رساله برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته مهندسی صنایع گرایش مدیریت سیستم و بهره‌وری- قسمت ۷- قسمت 2

رساله برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته مهندسی صنایع گرایش مدیریت سیستم و بهره‌وری- قسمت ۷- قسمت 2

  • درون سازی: استراتژی درونی سازی شیوه‌ای است که دانش آشکار از طریق تفسیر دانش، درونی می‌شود و به دانش ضمنی تبدیل می‌گردد. این امر می‌تواند از طریق یادگیری حین عمل صورت بگیرد و دانش مستندسازی شده، نقش حیاتی را در این فرایند بازی می‌کند. درونی سازی زمانی رخ می‌دهد که کارگران جدید دانش، یک پروژه را با مطالعه بایگانی‌های آن، احیاء کنند. همچنین درونی سازی را زمانی می‌توان مشاهده کرد که مدیران یا خبرگان با تجربه سخنرانی کنند و یا نویسندگان تصمیم به نوشتن بیوگرافی از یک کار آفرین یا موسسه داشته باشند. به محض درونی شدن، دانش‌های جدید مورد استفاده کارکنانی قرار می‌گیرد که آن را در پایگاه دانش پنهان موجود خود توسعه داده و سازماندهی مجدد کرده‌اند (گری وهمکاران[۴۸]،۲۰۰۵).

 

به عبارت دیگر فرایند یادگیری با عمل و تبدیل تجارب به دانش می‌باشد.
۲-۹-۱-۲٫ مدل استراتژی مدیریت دانش هانسن و همکاران[۴۹]:
هانسن و همکارانش تحقیق و مطالعه‌ای در حوزه مدیریت دانش، بر روی ۱۱ شرکت آلمانی و سوئیسی انجام دادند که باعث شد به دو نوع استراتژی که شرکت‌ها برای مدیریت دانش خود برگزیده بودن پی ببرند (هانسن و همکاران،۱۹۹۹).

 

 

    • استراتژی سیستم گرا

 

  • استراتژی انسانگرا

 

استراتژی سیستم گرا نوعی از استراتژی مدیریت دانش است که تمایل به اخذ و اکتساب دانش از خبرگان و دانشکاران سازمان و کددهی این دانش و بسته بندی آن برای استفاده‌های بعدی دارد، در این استراتژی که بر کامپیوتر تمرکز دارد، دانش جمع آوری شده، در پایگاه اطلاعاتی ذخیره و به رمز درآورده می‌شود تا افراد
سازمان بتوانند در مواقع مورد نیاز به سرعت به این اطلاعات دسترسی پیدا کرده و آن را مورد استفاده قرار دهند. سازمانی که استراتژی کسب و کار آن نیازمند فرایندهای کارآمد، نیازمند استفاده مجدد از دانش موجود است، در ابتدا بایستی به استراتژی کد گذاری بپردازد. روش‌های بسیاری برای کدگذاری، ذخیره سازی و استفاده مجدد از دانش پیشنهاد شده است (گرینر و همکاران[۵۰]، ۲۰۰۷). این استراتژی به مستند نمودن دانش و ذخیره آن در پایگاه‌های داده برای استفاده افراد سازمان از آن اشاره دارد. در حالیکه در استراتژی انسان گرا تأکید بیشتر بر خلق دانش از طریق تعامل میان دانشکاران و تکیه بر فرایند اجتماعی سازی دانش است این استراتژی قادر است با رد و بدل کردن تجربیات میان افراد، برای مشکلات مهم استراتژیک، پیشنهادات و راه حل‌های خلاقانه ارائه دهد. هدف از استراتژی شخصی سازی، ذخیره کردن دانش نیست، اما از ابزارهایی چون فناوری اطلاعات برای کمک به تعاملات میان افراد استفاده می‌شود. انتقال و مبادله دانش از طریق شبکه‌های دانشی نظیر انجمن‌های بحث و گفتگو، جلسات طوفان فکری، صورت می‌پذیرد. شخصی سازی به ارتقا و توسعه دانش و اشتراک آن از طریق ارتباط رو در رو یا چهره به چهره مربوط می‌شود. بحث و مناظره، گفتگو، گفتگوهای غیررسمی و تشکیل گروه‌های کاری تکنیک‌هایی هستند که به اشتراک گذاشتن دانش ضمنی کمک می‌کند. لذا در مواردی همچون مشاوره‌های استراتژی، دانش ضمنی افراد مورد نیاز است) ادوارسون[۵۱]، ۲۰۰۳). ضمن اینکه در سال‌های اخیر رویکردهای بالانس و پویا نیز به این دسته‌بندی اضافه شده است (چوی و لی[۵۲]، ۲۰۰۳). رویکرد بالانس نوعی استراتژی میانه بین دو سر طیف انسان گرایی و سیستم گرایی است و رویکرد پویا معتقد است، وضعیت دانش سازمانی در هر مقطع از زمان تعیین کننده میزان نزدیکی به هر کدام از این دو نوع استراتژی است.
نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات
ضمناً مشخص شده است که استراتژی‌های انسان گرا بیشتر بر فرایندهای اجتماعی سازی نوناکو و تاکوچی مؤثر هستند، در حالی که استراتژی‌های سیستم گرا بر فرایند تبدیل کردن نوناکو و تاکوچی تأثیر بیش‌تری دارند (لی و کیم [۵۳]، ۲۰۰۱).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۲-۹-۱-۳٫ مدل فضای اطلاعاتی بویسوت[۵۴]:
مدل بویسوت که در سال ۱۹۹۸ ارائه نمود، مبتنی بر مفهوم کالای اطلاعاتی است که با دارایی فیزیکی تفاوت دارد و همراستا با مدل نوناکو و تاکوچی می‌باشد. انتقال مؤثر کالاهای اطلاعاتی تا حد زیادی به فرستندگان و دریافت کنندگان بستگی دارد که طرح یا زبان کد شده مشترکی را تسهیم می‌کنند. کالای دانشی، چنین بافتی دارد که در درون آن می‌توان تفسیر شود. پس، تسهیم مؤثر دانش مستلزم این است که فرستندگان و دریافت کنندگان، هم بافت و هم طرح باشند و یا زبان کد شده را تسهیم کنند.
در این مدل، یک بعد دیگر بر چهار بعد مدل نوناکو و تاکوچی افزوده شده است. این بعد جدید انتزاعی سازی نام دارد. به این معنا که دانش کسب شده در یک موقعیت، می‌تواند به موقعیت‌های دیگر، تعمیم داده شود. مدل بویسوت، امکان تحلیل جریان و انتقال دانش را با جزئیات بیشتری فراهم می‌آورد.
در این مدل، دارایی‌های دانشی در فضای سه بعدی، که در شکل ۲-۴ نشان داده شده است، بروی سه محور (محور اول: کدسازی نشده تا کد گذاری شده، محور دوم: از عینی تا انتزاعی و محور سوم: از توزیع شده تا توزیع نشده) قرار می‌گیرند. به طور تقریبی، بعد کد گذاری به دسته بندی و طبقه بندی، بعد انتزاع به خلق دانش از طریق تحلیل و درک کردن و بعد توزیع به دسترسی و انتقال اطلاعات مربوط است. همچنین بویسوت مفهوم چرخه یادگیری اجتماعی را پیشنهاد می‌کند که در این چرخه، فضای اطلاعاتی برای مدل سازی جریان پویای دانش در شش فاز به شرح ذیل به کار می‌رود.
کد شدنی
توزیع

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

دیدگاهتان را بنویسید