روابط والدین و کودک

 

۲-۱۱- تولد بچه

تغییراتی که به وسیله انتقال به دوره پدر و مادری در زندگی زناشویی به خصوص در زندگی زنان بوجود میاد در خوشحالی و لذت از زندگی زناشویی تاثیردارن (ذوالفقار، ۱۳۸۰، ص ۶۶). فلدمن ۱۹۷۱ تو یه بررسی که روی زن و شوهر بدون بچه و زوجینی که دارای بچه بودن انجام داد، رو کرد که رضایت زناشویی در همسرانی که به دوره پدر و مادری انتقال یافته ان، نسبت به دوره زندگی زناشویی قبلی کم شده ؛ و همسران صاحب بچه کودکان خود رو عواملی تهدید کننده در رابطه زناشویی می پنداشتند و از تغییراتی که در روابط شوهراشون با اون ها بوجود اومده بود سخن می گفتن (ذوالفقار،۱۳۸۰، ص ۶۶).

زناشویی

 

تعداد فرزندان

ویرجینیا ستیر ۱۳۷۰ عقیده داره، علاوه بر تولد فرزندان تعداد فرزندان هم می توانددر روابط والدین با همدیگه تاثیر بزاره. هر چی تعداد فرزندان بیشتر باشه فشار بیشتری بر روابط زناشویی وارد می شه. هر بار که عضوی به خونواده اضافه می شه، وقت محدود شده و منابع دیگه خونواده باید به اجزای کوچکتر تقسیم شه، خونه بزرگتر و پول بیشتری باید درست کرد. نتیجه این می شه که فشارها اون اونقدر شدید می شه که منتهی به ضعیف شدن روابط زناشویی می شه (ذوالفقار،۱۳۸۰، ص ۶۶).

 

به باور بهشتی، (۱۳۷۷) یکی از عوامل اصلی و تعیین کننده در رفتار کودک محیط خونواده هست و در رشد شخصیت کودک اثری تعیین کننده داره . نفوذ والدین در کودک به غیر از جنبه ارثی و وراثتی در آشنایی کودک با زندگی و جامعه هم نقش اساسی داره.

موقعیت اجتماعی خونواده، تعداد افراد خونواده، وضعیت اقتصادی افکار وعقاید، آداب و رسوم، پای بندی به مذهب، اندازه ادب و احترام و قانون مندی حاکم بر خونواده همه در سازندگی (آدم متعادل) و یا تخریب (مشکلات رفتاری و بیماریهای جسمی و روحی) اثر می گذارد.

مشکلات

یکی از عوامل مشکلات رفتاری در کودک مشکلات رفتاری والدین با همدیگه هست. امنیت خونواده، قانون مندی، ادب، احترام دوطرفه، عشق و محبت، گذشت، تفریح، خوا ب و خوراک، اداب و رسوم، مراوده، تغذیه و همه عواملی که حاکم بر زندگی خانوادگیه که اگه در جواب صواب و صحت و با علم باشه کودکی متعادل ازنظر جسمی و روحی میسازه ؛ اما اگه عکس اون باشه کودک دچار درگیری روانی و فشارای عصبی روانی می شه و نتیجه اون اختلافات رفتاری و بیماریهای روان تنی میشه. اگه بخوایم کودک قانون رو رعایت کنه باید خود به قانون عمل کنیم، اگه بخوایم با محبت باشه باید ما به اون محبت کنیم و در آخر همه چیز رو اون در محیط خونه می آموزد.

محبت

 

۲-۱۲- بستگان و دوستان

یکی از اساسی ترین مسائلی که زن و شوهران جوون با اون بسیار درگیر می باشن و بعضی وقتا منتهی به اختلافات و درگیری زن و شوهر با همدیگه می شه، روش درست ایجاد رابطه با خونواده وبستگان همسره. ضرورت وجود رابطه دوستانه با خونواده همسر هم واسه زن و هم واسه مرد از اموری مهم و پیشگیری ناپذیره چون که ازدواج، پیوند دو فرد با همدیگه نیس بلکه ترتیب دو خونواده بافرهنگ و آداب و رسوم، روش های تربیتی وسبک متفاوت زندگیه که سازگاری و همنوایی خاص خود رو مطالبه می کنه. (تبیان).

ازدواج

توجه به احساسات و چیزهای مورد علاقه مربوط به روابط با آشنایان، اقوام همسر و دوستان بسیار مهم بوده و با در نظر گرفتن اثر ۲۸ درصدی اون بر رضایت زناشویی از اهمیت به سزایی برخورداره (معنویی  ۱۳۸۸).

