شناخت اثربخشی آموزش های ضمن خدمت کارکنان فرماندهی انتظامی استان مازندران- قسمت ۵
Acrylic color paints are in the water

شناخت اثربخشی آموزش های ضمن خدمت کارکنان فرماندهی انتظامی استان مازندران- قسمت ۵

جان اف می در تعریف آموزش ضمن خدمت می گوید: آموزش ضمن خدمت عبارت است از بهبود نظامدار و مداوم مستخدمین از نظر دانش، مهارتها و رفتار هایی که به رفاه آنان و سازمان محل خدمتشان کمک نماید. به این ترتیب هدف از آموزش ضمن خدمت ایجاد توانایی بیشتر تولید، افزایش کارآیی در شغل فعلی و کسب شرایط بهتر برای احراز مقامات بالاتر می باشد (ابطحی، ۱۳۷۵) پی یر و گاترآموزش ضمن خدمت را نوعی کوشش نظامدار تلقی می کنند که هدف اصلی آن عبارت است از هماهنگ و همسو کردن آرزوها، علائق ونیازهای آتی افراد با نیاز ها واهداف سازمان در قالب کارایی که افراد انتظار می رود (هس[۹]، ۱۹۸۹). گولدستین آموزش ضمن خدمت را فرایند اکتساب نظامدار مهارت ها، قوانین، مفاهیم یا نگرش هایی می داند که منجر به بهبود عملکرد افراد در محیط کار می شود (گولدستین[۱۰]، ۱۹۹۳،). برخی دیگر آموزش ضمن خدمت را عبارت می دانند از بهبود بخشیدن فعالیت و وظایف افراد در رابطه با شغل و حرفه تخصصی آنان که عمدتاّ به منظور افزایش دانش و مهارت و تغییر نگرش های حرفه ای آنان صورت می پذیرد تا به وسیله آن افراد بتوانند به گونه ای موثر وظایفشان را به انجام رسانند (دوکین[۱۱] ،۱۹۸۸).
همان طور که از تعاریف یاد شده می توان نتیجه گرفت آموزش ضمن خدمت در حقیقت به آن نوع آموزش اطلاق میشود:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

    1. پس از استخدام فرد در موسسه یا سازمان صورت می پذیرد.

 

    1. هدف و منظور از این نوع آموزش آماده سازی افراد برای اجرای بهینه وظایف و مسئولیت های شغلی است.

 

    1. این نوع آموزش ها عمدتاّ در سه محور اساسی توسعه دانش، بهبود مهارتها و ایجاد یا تغییر نگرش ها ارائه می شود (فورد[۱۲]، ۱۹۹۹).

 

  1. جهت گیری اصلی این آموزش ها، مشاغل یا وظایف مورد تصدی است.

 

