مقاله علمی با منبع : 
موضوع بررسی مقایسه ای نقش نخبگان سیاسی در جهت گیری سیاست خارجی جمهوری  …
Business man young entrepreneur writing some new project calculations on gray wall

مقاله علمی با منبع : موضوع بررسی مقایسه ای نقش نخبگان سیاسی در جهت گیری سیاست خارجی جمهوری …

برای آرمانگرایان عدالت، اخلاق، تبعیت از قوانین وضع شده و حقوق بشر در هر شرایطی پسندیده است و سیاست و قدرت را یک انحراف از اصول والای انسانی و اخلاقی تلقی می کنند. آرمانگرایان تمدن ها را محصول همزیستی جوامع در یک نظام قانونمند می دانند و کاربرد زور را نامشروع تلقی می کنند و بکارگیری خشونت و جنگ را حربه حکام فاقد فضیلت می دانند.
پیروان ایده آلیسم در سیاست خارجی بر این عقیده اند که لازمه تأمین امنیت و صلح دائمی و پایدار این است که هر واحد سیاسی ضمن پایبندی کامل به سازمان ها، نهاد ها، حقوق و تکالیف بین المللی، لازم است که امنیت خود را جدای از امنیت سایر دولت ها نیز نداند. بنابراین لازم است امنیت کشورها را امنیت خود، و تجاوز به حریم امنیتی دیگر کشورها را مایه سلب امنیت خود بداند. (کاظمی ،۱۳۷۶، ۹۹۲)
اما در شرایط کنونی، برخلاف جامعه خیالی آرمانگرایان که تصویری از آن در بالاترسیم شد، هیچ کشوری مصالحه و معامله درخصوص منافع ملی خود را نمی پذیرد و سرنوشت سیاسی و ملی خود را به مقدرات مخاطره آمیز دیگر دولت ها گره نمی زند.
همانگونه که ملاحظه می شود هر دو شیوه ی نگرش واقعگرایی و آرمانگرایی، هنجاری و تجویزی هستند، ولی خاستگاه بینشی و تلقی آن ها از انسان، جامعه، حکومت و تعامل میان آن ها و غایت وجودیشان متفاوت است.
بر خلاف نظر آرمانگرایان که بر توسعه ی اصول رفتار بین المللی بر اساس حقوق و سازمان های جهانی تأکید دارند، واقعگرایان هنوز دولت های ملی را به عنوان واحد اصلی، مبنای تجزیه و تحلیل قرار می دهند و معتقدند که بین منافع و اهداف واحد های سیاسی مختلف هیچ گونه تفاهم و هم سویی وجود ندارد. نتیجه ی چنین فرضی آن است که دولت ها برای دستیابی به منافع و اهداف متعارض ممکن است بر روی هم شمشیر بکشند وانسان ها را قربانی مطامع و انگیزه های مادی و معنوی خود کنند. در اندیشه ی واقعگرایی، روابط میان دولت ها اعم از آنکه رقابتی باشد یا تخاصمی و تفاهمی، ماهیتی بین خیر و شر دارد. بدین معنی که روابط میان آن ها در ماهیت تحت تأثیر عناصری است که از میل بده_بستان و چانه زنی شکل می گیرد.
هنری کسینجر، که گرایش به رئالیسم دارد، تعارض میان واحد های سیاسی را ناشی از برداشت و بینش متفاوت آن ها از قواعد بازی و مفاهیم حق و باطل، عدالت و مشروعیت تلقی می کند. او با تکیه بر عنصر مشروعیت، ضابطه ی ثبات و ناپاداری را در برداشت همگون و یا ناهماهنگ از اهداف و ابزار سیاست خارجی می داند. مشروعیت مورد نظر او شامل یک چارچوب مورد قبول نظم بین المللی به وسیله ی تمام قدرت های عمده و بازیگران روابط بین الملل است.
