احساسی و صبوری هست.

 

۲-۳-۴ در طول دومین وسومین چند سال عمر، نشونه های رفتاری

از قشقرق و خشونت به سمت بزرگسالان ممکنه مشاهده شه. خشونت در این زمان بیشتر وسیله س و رفتار خشن کودکان بیشترً به خاطر اسباب بازی و متعلقات دیگه س.

سال­های اولیه مدرسه- اختلاف جنسیتی در سطوح خشونت در سنین ۶-۳ سالگی میشه دید. وقتی که کودکان واسه اولین بار در گروه­های همسالان به خاطر آموزش و تربیت یا مراقبت روزانه قرار می گیرد، پسران اندازه بالای از خشونت فیزیکی رو نسبت به دختران نشون میدن (کوی و دودی[۱۳] ۱۹۹۷، ۲۳۶). خیلی از پژهشگران در این مورد گفتن که دختران تمایل به خشونت کلامی وغیر مستقیم مانند تهمت، تهدید به جدایی یا تحریم از حقوق اجتماعی رو دارن (کارینز ۱۹۸۹ و برکوست[۱۴] ۱۹۹۲ به نقل از لوبر وهی ۱۹۹۷، ۳۸). پسران در این سن بیشتر از دختران به رویدادهای خشن دامن می زنند و درگیر اون می شن و وقتی که مورد تهاجم قرار میگیره دست به تلافی میزنن (دارویل وچین[۱۵] ۱۹۸۱ به نقل از هتر ینگتون و پارک، ۱۰۸).

الگوی روابط بین همسالان از اوایل تا اواسط کودکی نشون میده که خشونت در این زمان کاهش یا فته و مهارت­های میان فردی زیاد می شه و تنها زیر گروه کو چکی از پسران در کنترل خشونت خود ناموفق هستن. در آخر سال­های اولیه مدرسه، آزار واذیت دیگه کودکان و حیوانات نشونه هایی از بی نظمی در رفتار هستن که ممکنه در تعدادی از کودکان به عنوان نشا نه ای پیشرفته از خشونت ظهور کنه (لوبروهی ۱۹۹۷، ۱۷۰).

 

۲-۳-۵ نوجوونی و اوایل بزرگسالی

بیشتر تغییرات کلی در سطح والگو خشونت درزمان نوجوونی و اوایل بزرگسالی اتفاق می افته .در اول اعمال خشونت شروع به افزایش می کنه تا حدی که منتهی به صدمات و مرگ می شه که دلیل اون افزایش قدرت فیزیکی باافزایش سن نوجوانه (آریا[۱۶] ۱۹۹۵ به نقل از لوبروهی ۱۹۹۷، ۷۷). دیگه اینکه گروه­های هم سن در مدارس بیشتر به صورت دست جمعی اعمال خشونت می کنن، مثل مجبور کردن کوچکتر کردن کودکان کوچکتر به انجام کارایی بر خلاف میلشون (لوبروهی ۱۹۹۷، ۹۰). رفتار خشن معمولاً با وضعیت درسی ضعیف وریسک بالا رونده واسه اخراج از مدرسه (دروزیر ،کوپر اسمیت و پاترسون[۱۷] ۱۹۹۳، ۱۷۶)، دوری گزیدن از آموزگار و همسالان (ونزلو و آشیر[۱۸] ۱۹۹۵، ۶۰) و شرکت در فعالیت­های بزهکارانه (کوپراسمیت وکوی[۱۹] ۱۹۹۰ به نقل از روبین[۲۰] و همکاران ۱۹۹۸، ۲۰) همراه س.

با شروع بلوغ جنسی، نوجوون ممکنه خود والد شده و شروع به سوء به کار گیری کودکان خود کنه، سوءاستفاده از همسر هم ممکنه جنبه ای از زندگی شخص شه (لوری[۲۱] ۱۹۸۹، ۳۳) بعضی از محققان براین باورند که افراد بسیار بداخلاق که به نظر می رسه در بزرگسالی دست از جرم کشیده ان در واقع تکانهای خشونت خود به طرف اعضای خونواده جهت دادن (موفیت[۲۲] ۱۹۹۳ به نقل از لوبر وهی ۱۹۹۷، ۵۲).

[۱] . Parke&Slaby

[۲] . Vasta.Haith.Miller.Wiley

[۳] . Shaffer

[۴] . Hart&Nelson

[۵] . King&Hoebbl،Smith

[۶] . Volavka.Pollock&Mednick

[۷] . Woretzky

[۸] . Gladue

[۹] . Myers

[۱۰] . Wilson&Herrnstein

[۱۱] . Lzar

[۱۲] . Leober&Hay

[۱۳] . Coie&Dody

[۱۴] . Carins: Berkvist

[۱۵] . Darvil&Cheyne

[۱۶] . Arria

[۱۷] . Derosierkupersmit&Patterson

[۱۸] . Wentzeltasher

[۱۹] . Coie

[۲۰] . Rubin

[۲۱] . Leary

[۲۲] . Moffitt

99

Related articles

ساختار قدرت و سازگاری زناشویی

  ۲-۱۶- تعارضای زناشویی: زندگی زناشویی همیشه با دورنمایی قشنگتر واسه زن و شوهر شروع می شه اما به دلیل فرقای بین زن و شوهرها که به وجود اومده توسط تربیت در محیط فرق داره و هم اینکه نبود شناخت کافی، پس از چندی مشکلات بروز می کنه که اگر با تدبیر و درایت با […]

Learn More

درباره : رابطه استراتژی با یادگیری سازمانی:

اونا هدف اصلی خود رو از برنامه ریزی کردن هدف، به درگیر کردن مدیران در پرورش یادگیری تغییر دادن. این نشون میده که مدیران به صورت ذهنی، آمادگی لازم رو واسه مسائل مبهم در محیطای کاری داشته باشن و بدین صورت اونا امر یادگیری رو در شرکت شل رسمی کردن. جزء اصلی یادگیری سازمانی اینه […]

Learn More

سطوح یادگیری کار آفرینانه۱ :

  ۲-۳۱-۱- یادگیری کار آفرینانه فردی : در این سطح خود کار آفرین درگیر یادگیری می شه. همونجوریکه اسمایلور۲ (۱۹۹۷) بیان می داره، کارآفرینان موثر یادگیرندگان فوق العاده هستن.اونا از هر چیزی یاد می گیرن، از مشتریان و همکاران و کارکنان، عرضه کنندگان و مخصوصا از رقبای قبلی خود یاد می گیرن، اونا از تجربه […]

Learn More