نوامبر 24, 2020

پژوهش دانشگاهی – پیش بینی مشکلات رفتاری ـ عاطفی در کودکان کم توان ذهنی بر …

1 min read

نیکولز و فلدمن[۱۴۸] (۲۰۰۶) پژوهشی با عنوان حساسیت مادر و مشکلات رفتاری در کودکان با کمتوانی ذهنی انجام دادند. در این پژوهش تعامل ۳۰ کودک با کمتوانی ذهنی با مادرانشان، ثبت شد و مادران چک لیست رفتاری کودک را تکمیل کردند. نتایج ارتباط معکوس و معناداری بین حساسیت مادر و مشکلات بروننمود، همچنین، ارتباط مثبت و معناداری بین حساسیت مادر و رفتارهای مناسب مشاهده شده در زمان حال و آینده را، نشان داد. همچنین نشان داد که کودکان با کمتوانی ذهنی در معرض خطر ابتلا به مشکلات رفتاری هستند. مادرانی که در تعاملاتشان، هنگامی که کودکانشان ۲ ساله بودند، حساسیت کمتری نشان می‌دادند، کودکانشان رفتارهای جامعهپسند کمتری داشتند و در سن ۳ سالگی رفتار برون‌نمود بیشتری را گزارش کردند.
رانی و همکاران[۱۴۹] (۲۰۱۴) پژوهشی با عنوان استرس مادر و سبک تعامل مادر-کودک بین مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی انجام دادند. این پژوهش بر روی ۳۸ کودک ۵ تا ۱۲ ساله مبتلا به فلج مغزی انجام شد. و تعامل مادر-کودک در طی ۸ دقیقه در موقعیت بازی ضبط شد. نتایج نشان داد، مادرانی که به خاطر معلولیت فرزندشان سطوح بالایی از استرس را تجربه می‌کنند، نسبت به رفتار کودکشان کمتر پاسخگو هستند و ارتباط موثر کمتری دارند؛ بنابراین کودکانشان در معرض خطر ابتلا به مشکلات رفتاری هستند. همچنین شواهد نشان داد که ۵ سال اول زندگی دوره حساس برای مقابله با مشکلات رشدی، عاطفی، رفتاری و اجتماعی و دوره مهمی برای افزایش اثربخشی تعاملات والدین و کودک میباشد. سن وتحصیلات نیز بررسی شد. میانگین سنی مادران در این مطالعه ۳۰ سالگی بود و این نشان میدهد که اکثر مادران در دوره بزرگسالی اولیه قرار داشتند. میانگین نمرات برای وضعیت آموزشی (۴۷ درصد) در این مادران نشان میدهد که اکثر مادران تحصیلات دبیرستان و تعداد خیلی کمی تحصیلات دانشگاهی داشتند. دامنه سنی کودکان نشان میدهد که اکثر کودکان در سنین ۶ تا ۱۱ ساله( کودکی میانه) هستند. همچنین اکثریت خانوادهها دارای دو فرزند بودند. یافتهها برای جنسیت کودک نشان داد ۶۸ درصد پسران و ۳۲ درصد دختران دارای مشکلات رفتاری بودند.
اسمیت و همکاران[۱۵۰] (۲۰۰۸) پژوهشی با عنوان تاثیرات تشویق، گرمی و کیفیت رابطه مادر-کودک بر مشکلات رفتاری در میان کودکان و جوانان مبتلا به اتیسم انجام دادند. نمونهای از ۱۴۹ مادر و نوجوان مبتلا به اتیسم در این مطالعه شرکت کردند. نتایج نشان داد که سطح بالایی از کیفیت روابط، گرمی و تحسین مادر با کاهش بعدی در مشکلات دروننمود و برون‌نمود و همچنین کاهش اختلال در روابط متقابل اجتماعی، همراه بود. در مقابل ارتباط معکوس و معناداری بین هیجانان ابراز شده مادر(انتقاد بالای مادر) و افزایش علائم رفتارهای ناسازگارانه برای کودکان و نوجوانان مبتلا به اتیسم مشاهده شد.