کسینجر اختلاف نگرش در نظام بین المللی معاصر را در تعارض مستمر میان دو طرز اندیشه و عمل «دولتمرد سیاسی» و پیامبر «انقلابی» جستجو می کند. هدف مقدم دولتمرد سیاسی بر محور بقا، می چرخد و تاریخ به او آموخته که سیاست خارجی قائم به فرد، سخت شکننده و مشکوک است و برای نیل به منافع میانه روی و درستکاری در حقیقت و مصلحت اندیشی ضروری است. برعکس، پیامبر انقلابی از مصلحت اندیشی گریزان است و به جای درستکاری در حقیقت، خود به خلق آن مبادرت می کند و برای رسیدن به هدف از هیچ مخاطره ای نمی هراسد. به زعم کسینجر، رویارویی این دو چهره، نمایانگر عصر بروز بحران های مستمر بی ثباتی و ناپایداری در روابط بین الملل است. (کاظمی، سید علی اصغر،، ۱۳۷۶ص ۹۹۱)
با بررسی آراء و اندیشه های مکاتب رئالیسم و ایده آلیسم این نکته روشن می شود که هر دو دیدگاه راه افراط و تفریط را در پیش گرفته اند. سیاستمدار فاقد اخلاق، آرمان و جهان بینی همان قدر ناکام هستند که آرمانگرای یوتوپیایی که نسبت به واقعیات موجود جهان بی تفاوتی نشان می دهد.
۲-۲۰ چهارچوب نظری نو واقعگرایی:
کنت والتز را می توان پایه گذار مکتب نو واقع گرایی نامید. والتز در دوره اول عمر نظریه پردازی خویش، با انتشار کتاب مشهور خود: «بشر، دولت و جنگ» در سال ۱۹۵۹، بیشتر مدافع مورگنتا و در قلمرو نظریه واقعگرایی کلاسیک است. پس از آنکه در دهه ی ۷۰، نظریه ی واقعگرایی با مشکلات عمده ای روبرو شد و تا حدودی به حاشیه رفت، والتز وارد دومین مرحله ی نظریه پردازی خویش گشت، و با انتشار کتاب «نظریه های سیاست بین الملل» در سال ۱۹۷۹، واقعگرایی را از انزوا خارج ساخت و نظریه ی نو واقعگرایی را عرضه نمود.
نو واقع گرایی هم چنان دولت را به عنوان بازیگر اصلی صحنه ی سیاست بین الملل می داند، روایتی قدرتمند از واقعگرایی کلاسیک است که می گوید تا وقتی نظام بین الملل اقتدار گریز باشد کشمکش بر سر قدرت و امنیت ادامه خواهد داشت. اما از طرفی استدلال می کند که علی‌رغم اعتقاد رئالیسم کلاسیک، ریشه جنگ و صلح در ساختار نظام بین ‌الملل نهفته است، نه سرشت انسان و ماهیت کشورها.
از نظر والتز نظام بین الملل دارای ساختار دقیقاً تعریف شده ای است که در آن می باید به اصل نظام دهندگی، ویژگی واحد های موجود در نظام و کیفیت توزیع توانایی واحد ها توجه داشت. بر این اساس در نظام سیاسی داخلی اصل نظم دهندگی به صورت سلسله مراتبی می باشد. که در آن قدرت بر مبنای صلاحیت های قضایی و قانونی و نیز فرایندهای سیاسی اعمال می شود. در حالی که در نظام بین الملل رفتار دولت ها نسبت به یکدیگر بر پایه ی نبود اقتدار مرکزی تنظیم می گردد. بر مبنای این استدلال اصل نظم دهنده ی نظام بین الملل، دولت ها را بر آن وا می دارد تا بدون توجه به میزان ظرفیت شان، به وظیفه ی اولیه ی خویش یعنی تقویت قدرت نظامی و خود یاری عمل کنند. در حقیقت در فرایند جامعه پذیری دولت ها می آموزند که ضمن اتکاء به خود و بی اعتمادی نسبت به دیگران، از طریق انباشت امکانات برای جنگیدن علیه یکدیگر، امنیت خویش را حفظ کنند. به طور کلی و بنا به نظر نو واقعگرایان ماهیت نبود اقتدار مرکزی نظام بین الملل به صورت یک اصل نظم دهنده سبب شده تا در طول چندین قرن با وجود دگرگونی های عظیمی که در ترکیب داخلی دولت ها به وقوع پیوسته، همچنان به صورت یک الگو در سیاست بین الملل باقی بماند.
بطور کلی، مشابهت ها و تفاوت های نظری گفتمان واقعگرایی کلاسیک و نو واقعگرایی را می توان اینگونه بیان نمود:
مشابهت ها: در هر دو گفتمان، دولت ها به عنوان عاملان اصلی عرصه روابط بین الملل محسوب شده و این عاملان در یک فضای مبتنی بر آنارشی به ملاحظات سیاست قدرت توجه دارند. همچنین، قرار داشتن دولت ها در یک وضعیت طبیعی بین المللی، آنان را مجبور به تمرکز بر حفظ امنیت خود، و مبارزه برای بقا می نماید.
