ماهیت حقوقی سکونت زوجه در منزل مشترک در ایام عده رجعیه- قسمت ۱۹

ماهیت حقوقی سکونت زوجه در منزل مشترک در ایام عده رجعیه- قسمت ۱۹

  • کاتوزیان، ناصر، حقوق خانواده، ج ۱، تهران: شرکت سهامی انتشار، چاپ هشتم، ۱۳۸۸، ص ۳۹۵٫ ↑

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

 

  • همان، ص ۳۹۷٫ ↑

 

  • کلمه خلع (بر وزن صلح) از خلع، به معنی جدا کردن و کندن، گرفته شده است. زن و شوهر را به‌منزلۀ لباس یکدیگر دانسته‌اند، چنانکه در قرآن آمده است که «هن لباس لکم و انتم لباس لهنّ» (بقره/ ۱۸۷)، پس جدایی زن و شوهر را به کندن لباس تشبیه کرده‌اند و خلع نامیده‌اند؛ حلّی، ابن ادریس، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج ۲، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، ۱۴۱۰ ه‍ ق، ص ۷۲۳٫ ↑

 

  • محقق داماد، سید مصطفی، پیشین، ص ۴۲۳٫ ↑

 

  • مبارات مصدر باب مفاعله به معنای مفارقت است، همان، ص ۴۳۵٫ ↑

 

  • همان. ↑

 

  • رجعت در لغت به معنای بازگشتن، باز آمدن، برگشتن و بازگشتن مرد به سوی زن مطلقه آمده است؛ معین، محمد، پیشین، ص ۱۶۴۰٫ ↑

 

  • همان، ص ۲۲۳۰٫ ↑

 

  • محقق داماد، سید مصطفی، پیشین، ص ۴۳۸٫ ↑

 

  • شعرانی، ابوالحسن، تبصره المتعلمین فی احکام الدین (ترجمه و شرح)، ج ۲، تهران: منشورات اسلامیه، چاپ پنجم، ۱۴۱۹ ه‍ ق، صص ۵۶۷-۵۶۶٫ ↑

 

  • طلاق سنی دو اصطلاح دارد: یکی اعم در مقابل بدعی و دیگر اخص مقابل عدی، همان. ↑

 

  • این مواد عبارت‌اند از:
    ماده ۱۰۲۹ ق.م: «هرگاه شخصی چهار سال تمام غایب مفقودالاثر باشد، زن او می‎تواند تقاضای طلاق کند. در این صورت، با رعایت مادۀ ۱۰۲۳ حاکم او را طلاق می‏دهد».
    ماده ۱۱۲۹ ق.م: «در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجرای حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه، زن می‎تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر او را اجبار به طلاق می‎نماید. همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه».
    ماده ۱۱۳۰ ق.م: «درصورتی‌که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی می‎تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند، چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود، دادگاه می‎تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و درصورتی‌که اجبار میسر نباشد، زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می‎شود …». ↑
جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

  • عده در لغت به معنای شمار، شماره، ایام حیض زن و مدتی که زن پس از طلاق یا فوت شوهر نباید شوهر کند، ج عدد؛ معین، محمد، پیشین، ص ۲۲۸۵٫ ↑

 

  • محقق داماد، سید مصطفی، پیشین، ص ۴۴۷٫ ↑

 

  • ماده ۱۱۵۰ ق.م: «عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمی‎تواند شوهر دیگر اختیار کند». ↑

 

  • کاتوزیان، ناصر، پیشین، ص ۴۳۹٫ ↑

 

  • همان. ↑

 

  • امامی، سید حسن، پیشین، ج ۵، ص ۹۶٫ ↑

 

  • لتعرف برائه رحمها من الحمل او تعبّداً؛ وجدانی فخر، قدرت الله، الجواهر الفخریه فی شرح الروضه البهیه، ج ۱۳، قم: انتشارات سماء قلم، چاپ دوم، ۱۴۲۶ ه‍‌ ق، ص ۹۱٫ ↑

 

  • ماده ۱۱۶۵ ق.م: «طفل متولد از نزدیکی به شبهه فقط ملحق به طرفی می‌شود که در اشتباه بوده و درصورتی‌که هر دو در اشتباه بوده‌اند ملحق به هر دو خواهد بود».
    ماده ۱۱۶۶ ق.م: «هرگاه به‌واسطۀ وجود مانعی نکاح بین ابوین طفل باطل باشد نسبت طفل به هریک از ابوین که جاهل بر وجود مانع بوده مشروع و نسبت به دیگری نامشروع خواهد بود. در صورت جهل هر دو، نسب طفل نسبت به هر دو مشروع است». ↑

 

  • ماده ۱۰۹۹ ق.م: «در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی، زن مستحق مهرالمثل است». ↑

 

  • کاتوزیان، ناصر، پیشین، ص ۴۴۰٫ ↑

 

  • همان، ص ۴۴۱٫ ↑

 