گرینبرگ و همکاران[۱۵۱] (۲۰۱۲) پژوهشی با عنوان محیط خانواده و مشکلات رفتاری در کودکان مبتلا به سندرم ایکس شکننده انجام دادند. مادران ۴۸ کودک مبتلا به سندرم ایکس شکننده در این پژوهش شرکت کردند. نتایج نشان داد گرمی و وجود مثبت مادر و عدم انتقاد وی با مشکلات رفتاری کمتری همراه است. افراد مبتلا به سندرم ایکس شکننده اختلال شناختی و ارتباطی و مشکلات همبود از قبیل بیشفعالی، علائم اضطراب، افسردگی و درخودماندگی دارند. شواهد نشان میدهد که این اختلالات در طول نوجوانی و اوایل بزرگسالی بدتر میشوند. با توجه به مرکزیت خانواده در تاثیرگذاری بر رشد مادامالعمر در این پژوهش، رفتار والدین و محیط خانواده و تاثیر آن بر عملکرد هیجانی و اجتماعی کودک بررسی شد. نتایج نشان داد پاسخگویی والدین نقش مهمی در بالا بردن رشد کودک دارد و در مقابل انتقاد والدین، بی نظمی رفتاری و هیجانی در کودکان، در نتیجه مشکلات رفتاری جدیتر را، افزایش میدهد.
تاگارت و همکاران[۱۵۲] (۲۰۱۰) در پژوهشی با عنوان وقایع زندگی، عوامل فردی و خانوادگی و شرایط اجتماعی-اقتصادی کودکان مرتبط با کودکان کمتوان ذهنی و مشکلات رفتاری در این کودکان انجام دادند. نتایج نشان داد که متغیرهایهای جمعیتشناختی، یکی از شاخصهای مهم پیشبینی کننده مشکلات رفتاری در افراد کمتوان ذهنی میباشد. همچنین محرومیتهای اجتماعی با مشکلات رفتاری مرتبط بود. متغیرهای جمعیتشناختی شامل اشتغال و سطح تحصیلات والدین، تعداد اعضای خانواده، ترکیب و عملکرد خانواده و سلامت روانی والدین، بود. والدین این کودکان اغلب اشتغال مناسبی ندارند، از سطح تحصیلات پایینی برخوردارند و مشکلات سلامت روان بیشتری نسبت به والدین کودکان بدون کمتوان ذهنی دارند و به احتمال بیشتری به سوءمصرف الکل و مواد مخدر، مبتلا هستند. همچنین این کودکان به احتمال بیشتری نسبت به کودکان بدون کمتوانی ذهنی اختلال سلوک، اختلال رشدی فراگیر، اختلال اضطرابی، خودآزاری، تشنج و رفتارهای قانونشکنی، دارند و هیچ تفاوت معناداری از لحظ جنسیت مشاهده نشد.
بیکر و همکاران[۱۵۳] (۲۰۱۱) پژوهشی با عنوان تغییر در انتقاد مادری و مشکلات رفتاری در کودکان مبتلا به طیف اتیسم و کودکان با ناتوانی رشدی انجام دادند. در این مطالعه خانوادهها در یک دوره ۷ ساله برای بررسی رابطه بین انتقاد و مشکلات رفتاری تا پایان دوره، دنبال شدند. یافتهها نشان داد تغییر در انتقاد، تغییر در مشکلات رفتاری را پیشبینی میکند. در طول دوره ۷ ساله، انتقاد مادر به دلیل مراقبت طولانی مدت از کودکان با کمتوانی ذهنی و در نتیجه خستگی و فرسوده شدن مادر، افزایش یافت و منجر به افزایش مشکلات رفتاری در دختران و پسران شد. مشکلات رفتاری شامل آسیب به خود، رفتارهای غیر معمول و تکراری، انزوا و بیتوجهی، تعرض اجتماعی، عدم همکاری، آسیب به دیگران و تخریب اموال بود.