تفاوت ها: نو واقعگرایی، ریشه های روابط بین الملل را بر تئوری های هابز در مورد طبیعت بشر بنا نمی گذارد. از سوی دیگر، ملاحظات ساختاری نو واقعگرایی، بر خلاف نمونه کلاسیک آن، اهمیت کمتری برای دولتمردان و رهبران سیاسی قائل می شود. در تئوری کلاسیک، با ارجاع به افکار توسیدید، اهمیت زیادی برای تصمیمات رهبران در سیاست خارجی در نظر گرفته می شد که این اهمیت، با وجود مفهومی به نام سیستم، بسیار کم اهمیت جلوه می کند. لذا در آخر، مفهوم سیستم، مفهومی است که در واقعگرایی کلاسیک اصلاً به آن بها داده نمی شود. عدم توجه به مفهوم سیستم و سطوح مختلف آن، همچنان که والتز معتقد است، مانع اصلی در توسعه نظریه واقعگرایی است. ایرادی که در گفتمان نو واقعگرایی، والتز سعی در اصلاح آن دارد. (محمد خانی، ۱۳۸۸، ۹۹)
۲-۲۱ چهارچوب نظری نو آرمانگرایی:
در اواسط دهه ی ۸۰ میلادی چالش نظری مکتب آرمانگرایی وارد مرحله ی نوینی شد. از این زمان به بعد ادبیات روابط بین الملل شاهد ظهور نظریه ی جدیدی است که به نئو لیبرالیسم یا نوآرمانگرایی شهرت دارد. همچنان که نو واقعگرایی، بر پایه مفاهیم واقعگرایی کلاسیک پایه گذاری شده و برخی از پایه های نظری آن را می پذیرد، نو آرمانگرایی نیز در روابط بین الملل همین وضعیت را دارد. گفتمان نو آرمانگرایی نیز محصول سالهای پس از جنگ جهانی دوم و احساس نیاز صاحب نظران در تجدید نظر در این پارادایم، و در پی شکست جامعه ملل در جلوگیری از وقوع جنگ جهانی دوم بود. نو آرمانگرایی کوششی برای توضیح پیشرفت های صورت گرفته در اقتصاد سیاسی جهانی پس از جنگ دوم جهانی، با تاکید و تمرکز بر نقش مرکزی نهادها و سازمان ها در سیاست بین الملل بود.
این گفتمان جدید توانسته است تا حدی با گفتمان کلاسیک آرمانگرایی فاصله بگیرد و با خلق ادبیات جدید در صحنه سیاست بین الملل، به توضیح و تبیین نظری روابط بین کشورها بپردازد. بر طبق عقیده ی این نظریه، حتی در شرایط بی نظمی و فقدان یک حکومت مرکزی در سطح جهان، می توان با کمک نهادها و سازمان های بین المللی به همکاری بین المللی دست یافت.
نوآرمانگرایی عقیده دارد که وقتی کشورها با هم تعامل و تماس مکرر دارند، احتمال دارد که درک کنند همکاری با سایر کشور ها برای آنان مفید و سودمند است. این به نوبه ی خود بر اراده و انگیزه ی آن ها به همکاری تأثیر مثبت می گذارد. فراتر از این کشور ها متوجه می شوند که هزینه ی رعایت تعهدات و مجازات ترک همکاری، کمتر از منافع اقدام دسته جمعی است، در نتیجه امکان شکل گیری همکاری بیشتر است.
نوآرمانگرایی، نهاد های بین المللی را به عنوان مهم ترین ابزار می داند که شکل گیری همکاری بین کشورها را تسهیل می کند. در شرایط بی نظمی و در فقدان یک دولت مرکزی یا قدرت سلطه گرا، همکاری های بین المللی با کمک نهاد های بین المللی قابل دستیابی است. در حقیقت، نهاد های بین المللی اثرات و پیامد های بی نظمی را تعدیل کرده و مشکلات فریب کاری و ترک همکاری که موانع اصلی همکاری هستند را حل می کنند.
تحلیل نوآرمانگرایان از همکاری بین المللی، در حقیقت مبتنی بر برداشت آن ها از اثرات و پی آمد های بی نظمی و ماهیت منافع کشور ها می باشد. نو آرمانگرایان عقیده دارند برای تعدیل بی نظمی و تسهیل همکاری کشور ها باید از سمت و سوی منافع مطلق، به سمت و سوی منافع نسبی و مشترک حرکت کنند. فراتر از این، نوآرمانگرایان ادعا می کنند که بی نظمی متضمن عدم همکای نیست. حتی اگر کشورها نگران منافع نسبی باشند، چون تعقیب منافع نسبی مشروط است. یعنی کشورها تنها وقتی که انتظار دارند سایر کشورها با آن ها خصومت آمیز رفتار کنند و احساس نا امنی و نابود شدن کنند، به منافع نسبی توجه می کنند.