چیزهای مورد علاقه زن و شوهر به نوع رفت و اومد و صله ارحام و مشترک بودن این چیزهای مورد علاقه به همدیگه می تونه در رضایت زناشویی اثر داشته باشه؛ پس آشنایی با دیدگاه زن و شوهر و رعایت حق تقدم و دید و بازدید با بستگان دو طرف می تونه از دلخوری و اختلافات جلوگیری کنه ولی این رفت و آمدا نباید زمینه ای واسه دخالت بستگان و نزدیکان در زندگی زن و شوهر جوون شه.

البته حفظ حریم خونواده و رعایت حدود اون منتهی به مقبولیت و پذیرش هر چی بهتر در خونواده های دو طرف می شه. نباید بعد از ازدواج هیچ کدوم از زوج ها خود رو زیادتر از اندازه وابسته به خونواده بابایی بدونه. هم اینکه در حفظ اسرار همسر خود و مشکلات موجود راز نگه دار باشین و بدون اطلاع دیگری اون ها در جمع خونواده ها و دوستان باز گو نکنین.

سلامتی در بر دارنده عامل های عمر طولانی، خوشحال بودن، بهبود بیماریای زیاد و برگشت به سطح سلامت قبلیه. مذهب می تونه به عنوان یه نظام اجتماعی و پیچیده اثر مثبتی بر رفتار و بازخوردهای مهم ازجمله در برنامه ریزی خونواده، سیاست و چگونگی تفسیر زندگی روزانه داشته باشه (والریت[۳] ،  ۱۹۹۵).

صله ارحام هم یکی از عامل هاییه که منتهی به ارتقا و بهبود بهداشت روان می شه. این واژه از رحم آمده. مرحوم علامه مجلسی می فرمایند: «منظور هر خویشاوندیه که فرد اون رو از اقوام خود بدونه».

درزمینهٔ رابطه صله ارحام با نیازای روانی و اجتماعی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

از دید روانی: ۱) نیاز به محبت. ۲) نیاز به بیان وجود. ۳) نیاز به وابستگی و تعلق به گروه.

از دید اجتماعی: ۱) پشتیبانی اجتماعی. ۲) امنیت اجتماعی.۳) امنیت اقتصادی.

نیاز به محبت از راه محبت و ایجاد رابطه با نزدیکان تأمین می شه. خدا متعال می فرمایند:«من خدای بخشنده و مهربانم و رحم رو که یه فضل و فضیلتیه، من خودم به اقتضای رحمت خود آفریدم تا آدم ها بدین وسیله به همدیگه مهر و عطوفت ورزند».

صله رحم، نیاز به بیان و بیان خودبرطرف می کنه، بیان مشکلات و گرفتن کمک از دور و بری ها، تقسیم شادی و غم بین دوستان و آشنایان ازجمله مزیتایای رفت اومد میشه. احساس تعلق به گروه رو افزایش می دهد. موقعیت اجتماعی و احساس امنیت در گروه ازجمله مزیتای دیگه صله رحم میشه (جلال مرادی،۱۳۹۳).

یکی از مهمترین عواملی که در بروز مشکلات زناشویی و طلاق اثر قاطعــی داره مشــکلات

مربوط به آشنایان زن وشوهر یا خونواده اصــلی آنـهاست. مشکل در اعمال نفـوذ یا دخالت خونواده اصلی در رابطه زناشویی، فرزندان خود، در تصرف و تربیت فرزندان و نوادگان خویشه . دخالت یا اعمال نفوذ خونواده اصلی که بیشترً به صورت مخفی و در پوششهای قشنگتر عرضه می شه، می تونه از زیر بناهای جدی اختلافات زناشویی از شروع تا آخر هر ازدواجی باشه (ذوالفقار،۱۳۸۰، ص ۶۷).

به نظر مینوچین۱۳۷۰ وظیفه ای که زن و شوهر جلوی روشون قرار گرفته، جداشدن از خونواده اصلی خود و رد و بدل کردن نظر و توافق بر سر ایجاد روابط متفاوتی با والدین، آبجی و برادران خود  و فامیل همسره. هر کدوم از خونواده های اصلی باید با جدایی یا جدایی نسبی یکی از اعضای خود، قبول کردن یه عضو جدید و درون سازی زیر مجموعه همسر در سیستم کارکرد خونواده، سازگاری پیدا کنه . اگه ساختارهای دیرپای خونواده های اصلی تغییر نکنه، ممکنه پروسه شکل گیری واحد جدید راتهدید کنه (ذوالفقار،۱۳۸۰، ص ۶۸).