دو نکته مهم در اینجا شایان ذکر است: نخست باید میان دو مفهوم آموزش ضمن خدمت و توسعه یا پرورش کارکنان تفاوت قائل شویم. دلیل این امر آن است که از یک سو توسعه کارکنان مفهومی وسیع تر و فراگیرتر از آموزش ضمن خدمت است و عبارت است از هر گونه فعالیت یا کوشش نظامداری که هدف آن رشد و شکوفایی پرسنل باشد. در حالی که آموزش ضمن خدمت مفهومی محدودتر بوده، در برگیرنده آن نوع آموزش هایی است که برای بهبود عملکرد پرسنل و در نتیجه افزایش کارایی سازمان ارائه می شود (پیترز[۱۳]، ۱۹۹۷). بنابراین برنامه های توسعه یا پرورش کارکنان مشتمل بر برنامه های آموزش ضمن خدمت تنها زیر مجموعه ای از برنامه توسعه کارکنان می باشد (فتحی و اجارگاه،۱۳۸۴).
از سوی دیگر تفاوت دیگری نیز بین توسعه یا پرورش کارکنان و آموزش ضمن خدمت کارکنان وجود دارد. هدف توسعه کارکنان بالندگی و رشد نیروی انسانی از طرق مختلف (از جمله آموزش ضمن خدمت) می باشد؛ بنابراین توسعه کارکنان ، رشد- محور است اما هدف آموزش ضمن خدمت کارکنان بهبود عملکرد کارکنان و سازمان از طریق رفع کاستیها و نواقص موجود در عملکرد آنان می باشد (هس[۱۴]،۱۹۸۹ ). بنابراین آموزش ضمن خدمت عموما مساله – محور یا مشکل- محور است؛ بدین معنا که با شناسایی مسائل و مشکلات موجود در عملکرد افراد و در راستای اجرای وظایف محوله، آموزشهای خاصی به افراد ارائه می شود تا نواقص موجود برطرف گردد با این همه باید خاطر نشان شود که توسعه کارکنان بدون آموزش ضمن خدمت فاقد اثر بخشی لازم است (فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۴).
به همین سان آموزش ضمن خدمت با آموزش حین اشتغال یا آموزش ضمن کار تفاوت دارد. آموزش ضمن خدمت مفهومی وسیعتر از آموزش ضمن کار می باشد و به کلیه آموزشهایی که افراد در طول دوران خدمت در سازمان و حتی در برداشت گسترده تر برای دوران بازنشستگی طی می نمایند، اطلاق می گردد ( قبادی، ۱۳۷۲) ، در حالی که آموزش حین اشتغال با آموزش ضمن کار به آن دسته از آموزشهایی اطلاق می شود که فرد ضمن کار معین، با روشها و فنون اجرای آن کار آشنا می گردد، به عبارت دیگر آموزش ضمن کار یکی از روش های آموزش ضمن خدمت است که ماهیت علمی و کاربردی دارد(پیترز[۱۵]،۱۹۹۷).
۲-۲-۴-۲ آموزش ضمن خدمت در سایر کشورها
آموزش ضمن خدمت در مفهوم سنتی، که به معنای انتقال مجموعه ای از مهارتها و فنون به شکل استاد- شاگردی است، سابقه بسیار طولانی دارد(یونسکو[۱۶]، ۱۹۸۸). آنچه موجبات توجه بنیادی به آموزش ضمن خدمت به مفهوم جدید را ایجاد و تسهیل کرد، گستره تغییر و تحولاتی بود که دستاوردهای مهمی بخصوص در قلمرو فناوری به همراه داشت. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که توجه به نارسایی های آموزش ضمن خدمت سنتی و لزوم تجدید ساختار آموزش کارکنان امری است که عموماّ با انقلاب صنعتی پا گرفت وپس از آن توسعه یافته است.
علاوه بر این، انقلاب علمی و فنی که از اوایل قرن بیستم آغاز شد، تاثیر عظیمی بر تمام ابعاد زندگی اجتماعی گذاشت و تغییر و تحولات عمیقی را در زمینه اقتصاد، فناوری و علوم به ارمغان آورد. این تغییر وتحولات نیازمند آن بود که آموزش وپرورش به معنای اعم، و آموزش نیروی انسانی به معنی اخص مورد تجدید نظر قرار گیرد. توسعه اقتصادی نیازمند کارگران آموزش دیده بود. با وجود این، آموزش و پرورش در این دوران به طور عمده معطوف به تحصیلات ابتدایی بوده است، زیرا قبل از این شرایط، به کارگرانی که دارای تحصیلات عالی باشند، نیاز اندکی وجود داشت وحتی مشاغل نیز پیچیدگی معاصر را نداشتند. معمولا صنعتگران بر صنایع حکمفرما بودند و در ممالک توسعه یافته نیز این افراد رموز صنعتی را برای خود حفظ میکردند و آنچه را در کوران تجربه آموخته بودند از نسلی به نسل دیگر منتقل میکردند (یونسکو، ۱۹۸۹) طبیعی است در چنین شرایطی تحصیلات رسمی ابتدایی برای ورود به مشاغل کافی بود و آموزش های ضمن خدمت نیز با ماهیت استاد- شاگردی می توانست افراد را با مهارتهای مورد نیاز آشنا سازد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
در قرن نوزدهم عکس وضعیت حاضر اتفاق افتاد. دهه های بعد گواهی بودند بر تغییرات بنیادی کمی و کیفی. انقلاب علمی و فنی در تاریخ انسان با توجه به میزان اکتشافات و ابداعاتش بی سابقه بود. این امر تا بدان حد بود که نوآوری های فناوری دیروز در موزه اشیاء کهنه و منسوخ امروز به نمایش در می آمد
( همان).
صنعت خودکار شد و بر رایانه ها، رباط ها، بیوتکنولوژی و شیوه های جدید ذخیره انرژی مبتنی گشت بدین ترتیب در قرن بیستم حمل ونقل و ارتباطات بهبود یافت و علم وفناوری مبدل به یک مسئله
بین المللی گردید؛ زیرا اگر کشفی در یکی از کشورها صورت می گرفت، به سرعت در سایر کشورها استفاده می شد.