بنابر این نو آرمانگرایان، خاطر نشان می کنند که کشوره منافع ملیشان را با توجه به توانایی ها و نیاتشان تعریف می کنند. به نظر آن ها آنچه منافع ملی کشور ها را تایید می کند، مبتنی بر چهار چوبه نهادی که کشورها رد آن تعامل دارند و نیز توزیع بین المللی قدرت و جایگاه کشورها در نظام بین الملل می باشد.
۲-۲۲ انواع نظریه های سیاست خارجی از نظر متدولوژیک:
از طرف دیگر نظریه های مربوط به سیاست خارجی را می توان از لحاظ متدولوژیک تحت سه رهیافت زیر طبقه بندی نمود:
رهیافت کلان نظام
رهیافت خرده نظام
رهیافت اتصال دو سطح کلان و خرد
۲-۲۲-۱ رهیافت کلان نظام به عنوان راهنمای مطالعه و اقدام سیاست خارجی:
رهیافت کلان نظام به کل نظام بین المللی اشاره دارد. متفکرینی که نظریه هایشان در این سطح تحلیلی جای می گیرند بر مفاهیم، مفروضه ها، قضایا و حجت های تجریدی انتزاعی کلی تأکید دارند. با این معنا، مرجع بررسی و تحلیل اطلاعات برای نظریه پردازان کلان نظام مبتنی بر ورودی های زمینه ساز از محیط بین المللی، عوامل تعدیل کننده و صحنه های پذیرنده ی سیاست خارجی ناشی از کل نظام بین المللی است. این دسته از دانشمندان با نا دیده گرفتن و یا کم بها دادن به نقش کشور به عنوان زیر مجموعه ی نظام بین المللی در شکل گیری و اجرای سیاست خارجی اصالتاً توجه خود را به مسائلی چون ترکیب ساختاری قدرت معطوف می کنند. از نظریات کلان نظام، می توان به نظام های موازنه ی قدرت، بحران زا_بحران زدا، کشاورزی_صنعتی، متعادل_نا متعادل، و شش مدل با حق وتو واحد ها، موازنه ی قدرت، دو قطبی منعطف، دو قطبی متصلب، سلسله مراتبی و حکومت جهانی اشاره کرد.
یک بررسی کلی از نظریات فوق حاکی از آن است که نظریه پردازان رهیافت کلان نظام، با تکیه بر سطح نظام بین الملل اصولاً بر این مدعا پا می فشارند که شاخصه های رفتاری کشور ها تابع خروجی حاصل از شکل گیری قدرت در سطح کلان نظام بین المللی است که به طور جبری به عنوان ورودی دستگاه تصمیم گیری واحد های عضو در نظام بین المللی حاکم شده و بدان سبب بر رفتار خارجی آن ها اثر می گذارد. بنابر این کشور ها در این نظریه، به عنوان واحد های عضو، ماهیت یکسانی دارند. این نظریه، نوعی همگونی برای بازیگران قائل است و تمایز های موجود بین واحد ها و بازیگران نظام را نادیده می گیرد و ملت_کشورها را به عنوان واحد های یک دست و مشابه به حساب می آورد که نظام های ارزشی و پویش های داخلی آنان در رفتار سیاست خارجی ثانویه و ناچیز محسوب می شود. بنبر این در این مدل بر وجود نوعی سلطه ی جبری نظام بین الملل بر روند سیاستگذاری کشورها تأکید می شود. (ولفرام هانریدر، ۱۳۶۸ ،۸۲_۹۴)
۲-۲۲-۲ رهیافت خرد در تجزیه و تحلیل های سیاست خارجی:
رهیافت خرد توجه گروهی دیگر از نظریه پردازان را به خود جلب کرده است. این دسته از پژوهشگران، با عنایت به تجربیات ملموس و عینی مدعی اند که وجود کشور های مختلف خود شاخصه های متمایز کننده ای را به وجود می آورد که به روش های گوناگون بر چگونگی رفتار سیاست خارجی کشور ها تأثیر می گذارد. متفکرین این رهیافت فرض می نمایند که وجود مختلف کشور ها موجب ارائه ی برونداد های گوناگونی می شود که به عنوان درونداد برای نظام بین المللی عمل می کنند. شاهد ادعای این متفکران نه تنها وجود اقدامات تئوریکی است بلکه مؤلفه های نظام بین المللی را به بخش جهان اول_ دوم_ سوم و یا شمال_ جنوب و یا منطقه های مختلف تقسیم می کنند.