لانکاستر و همکاران[۱۵۴] (۲۰۱۴) پژوهشی با عنوان اسنادها، انتقاد و گرمی در مادران کودکان مبتلا به کمتوانی ذهنی و رفتار چالشانگیز انجام دادند. در این مطالعه از ۲۷ مادر کودک مبتلا به کمتوانی ذهنی در مورد مشکلات رفتاری کودکشان مصاحبه به عمل آمد. نتایج نشان داد که مادران معممولاً اسنادهایی درونی برای کودک، قابل کنترل به وسیله کودک و پایدار و منحصر به کودک برای علت مشکلات رفتاری کودکشان ساختند و این اسنادها با انتقاد مادری بالا و گرمی کم وی مرتبط بود.
ریجمونه و همکاران[۱۵۵] (۲۰۱۲) پژوهشی با عنوان مشکلات رفتاری در کودکان مبتلا به کم‌توانی ذهنی و مشکلات حرکتی انجام دادند. در این پژوهش ۱۰۱کودک با کمتوانی ذهنی شرکت کردند. بر اساس گزارش والدین ۲۸ درصد کودکان با ناتوانی حرکتی، مشکلات اضطرابی داشتند و هیچ تفاوت معناداری بین دختران و پسران مشاهده نشد. مشکلات رفتاری که در این مطالعه گزارش شد شامل اختلال ارتباط اجتماعی، مشکلات توجه، اضطراب و نقص توجه-بیش‌فعالی میباشد. نتایج نشان داد عدم تعامل مناسب و درگیری در روابط مادر-کودک با مشکلات رفتاری ارتباط معناداری داشت و تعارض در روابط مادر-کودک به دلیل تعارض در روابط زناشویی بود.
گرین و بیکر[۱۵۶] (۲۰۱۱) پژوهشی با عنوان ابراز هیجان مثبت والدین پیشبینی کنده شایستگی اجتماعی در کودکان با و بدون کمتوانی ذهنی، انجام دادند. در این پژوهش ۱۸۰ خانواده کودکان با کمتوانی ذهنی و کودکان بدون کمتوانی ذهنی شرکت داشتند. عاطفه مثبت و منفی والدین از طریق تعاملات طبیعی در خانه و مهارتهای اجتماعی کودک با استفاده از گزارش مادر اندازه‌گیری شدند. نتایج نشان داد مادران برخلاف پدران عاطفه مثبت کمتر و عاطفه منفی بیشتر نسبت به کودکان با کمتوان ذهنی، ابراز کردند. احساسات مثبت مادر و نه پدر، مهارتهای اجتماعی بالاتری را پیشبینی میکرد. کودکان مبتلا به کمتوانی ذهنی در چهار حوزه همکاری، ابراز وجود، مسئولیتپذیری و خودکنترلی مهارت پایینتری نشان دادند.
بادر و همکاران[۱۵۷] (۲۰۱۵) در پژوهشی با عنوان رابطه بین هیجانات ابراز شده والدین و رفتارهای بروننمود در کودکان مبتلا به طیف اتیسم انجام دادند. نتایج نشان داد که هیجانات ابراز شده بیش از اندازه والدین مثل انتقاد و خصومت، از عوامل خانوادگی پیشبینی کننده مشکلات رفتاری در کودکان مبتلا به اتیسم و کودکان با کمتوانی ذهنی میباشد. تنیدگی والدین وشیوههای فرزندپروری متغیر محیطی هستند که با مشکلات رفتاری در کودکان مبتلا به اتیسم مرتبط شدهاند. تاخیر در توانایی اجتماعی شدن کودک با تنیدگی والدین مرتبط است. همچنین نتایج نشان داد مداخلاتی که با خانوادههای با ابراز هیجانات بالا صورت گرفت، به طور ویژه انتقاد و خصومت و در نتیجه میزان عود مشکلات رفتاری را،کاهش داد.