تجدید ساختار اقتصادی که به وسیله انقلاب عملی و فنی ایجاد شده بود،به تحولات قابل ملاحظه ای در مشاغل، فنون وآموزش نیروی انسانی منتهی گردید. در۱۹۶۰تعداد افراد تحصیل کرده در شوروی ۳۵۴۵۰۰۰ نفر بوده است که در مشاغل مختلف مشغول به کار بوده اند، در ۱۹۷۰ در ایالات متحده آمریکا از هر هفت کارگر، یک نفر مدرک دانشگاهی داشته است و بدین ترتیب به تدریج دارا بودن تحصیلات عالی از مهمترین مشخصه ها و شرایط اشتغال در مشاغل گوناگون( در کشورهای چکسلواکی، فرانسه، آلمان ،ژاپن و سایر کشورهای توسعه یافته ) گردید (هس، ۱۹۸۹).
عکس مرتبط با اقتصاد
تداوم روند استخدام کارگران و افراد ماهر و (دارای تحصیلات عالی) ، به تدریج استفاده از کارگر ماهر در بخش های مختلف اقتصادی را تقویت نمود و آموزش نیروی انسانی در ضمن کار ضرورت گرداند.در گذشته فوت و فن اجرای کارها به طور خود به خودی و سنتی و عمدتاً از پدر به فرزند منتقل می شد و دلیل این امر آن بود که ابزارها و وسایل مورد استفاده در مشاغل مختلف به وسیله خود افراد و صنعتگران ساخته می شد. اما تولیدات جدید، دیگر ارتباطی به صنعتگران سنتی نداشت و به همین دلیل دیگر
تجربه ای وجود نداشت که از نسلی به نسل دیگر منتقل شود. به این ترتیب آموزش نیروها جانشین آموزش خود به خودی و سنتی شد.