  • ماده ۱۱۵۵ ق.م: «زنی که بین او شوهرش نزدیکی واقع نشده و هم‌چنین زن یائسه، نه عدّه طلاق دارند و نه عدّه فسخ نکاح، ولی عدّه وفات در هر دو باید رعایت شود». ↑

 

  • شعرانی، ابوالحسن، پیشین، ص ۵۷۳‌. ↑

 

  • کاتوزیان، ناصر، پیشین، ص ۴۴۱٫ ↑

 

  • محقق داماد، سید مصطفی، پیشین، ص ۴۵۸٫ ↑

 

  • کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، تهران: دانشگاه تهران، چاپ هشتم، ۱۳۵۷، ص ۳۰۷٫ ↑

 

  • بهجت، محمدتقی، جامع المسائل، ج ۴، قم: دفتر معظم له، چاپ دوم، ۱۴۲۶ ه‍ ق، ص ۱۶۴٫ ↑

 

  • بقره/ ۲۳۴٫ ↑

 

  • قرآن کریم (ترجمه ابوالفضل بهرام‎پور)، ص ۳۸٫ ↑

 

  • فیاض، محمد اسحاق، رساله توضیح المسائل، قم: انتشارات مجلسی، چاپ اول، ۱۴۲۶ ه‍ ق، ص ۵۷۶ و محقق داماد، سید مصطفی، پیشین، ص ۴۶۰٫ ↑

 

  • امامی، سید حسن، پیشین، ج ۴، ص ۲۵۱٫ ↑

 

  • ماده ۱۱۵۲ ق.م: «عدّه فسخ نکاح و بذل مدت و انقضای آن در مورد نکاح منقطع در غیرحامل دو طهر است مگر اینکه زن با اقتضای سن، عادت زنانگی نبیند که در این صورت چهل و پنج روز است». ↑

 

  • کاتوزیان، ناصر، پیشین، ص ۴۵۴٫ ↑

 

  • ماده ۱۱۵۳ ق.م: «عدّه طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضای آن در مورد زن حامله تا وضع حمل است». ↑

 

  • کاتوزیان، ناصر، پیشین، ص ۴۵۴٫ ↑

 

  • abode, residence. ↑

 

  • سکونت به معنای اقامت کردن، مسکن گزیدن، منزل کردن، وقار و آرامش آمده است. معین، محمد، پیشین، ص ۱۹۰۲٫ ↑

 

  • کلمۀ مسکن در لغت به معنای جای باشیدن و خانه، منزل و بیت، جای سکونت و مقام و جای آرام آمده است؛ همان، ج ۳، ص ۴۱۱۴٫ ↑

 

  • بهجت، محمد تقی، پیشین، ص ۱۷۳٫ ↑

 

  • «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ کَرْهاً وَ لاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَیْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَنْ یَأْتِینَ بِفَاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَی أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْراً کَثِیراً». ↑

 

  • عن الحسین بن زید، عن الصادق، عن آبائه علیهم السّلام عن النبی صلّی اللّه علیه و آله فی حدیث المناهی (حدیثی است که در آن نهی‌های متعدّدی آمده است) قال: و نهی أن تخرج المرأه من بیتها بغیر إذن زوجها فإن خرجت لعنها کل ملک فی السماء و کلّ شی‌ء تمرّ علیه من الجنّ و الإنس حتّی ترجع إلی بیتها؛ صدوق، محمد، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ه‍ ق، ص ۶٫ ↑

 

  • عن جعفر بن محمد، عن آبائه علیهم السّلام فی وصیّه النبی صلّی اللّه علیه و آله لعلیّ علیه السّلام قال: یا علی لیس علی النساء جمعه و لا جماعه … و لا تخرج من بیت زوجها إلّا بإذنه فإن خرجت بغیر إذنه لعنها اللّه عزّ و جلّ و جبرئیل و میکائیل؛ حر عاملی، محمد بن حسن، پیشین، ج ۲۰، ص ۲۱۲٫ ↑

 

  • علی بن جعفر فی کتابه عن أخیه قال: سألته عن المرأه أ لها أن تخرج بغیر إذن زوجها؟ قال: لا؛ همان، ص ۱۵۹٫ ↑

 

  • عن عبداللّه بن عمر قال: رأیت امرأه أتت إلی النبی و قالت: یا رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله ما حقّ الزوج علی زوجته قال: حقّه علیها أن لا تخرج من بیتها إلّا بإذنه فإن فعلت لعنها اللّه و ملائکه الرحمه و ملائکه الغضب حتّی تتوب أو ترجع؛ مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، ج ۶، قم: انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام، چاپ اول، ۱۴۲۴ ه‍ ق، ص ۱۲۱٫ ↑

 

  • قرآن کریم (ترجمه ابوالفضل بهرام‎پور)، ص ۳۶٫ ↑

 

  • همان، ص ۵۵۸٫ ↑

 

  • همان، ص ۵۵۹٫ ↑

 

  • محقق داماد، سید مصطفی، پیشین، ص ۴۷۰٫ ↑

 

  • جعفری لنگرودی، محمد جعفر، پیشین، ش ۲۸۲، ص ۲۴۵٫ ↑

دیدگاهتان را بنویسید