ارسموند و همکاران[۱۵۸] (۲۰۰۶) پژوهشی با عنوان کیفیت رابطه مادر-کودک میان جوانان مبتلا به اتیسم انجام دادند. در این مطالعه روابط مادر-کودک در خانوادههای ۲۰۲ نوجوان مبتلا به اتیسم در خانه و ارتباط آن با مزایا و آسیبهای مراقبت بررسی شد. نتایج نشان داد که رفتارهای ناسازگارانه شدیدتر در پسران و دختران با عاطفه مثبت و گرمی کمتر، انتقاد بیشتر مادر و آسیبهای مراقبتی بیشتر مرتبط بود. در جمعیت عمومی، افزایش شباهتهای تجربیات زندگی، رابطه مادر-کودک را توسعه میدهد و باعث ارتقا بلوغ اجتماعی و افزایش روابط متقابل اجتماعی میشود و در جمعیت کودکان مبتلا به طیف اتیسم به دلیل شرایط خاص و متفاوت آنها، اغلب روابط مادر-کودک خدشهدار میشود و باعث آسیبهای مراقبتی میشود. زحمت مراقبتی بیشتر با سلامتی ضعیفتر در کودکان با کمتوانی ذهنی مرتبط است. رفتارهای ناسازگارانه در کودکان مبتلا به کمتوانی ذهنی باعث فرسوده شدن رابطه مادر-کودک میشود. و در نتیجه بر احساسات مادر درباره تجارب مراقبت اثر میگذارد. همچنین وضعیت مادر، بدبینی مادر و عزت نفس وی بر روابط مادر-کودک و تجارب مراقبتی اثر میگذارد. هنگامی که مادران سطوح بالاتری از عزت نفس و سطوح پایین بدبینی داشتند، کیفیت روابط بهتر و رفتارهای ناسازگارانه کمتر شدید پیشبینی شد.
تانسن و همکاران[۱۵۹] (۲۰۱۴) پژوهشی با عنوان پیشبینی کنندههای مادری از خطر اضطراب در پسران مبتلا به سندرم ایکس شکننده انجام دادند. این کودکان نرخ بالایی از اختلال اضطرابی حدود، ۶۵ تا ۸۳ درصد از معیارهای تشخیصی DSM-5 را داشتند. نتایج نشان داد که که عاطفه منفی و خوشبینی پایین تر مادر با شدت علائم اضطراب در این کودکان مرتبط است. اضطراب و عاطفه منفی و گرمی کم مادر، پاسخهای ضعیفتر کودک به درمان اضطراب، را پیشبینی میکند. نتایج مداخلاتی که با خانوادههای این کودکان صورت گرفت، نشان داد که والدین می‌توانند با حمایتهای مناسب به طور موفقیتآمیزی، اضطراب کودک را کاهش دهند. سلامتی و رفاه مادر، همچنین برای اطمینان از تاثیر درمان لازم است.
امرسون (۲۰۰۳) پژوهشی با عنوان تاثیر شرایط اجتماعی-اقتصادی و وضعیت سلامت روان مادران کودکان با کمتوانی ذهنی بر ارزیابی مشکلات رفتاری کودک انجام دادند. نتایج نشان داد که خانوادههایی که دارای کودک کمتوان ذهنی هستند نسبت به خانوادههای دارای کودک بدون کمتوان ذهنی، محرومیت اجتماعی قابل توجهی دارند. مشکلات کودکان با کمتوانی ذهنی، اثرات روانشناختی و اجتماعی زیادی به همراه دارد که منجر به نتایج روانشناختی ضعیفتر برای مادران خواهد شد و مشکلات رفتاری- عاطفی کودک به طور قابل توجهی با تنیدگی روانشناختی مادر مرتبط است. همچنین نشان داده شد که تنیدگی مادر و مشکلات رفتاری-عاطفی کودک، توسط شرایط اجتماعی-اقتصادی تعدیل میشود. به این صورت که بهبود شرایط اجتماعی-اقتصادی موجب کاهش اثرات روانشناختی و اجتماعی و کاهش تنیدگی مادر و در نتیجه روابط خوب مادر-کودک میشود و این به نوبه خود مشکلات رفتاری کودک را کاهش خواهد داد.