روند استفاده از نیروهای ماهر و تلاش برای بهنگام سازی آنان در زمینه هایی نظیر کشاورزی، آموزش و پرورش، خدمات پزشکی، فرهنگی، اداری و مانند آن به وجود آمد. در این جریان برخی از مشاغل سنتی و بدنی به کلی از بین رفتند و برخی دیگر بسیار محدود شدند، اما نتیجه عبارت بود از اینکه آموزش خود به خودی مهارتها و فنون جایگاه خود را به آموزش سازمان یافته قبل از خدمت و مهارت آموزی ضمن کار بسپرد.
همان طور که ملاحظه می شود جرقه اصلی توجه به آموزش نیروی انسانی از زمان موج پیشرفت های عظیم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شکل گرفت، اگر چه ریشه آن در دهه ها و قرون قبل یافت می شود. این تحولات نه تنها شرایط لازم برای ورود به مشاغل مختلف را دگرگون ساخت، بلکه موجب شد بخشهای مختلف اقتصادی و اجتماعی مدارک تحصیلی بالاتری را شرط ورود به مشاغل قرار دهند(ورودهال[۱۷]، ۱۳۷۴).
آموزش نیروی انسانی در ضمن کار نیز مورد توجه خاص قرار گرفت. بررسی سیر تحول سازمانها در ممالک توسعه یافته نیز بر این ادعا صحه می گذارد که رمز موفقیت این سازمان ها، توجه ویژه به تحصیلات، بازآموزی و آموزشهای تخصصی در حین کار بوده است. بنابراین در قرن بیستم آموزش ضمن خدمت در بسیاری از ممالک توسعه یافته شکل گرفته، در نیمه دوم نهادینه گردید. اینک برخی از تحولات در این زمینه در کشورهای مختلف جهان را مرور می کنیم.
در کشور انگلستان آموزش ضمن خدمت به طور جدی در اواسط قرن بیستم مورد توجه قرار گرفت، اما قبل از آن و در قرن نوزدهم تشکیلاتی تحت عنوان (( معلمین سازمان یافته )) به وجود آمد. این تشکل در ابتدا به طور سیار، وظیفه آموزش ضمن خدمت معلمان را بر عهده داشت و به تدریج فعالیتهای خود را توسعه داد و سمینار ها و کنفرانس های آموزشی را برای کارکنان آموزش و پرورش تشکیل داد (کریم زاده، ۱۳۷۲).
در این کشورها در ۱۹۴۴ برای اولین بار آموزش ضمن خدمت کارکنان به طور سازمان یافته مورد توجه قرار گرفت. در این زمان سازمانی تحت عنوان (( اداره کل کارآموزی و آموزش )) وابسته به وزارت خزانه داری تشکیل شد و آموزش کارکنان در این وزارتخانه را بر عهده گرفت. با این حال در این کشور همانند بسیاری دیگر ممالک توسعه یافته تا ۱۹۶۰ آموزش ضمن خدمت فاقد انسجام و هماهنگی لازم بود. اما پس از آن در اغلب بخش های اقتصادی و اجتماعی از جمله آموزش و پرورش ، آموزش ها نظامدار گردید. به این ترتیب در قلمرو آموزش و پرورش در دهه ۱۹۶۰ کلیه معلمان تحت آموزش ضمن خدمت قرار گرفتند و روند مشابهی در دهه های آینده در سایر بخشها نیز به وقوع پیوست(ابطحی ، ۱۳۶۶).
در کشور فرانسه ، آموزش ضمن خدمت کارکنان در ۱۹۴۶ مورد توجه جدی قرار گرفت. در این سال موسسه ای تحت عنوان (( موسسه امور اداری )) تشکیل شد و عهده دار امور مربوط به تهیه و تدوین و اجرای برنامه های آموزشی در سطح سازمان های دولتی گردید. هدف اساسی این موسسه ، بهبود بخشیدن به خدمت دولتی و اصلاح کیفی آنها بود.
در زمینه آموزش و پرورش نیز اقدامات وسیعی برای آموزش نیروی انسانی در این کشور صورت پذیرفت. این کشور از ۱۹۶۰ آموزش نیروی انسانی آموزش و پرورش را مورد توجه قرار داد و در ۱۹۷۵ بر اساس مصوبات قانونی، آموزش نیروی انسانی را در مراکز مختلف از جمله دانشگاه ها توسعه داد.
در کشور ایالات متحده آمریکا، آموزش ضمن خدمت کارکنان از ۱۹۴۹ مورد توجه ویژه قرار گرفت و بخصوص در نیمه دوم قرن بیستم از توسعه روز افزونی برخوردار شد. به این اعتبار در آموزش و پرورش در دهه ۱۹۶۰ بخش عظیمی از نیروی انسانی تحت پوشش آموزش های ضمن خدمت قرار گرفتند. به همین سان در بسیاری دیگر از کشورهای اروپایی و آسیایی ، آموزش ضمن خدمت کارکنان از دهه ۱۹۶۰توسعه و گسترش یافت . داده های موجود درباره آموزش نیروی انسانی بخش آموزش و پرورش کشورهای مختلف جهان نشان می دهد که ( همان):

 

 

    • در یوگسلاوی سابق براساس قانون ۱۹۵۸ آموزش ضمن خدمت معلمان متوسطه اجباری گردید.

 

    • در کشور آلمان ، ۱۹۶۸ آموزش ضمن خدمت معلمان مورد توجه قرار گرفت.

 

    • فنلاند در ۱۹۶۵-۱۹۶۶ بیش از ۶ درصد معلمان خود را تحت پوشش آموزش های ضمن خدمت قرار داد.

 

    • ایرلند شمالی در ۱۹۶۶ آموزش ضمن خدمت را برای معلمانی که فاقد گواهینامه صلاحیت تدریس در مدارس بودند ، اجباری کرد.