نظریه پردازان رهیافت خورد معتقدند رفتار سیاست خارجی کشور ها عمدتاً تابعی از عوامل و عناصر داخلی است. البته پیروان این رهیافت به دو گروه عینی گرا و عقل گرا تقسیم می شوند. گروه عینی گرا عملکرد و رفتار سیاست خارجی کشور را تابع مقتضیات داخلی و محیط استقرار هر واحد خاص جغرافیایی به حساب می آورند. گروه عقل گرا، به عواقب تصمیم گیری توجه نموده و اثرات آن را بر شکل گیری اخذ و اجرای تصمیم، مورد بررسی قرار می دهند. در دیدگاه این نظریه پردازان، تصمیم سیاسی هر جامعه، محل برخورد درون داد های مؤثر بر تصمیم گیری و برون داد های ناشی از دستگاه تصمیم گیری است که به شکل سیاست های آمرانه و رسمی هر جامعه وارد محیط می شود.
دسته ی عقلگرا فرض می کنند که کشور مهم ترین واحد اقدام در نظام بین المللی است و در آینده هم این نقش را ایفا خواهد کرد. در نتیجه ی چنینی فرضی، آن ها اقدام کشور در روابط بین المللی را نتیجه ی اقدام تصمیم گیرندگان هر کشور فرض کرده و به مطالعه ی آن می پردازند.
یک ارزیابی اولیه از تلاش های نظری رهیافت خورد پژوهش گر را متوجه این واقعیت می کند که در این دید گاه علاوه بر کم بها دادن به محیط عملیاتی خارجی و فاز های مختلف درون داد، برون داد و اجرا، عمدتاً به بخشی از عوامل تعدیل کننده از درون_نهاد، آن هم در محیط عملیاتی داخلی توجه نموده است. بدیهی است که از لحاظ متدولوژیک، نظریه ای که تا این حد محدود و تقلیل گرا است، نمی تواند به طور کامل پاسخ گوی نیاز تجزیه و تحلیل سیاست خارجی باشد.
۲-۲۲-۳ رهیافت اتصال دو سطح تحلیل:
به دنبال مباحث متدولوژیک و ارزیابی کارآیی هر یک از دو رهیافت در تجزیه و تحلیل سیاست خارجی، از همان اویل دهه ی شصت میلادی، اقدامات جهت ارائه ی رهیافت سومی که بتواند دو سطح تحلیل کلان و خرد را به هم اتصال دهد آغاز شد.
از همان ابتدا دو مفهوم سازگاری و اجماع با شرط حفظ شباهت های ساختاری و اصول متدلوژیک به عنوان معیار های امکان پذیری اعمال سیاست خارجی در دو صحنه ی عملیاتی خارجی و داخلی ارائه می دهد. می توان گفت سازگاری به عنوان معیار ارزیابی درجه ی امکان پذیری هدف های مختلف سیاست خارجی در صحنه ی بین الملل تعریف می شود. یعنی در صحنه ی روابط بین الملل هر هدف سیاست خارجی احتمالاً با موانع و فرصت های معینی مواجه می شود. به میزانی که هدف مزبور با موانع کمتری روبرو شود و فرصت های مناسبی برای محقق شدنش در صحنه ی بین الملل وجود داشته باشد میزان سازگاریش بیشتر و لذا احتمال موفقیتش افزون تر خواهد بود. (ولفرام هانریدر،۱۳۶۸ ، ۱۷)
۲-۲۳ دیدگاه نخبگان طیف تحصیل کردگان انگلیسی (غربی):
شاید بهترین و روشن ترین بیان در باب سیاست خارجی مناسب و راهبرد کنترل تهدید را حسن روحانی بیان کرده اند. آقای روحانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی در دوره ی اصلاحات بودند، در کنفرانس ملی « چشم لنداز ملی توسعه ی ۲۰ ساله و الزامات سیاست خارجی توسعه گرا » سیاست خارجی اصول گرای جمهوری اسلامی ایران را مورد نقد قرار داد. ایشان با بررسی استراتژی های حفظ محور، رشد محور و بسط محور، به دلیل نیاز مبرم کشور به توسعه ی جامعه بر استراتژی رشد محور تأکید ورزیدند و در همین جهت سؤالات زیر را مطرح نمودند:
آیا ما به دنبال تعامل با دنیا هستیم یا تقابل؟
ما به دنبال ابهام هستیم یا شفافیت؟

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.