 

۲-۱۳- نقش های مربوط به برابری زن و مرد

هرچند زن و مرد در هویت انسانی و توانایی کمال الهی و مانند اون مشترکند اما درعین حال تفاوتایی بین اون ها ازنظر جسمی و جنسی و روانی و مانند اون هست که این فرق منشأ امتیاز یکی بر دیگری نیس بلکه این تفاوتا واسه ایجاد نظام احسن براساس تصرف مساوی متقابله که زن و مرد هرکدوم مسؤولیت خودشون به انجام برسانند و با انجام اون مسؤولیتا نسل انسانی منظم موندگاری پیدا میکنه و کانون خونواده، کانون آرامش و امن می شه و معروف یعنی اون چه که پیش عقل و وحی و شرع خوبه محور مراوده قرار می گیرد نه اون که این تفاوتا موجب تصرف یه جانبه و ظالمانه یا جاهلانه از طرف مرد باشه.

یکی از آثار باور به تفاوتا و پذیرش اون ها ایجاد آرامش روانی واسه زنان و بالا بردن عزت نفس و اندازه اعتمادبه نفس اون هاست. درواقع اگه زنان تفاوتا رو به عنوان مشکل و کمبود نگاه کنن و به دنبال ایجاد یه جور برابری با مردان بوده و نقش های مخالف با طبیعت زنان واسه خود انتخاب کنن تا شاید نگاه توهین آمیز مردان رو خنثی کنن با یه جور بحران روحی، روانی مواجه می شن. (روان شناسی زن، دکتر نوابی نژاد، ص ۱۲۳ و کتاب زنان، مردان، روابط، جون گری، ص ۴۴).

ویل دورانت در تقسیم طبیعی وظائف و مسؤولیتای مردان و زنان می نویسه:کار خاص زنان خدمت به باقی موندن نوعه و کار خاص مرد خدمت به زن و کودک، ممکنه کارای دیگری هم داشته باشن ولی همه از روی حکمت و تدبیر، پیرو این دو کار اساسی گشته. این مقاصد اساسی و نیمه آگاهانه ایه که طبیعت معنی آدم و خوشبختی رو در اون نهفتهه)لذات فلسفه، ص ۱۳۶).

عدالت مهم ترین آرزو و آرزوی بشر از شروع خلقت تا الان بوده. عدالت میدون های مختلفی داره ولی این وسط، عدالت در حقوق دوطرفه زن و مرد به عنوان دو بخش عالم هستی جایگاهی بس خاص داره. زن مظهر جمال و مرد مظهر جلال خدا هست و هرکدوم در نظام آفرینش مقامی خاص و خاص دارن و هدف هر دو رسیدن به کماله بدون این که بر همدیگه برتری داشته باشن. زن و مرد در انسانیت و بهره مندی از فضائل الهی مساوی هستن و هیچ فرقی باهم ندارن ولی در دو بعد جسم و روح ـ در عین داشتن بعضی اشتراکا ـ باهم متفاوتند؛ البته خلقت هر دو به احسن وجهه و جای هیچ گونه تردیدی نیس که خدا عادل حتی در آفرینش این دو موجود به عدالت رفتار کرده و هیچ کدوم رو بر دیگری برتری نداده. زن و مرد مکمّل یکدیگرند و هرکدوم وظایف و حقوقی خاص دارن. این فرق در حقوق به دلیل فرق در خلقت، وظایف و نقش های اون هاست بدون این که تبعیضی در کار باشه(بزرگی، زهرا،۱۳۸۵).

[۱] – Feldman

[۲] – Satir

[۳] – Valryt

99

Related articles

در مورد علل تعارض های زناشویی

ازجمله مشکلات بر سر راه تغییر زندگی زناشویی اینه که گرفتاریها رو به عنوان صفت و خصیصه همسر تلقی کرده و گناه رو برگردن اون میندازیم. وقتی همسر خود رو مسئله محسوب می کنیم ممکنه که نتیجه گرفته شه که کاری از شما ساخته نیس و بعد واسه اینکه وضع رو از چیزی که هست […]

Learn More

سطوح یادگیری کار آفرینانه۱ :

  ۲-۳۱-۱- یادگیری کار آفرینانه فردی : در این سطح خود کار آفرین درگیر یادگیری می شه. همونجوریکه اسمایلور۲ (۱۹۹۷) بیان می داره، کارآفرینان موثر یادگیرندگان فوق العاده هستن.اونا از هر چیزی یاد می گیرن، از مشتریان و همکاران و کارکنان، عرضه کنندگان و مخصوصا از رقبای قبلی خود یاد می گیرن، اونا از تجربه […]

Learn More

تأثیر ساختار، محیط و فن آوری روی یادگیری سازمانی:

یه ساختار مکانیسمی و تمرکز یافته، تمایل به استواری رفتارها و یادگیریای تک حلقه ای داره، در حالی که یه ساختار تمرکز نیافته ، یادگیری دو حلقه ای رو گسترش میده. تمرکز یافتگی ، بخشای ساختاری بیشتری رو به وجود می آورد که افراد رو در مورد این که واسه خودشون فکر کنن و تصمیم […]

Learn More