 

    • در ژاپن پس از ۱۹۷۴ بر اساس توصیه شورای مرکزی آموزش و پرورش وزارت آموزش و پروش تصمیم گرفت دوره های ضمن خدمت را برای بالا بردن صلاحیت علمی و تخصصی کارکنان دایر کند.

 

  • کشور دانمارک از دهه ۱۹۶۰ بخصوص در سال های پایانی آن آموزش ضمن خدمت معلمان را تحت پوشش قرار داد.

 

علاوه بر تلاش های ملی برای آموزش ضمن خدمت کارکنان در دهه ۱۹۶۰ ، در این دهه و دهه های بعد، سمینارها و اجلاس های بین المللی و فرا ملیتی تشکیل گردید که موضوع های آنها حول محور آموزش ضمن خدمت کارکنان آموزش و پرورش بود.
۲-۲-۴-۳ آموزش ضمن خدمت در ایران
در ایران نیز همانند بسیاری از ممالک، آموزش ضمن خدمت به صورت استاد- شاگردی از گذشته وجود داشته، ولی آموزش ضمن خدمت نیروی انسانی به شیوه امروزی و به صورت موسسه ای تا اواسط دهه ۱۳۱۰ مطرح نبوده است. با وجود این، داده های موجود حاکی از آن است که قبل از این دهه و در
دهه های قبل آموزش کارکنان به صورت موردی و پراکنده وجود داشته است.