۲-۳-۵- نتیجهگیری از تحقیقات پیشین
پژوهشهای انجام شده نشان میدهند که مشکلات رفتاری در میان کودکان کمتوان ذهنی شایع است. معلمان نسبت به والدین شیوع اختلال رفتاری را بیشتر گزارش میدهند. شیوع اختلالهای رفتاری در کودکان کمتوان ذهنی نسبت به جمعیّت عادی بیشتر است. به همین دلیل آنها نمیتوانند ارتباط مناسبی با دیگران برقرار کنند و اغلب از سوی همسالان طرد می‌شوند. رفتار و نوع ارتباط والدین نقش مهمی در بروز مشکلات رفتاری در کودکان با کمتوان ذهنی دارد. والدین کودکان با کمتوانی ذهنی، اغلب ارتباطشان با کودک با نزدیکی کمتر و بیشتر به صورت جنگ و دعوا و تعارض است. در واقع روابط نزدیکتر با سطوح پایینتر مشکلات رفتاری همراه است. بنابراین کودکان با کمتوانی ذهنی مشکلات رفتاری بیشتری را نشان می‌دهند. همچنین بررسیها نشان میدهند که همدلی به برقراری ارتباط مناسب بین افراد کمک میکند و بین همدلی مادران و مشکلات رفتاری کودکان یک ارتباط دو سویه برقرار است. سطوح بالای همدلی مادر منجر به استفاده از شیوههای فرزندپروری میشود که کودک را به دیدگاهگیری تشویق میکند و این امر به نوبه خود منجر به توسعه مهارت همدلی کودک، پیشبینی رفتار جامعهپسند و کاهش مشکلات رفتاری میشود. از طرفی نشانههای آسیب‌شناسی روانی از جمله مشکلات رفتاری-عاطفی در کودکان باعث کاهش همدلی مادر و افزایش اضطراب او میشود. بر طبق بررسیهایی که در دسترس پژوهشگر بود، پژوهشی که رابطه بین همدلی مادران و مشکلات رفتاری دانشآموزان با کمتوانی ذهنی را نشان دهد، مشاهده نشد. بنابراین جهت کمک به پیشبرد علم در این زمینه ضرورت دارد گامی هر چند کوچک در راستای رسیدن به این هدف برداشته شود.
فصل سوم
روش پژوهش
در این فصل به مباحث مربوط به جامعه آماری، گروه نمونه و روش نمونهگیری، ابزارهای پژوهش و روایی و پایایی آنها، روش اجرا و طرح آماری مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل داده‌‌ها پرداخته میشود.
۳-۱- طرح پژوهش
پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای توصیفیـهمبستگی بود که در آن پیشبینی مشکلات رفتاری دانشآموزان کمتوان ذهنی بر اساس همدلی مادران مورد بررسی قرار گرفت.
۳-۳- متغیرهای پژوهش
متغیّرهای پژوهش عبارت بودند از همدلی و مشکلات رفتاریـعاطفی. درپژوهش حاضر همدلی مادران با دانشآموزان کمتوان ذهنی به عنوان متغیّر پیشبین و مشکلات رفتاریـعاطفی دانش‌آموزان با کمتوان ذهنی به عنوان متغیّر ملاک مورد بررسی قرار گرفت.
۳-۳- جامعه آماری
جامعه آماری در این پژوهش مشتمل بر همه دانشآموزان کمتوان ذهنی بودند که در مقطع ابتدایی مدارس کمتوان ذهنی شهر شیراز در سال تحصیلی ۹۴-۱۳۹۳ به تحصیل اشتغال داشتند.
۳-۴- نمونه و روش نمونهگیری
گروه نمونه این پژوهش مشتمل بر۱۲۰ نفر (۵۵ دختر و ۶۵ پسر) از دانشآموزان کمتوان ذهنی مقطع ابتدایی شهرستان شیراز بودند که به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. بدینصورت که از نواحی چهارگانه آموزش و پرورش شهر شیراز دو ناحیه به تصادف انتخاب شد و از آن ناحیه نیز دو مدرسه پسرانه و دو مدرسه دخترانه به تصادف انتخاب شدند و در هر مورد همه دانشآموزان مورد بررسی و مطالعه قرار گرفتند. جدول ۳-۱ بیانگر ویژگیهای دانش‌آموزان کمتوان ذهنی با توجه به جنسیت، تعداد و درصد میباشد.
جدول ۳-۱- جنسیت، تعداد و درصد دانشآموزان با کمتوانی ذهنی

یک مطلب دیگر:   بررسی رابطه ی بین مؤلفه های دینی با تفکر انتقادی در بین ...

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

جنسیت تعداد درصد
دختر ۵۵