بر اساس اطلاعات موجود، در ۱۳۱۴ در راه آهن، مرکزی تحت عنوان ((هنرستان فنی راه آهن)) تاسیس شدو سپس در۱۳۱۸ آموزشگاهی در وزارت پست و تلگراف و تلفن آغاز به کار کرد. این جریان با تاسیس مراکز آموزشی در شرکت ملی نفت، بانک کشاورزی و سایر موسسات و سازمان ها دنبال شد. سپس در گمرک و وزارت دارایی نیز تلاش هایی برای آموزش ضمن خدمت صورت پذیرفت و آموزش هایی در زمینه وظایف شغلی به کارکنان ارائه شد. از ۱۳۲۷ آموزش ضمن خدمت کارکنان در قلمرو فعالیت های دولت قرار گرفت و وزارتخانه های مختلف دوره ها و برنامه های آموزشی مختلفی را به تناسب نیاز و به صورت موردی به مرحله اجرا گذاشتند.
در ۱۳۴۲ با تاسیس شورای عالی اداری کشور، آموزش ضمن خدمت و تربیت نیروی انسانی وضعیت بهتری پیدا کرد. این سازمان در مقام یک سازمان مشورتی و استادی، متولی راهنمایی مسئولان آموزش کلیه سازمان های دولتی شد وبرنامه هایی را نیز اجرا کرد. در ۱۳۴۵ همگام با قانون جدید استخدام کشوری، آموزش ضمن خدمت نظم وانسجام بیشتری یافت. بر اساس فصل چهارم قانون استخدام کشوری ۱۳۴۵، وزارتخانه ها و سازمان های دولتی مکلف شدند که به مسأله آموزش کارکنان بپردازند. به موجب این قانون برنامه های آموزشی سازمانها باید قبل از اجرا به تصویب سازمان امور اداری و استخدامی کشور برسد. بدین ترتیب کلیه امور مربوط به آموزش کارکنان به منظور هماهنگی و کیفیت بیشتر در سازمان امور اداری و استخدامی متمرکز گردید. بر اساس این قانون، و به موجب تبصره ۳ آن، سازمان امور اداری و استخدامی کشور مکلف گردید موسسه ای برای آموزش مدیریت و فنون اداری مستخدمین دولت تاسیس کند. پس از آن با تشکیل واحد ها و مراکز آموزشی ضمن خدمت کارکنان در سازمان ها و وزارتخانه ها، برگزاری دوره های کوتاه مدت و سپس بلند مدت توسعه یافت.
۲-۲-۴-۴ موادی از قانون ارتش جمهوری اسلامی ایران در موضوع آموزش و آموزش های ضمن خدمت:
ماده ۴۴ – مراکز و دوره های آموزشی نظامیان کادر ثابت به شرح زیر می باشد:
الف – آموزشگاه نظامی .
ب – دوره تخصصی .
ج – دوره سرپرستی .
د – دانشکده علوم نظامی .
ه – دوره مقدمات رسته ای .
و – دوره عالی رسته ای .
ز – دوره آموزش نظامی .
ح – دانشکده فرماندهی و ستاد.
ط – دانشگاه علوم استراتژیک .
تبصره – نیروها و سازمان ها می توانند در صورت لزوم با هماهنگی ستاد مشترک علاوه بر آموزش های فوق دوره های عرضی آموزشی و تخصصی را برای پرسنل تشکیل دهند.
ماده ۴۶ – دوره تخصصی .
دوره های تخصصی برای تکمیل رسته و تخصص پرسنل بین درجات استواردومی و استواریکمی به مدت حداقل ۶ ماه تشکیل می گردد. نیروها و سازمانها مکلفند نسبت به تشکیل این دوره ها طوری اقدام نمایند که کلیه پرسنل بعد از درجه استواردومی بتوانند به موقع این دوره را طی نمایند. اساسنامه و برنامه های آموزشی باید طوری تنظیم گردد که فارغ التحصیلان آن بتوانند از عهده مشاغل درجات استواریکمی تا ستوان یکمی برآیند. نیل این پرسنل به درجات استواریکمی و ستوان سومی منوط به موفقیت در طی این دوره می باشد.
ماده ۴۷ – دوره سرپرستی .
دوره های سرپرستی برای کلیه پرسنلی که با مدرک پائین تر از دیپلم استخدام شده و به درجه ستوان سومی نائل گردیده اند بر حسب نیاز در تمامی یگان ها و سازمان ها به مدت حداقل ۳ ماه تشکیل می گردد. نیل این پرسنل به درجات ستوان دومی و ستوان یکمی منوط به موفقیت در طی این دوره می باشد.
ماده ۴۸ – نیروها و سازمان ها می توانند دوره سرپرستی و دوره تخصصی را به صورت متوالی در یک مرحله اجرا نمایند و همچنین می توانند بخشی از این دوره را به صورت آموزش حین خدمت انجام دهند.
ماده ۵۰ – دوره مقدماتی رسته ای .
دوره های مقدماتی رسته ای بر حسب نیاز، به منظور آموزش مقدماتی برای رسته های مورد احتیاج به فارغ التحصیلان دوره های اول و دوم دانشکده های علوم نظامی و قبل از اعزام به یگان ها به مدت حداقل ۶ ماه در نیروها تشکیل می گردد.
ماده ۵۱ – دوره عالی رسته ای .
دوره های عالی رسته ای در درجات ستوان یکمی و سروانی به مدت حداقل ۶ ماه برای تمامی پرسنل فارغ التحصیل دوره های مقدماتی رسته ای و پرسنلی که در سطح فارغ التحصیلان این دوره شناخته شوند، و از آموزش قبلی آنان حداقل چهار سال گذشته باشد متناسب با رسته های آنان تشکیل می گردد. نیل به درجه سرگردی برای این قبیل پرسنل منوط به طی این دوره می باشد.
ماده ۵۶ – پرسنلی که به هر یک از مراکز و دوره های آموزشی پیش بینی شده در این قانون اعزام می شوند، باید امکان و فرصت ادامه خدمت و بازدهی متناسب با مدت و کیفیت و اهمیت دوره آموزشی ، حداقل دو برابر مدت تحصیل پس از اتمام آن را داشته باشند. این مدت در اساسنامه های آموزشی معین می گردد.
ماده ۵۸ – آموزش های ارتش باید به گونه ای برنامه ریزی و اجرا گردد که نیاز سازمان مربوط را به بهترین نحو مرتفع نموده ، ارتش را به سمت خودکفایی سوق دهد و در زمان صلح نیز پرسنل از عهده انجام وظایف مقرر در اصل ۱۴۷ قانون اساسی برآیند.
۲-۲-۴-۵ موادی از قانون سپاه پاسداران انقلاب ایران در موضوع آموزش و آموزش های ضمن خدمت:
ماده ۳۴ – دوره های آموزشی پرسنل کادر ثابت و بسیجی ویژه به شرح زیر می باشد:
الف – دوره عمومی پاسداری .
ب – دوره تخصصی اولیه .

دیدگاهتان را بنویسید