نوامبر 24, 2020

سامانه پژوهشی – پیش بینی مشکلات رفتاری ـ عاطفی در کودکان کم توان ذهنی بر اساس همدلی مادران …

1 min read

در جایی دیگر میخوانیم که اولین رجوع به تاریخ کمتوان کمتوانی ذهنی به پاپیروس مصر در سال ۱۵۵۲ قبل از میلاد بر میگردد. یونانیان باستان و رومیها احساس میکردند که کودکان با کمتوان ذهنی متولد میشوند، زیرا خدایان خشمگین شده بودند. اغلب کودکان با کمتوانی ذهنی شدید به جای رشدکردن مجاز به مرگ بودند. قبل از قرن هیجدهم جوامع در چگونگی و مفهوم سازی کمتوان ذهنی تفاوت داشتند. افراد با عقبماندگی ذهنی خفیف از لحاظ اجتماعی افراد شایستهای بودند، شناسایی نمیشدند و درمان خاصی نیز دریافت نمی‌کردند و کسانی که مشکلات شدیدتری داشتند مراقبتهایی از خانوادههایشان یا در صومعه دریافت میکردند ( بیرن-اسمیت وهمکاران[۸۰]، ۲۰۰۶ و هریس[۸۱]، ۲۰۰۶). اولین برنامه نظام دار و مستند از مداخله کودکان معلول ذهنی در سال ۱۷۹۹ در فرانسه ارائه شد. بعد از انقلاب کبیر فرانسه و صنعتیشدن دولتها بحث از برابری حقوق بشر بنا نهاده شد و تعلیم و تربیت برای کسانی که به سن تحصیل رسیده بودند، قرار داده شد. در قرن نوزدهم ایتارد اقدام به تربیت یک کودک وحشی نمود. روشهای تربیتی وی در این مورد خیلی موثر واقع نشد ولی این خود شروعی تازه برای پیدایش روشهای جدید آموزشی و تربیتی برای کودان عقبمانده ذهنی گردید ژان مارک ایتارد یک برنامه مبتنی بر مهارت برای یک کودک وحشی را توسعه داد. ده سال بعد سگن شاگرد ایتارد کتابی به نام درمان اخلاقی، بهداشت و آموزش کودکان عقبمانده نوشت و در این کتاب روش «حواس حرکتی» در آموزش کر و لالها به کار برد. همچنین به روش استادش یک برنامه آموزش منظم به نام آموزش فیزیولوژیکی و اخلاقی در بیمارستان سالپیتر فرانسه ارائه داد (بیرن-اسمیت و همکاران، ۲۰۰۶). کارهای سگن باعث شد که ماریا مونته سوری از ایتالیا به آموزش و پرورش کودکان عقبمانده ذهنی و کودکان کودکستانی بپردازد. در نهایت در قرن بیستم بود که عقبماندگیهایی که به علت اختلالهای متابولیکی، نقصهای کروموزومی، بیماریهای مادرزادی در دوران بارداری و عوارض زایمان و غیره در کودکان ایجاد میشوند، کشف شدند و راه برای پژوهش و درمان این افراد فراهم شد (دوست‌دار، ۱۳۸۸).
۲-۱-۸-۲- تعریف کمتوانی ذهنی
تا سال ۱۹۵۰ میلادی تعریف کمتوانی ذهنی بر اساس هوشبهر انجام میشد، اما به مرور زمان متخصّصان به این نتیجه رسیدندکه این تعریف کامل نیست و بیش از درمان و آموزش بر مراقبت روزمرّه و نگهداری تاکید میکند. در سالهای اخیر مفهوم مهارتهای سازشی نقش مهمی در تعریف و طبقهبندی افراد کمتوان ذهنی ایفا میکند (هاردمن و همکاران، ۲۰۰۲؛ ترجمه علیزاده و همکاران، ۱۳۸۸).
۲-۱-۸-۲-۱- تعریف انجمن عقبماندگی ذهنی آمریکا (۱۹۹۲)
کمتوانی ذهنی به عنوان محدودیتی اساسی در عملکردهای فعلی فرد مربوط میشود که با عملکرد هوشی به طور معناداری پایینتر از میانگین، همراه با محدودیتهایی در دو یا چند حیطه از مهارتهای سازشی عملکردی مانند ارتباطات، سلامت و مراقبت از خود، زندگی در خانه، هدایت خود، مهارتهای تحصیلی کاربردی، مهارتهای اجتماعی، سرگرمی و کار، قبل از ۱۸ سالگی خود را نشان میدهد (اصطلاحشناسی و طبقهبندی انجمن ذهنی آمریکا، ۱۹۹۲). این تعریف بر اساس چارچوب مفهومی زیر میباشد. پنج عامل زیر در عملکرد انسان تاثیر می‌گذارند و حمایتها به عنوان میانجی بین عملکرد فرد و ابعاد چند بعدی کمتوانی ذهنی نقش دارد. ا- تواناییهای ذهنی ۲- رفتار سازشی ۳- سلامتی ۴- بافت و ۵- مشارکت، تعامل و نقشهای اجتماعی (کمیته ADHOC، اصطلاحشناسی و طبقهبندی انجمن عقبماندگی ذهنی آمریکا[۸۲]، ۲۰۱۰).
۲-۱-۸-۲-۲- تعریف سازمان بهداشت جهانی
کمتوانی ذهنی اختلالی است که به دلیل وجود نقص ذهنی یا توقف رشد ذهن ، عمدتاً در بدتر شدن عملکرد عینی یا محسوس در هر مرحله از رشد و سطوح کلی هوش از قبیل، شناخت، زبان، حرکت و عملکرد اجتماعی نقش دارد. در این ناهنجاری، سازگاری با محیط همیشه تحت تاثیر قرار میگیرد. نمره سطوح رشد ذهنی باید بر اساس همه اطلاعات موجود از جمله نشانه‌های بالینی، رفتار انطباقی در محیط فرهنگی و یافتههای روانسنجی تعیین شود (سازمان بهداشت جهانی[۸۳] به نقل از کاتز و لازکانو-پونس[۸۴]، ۲۰۰۸).
۲-۱-۸-۲-۳- تعریف کمتوانی ذهنی از دیدگاه مارک[۸۵]
این تعریف با محدودیت در ناتوانی هوشی ورفتار انطباقی مشخص می شود که به صورت مهارت های مفهومی ، اجتماعی وعملی بیان می گردد. این ناتوانی در سنین زیر ۱۸ سال خ می دهد. پنج فرض زیر برای کابرد این تعریف ضروری است:
۱- محدودیت ها در کارکرد کنونی باید در قلمرو محیط های اجتماعی معمول همسالان وفرهنگ رخ دهد.
۲- ارزیابی معتبر باید پراکندگی فرهنگی و زبانی، تفاوت های موجود در ارتباطات وعوامل حسی وحرکتی و رفتاری را مورد توجه قرار دهد.
۳- در یک فرد محدودیت های همراه با دیگر توانمندی ها وجود دارد .
۴- یک هدف مهم در توصیف محدودیت ها ،توسعه نیمرخ حمایتهای مورد نیاز است .
۵- با ارائه حمایت های مناسب در طول یک دوره معین ، کارکرد زندگی فرد با عقب ماندگی ذهنی به طور کل بهبود خواهد یافت (مارک، ۲۰۰۹).
۲-۱-۸-۲-۴- تعریف انجمن روانپزشکی آمریکا
ناتوانی ذهنی شامل آسیب تواناییهای ذهنی کلی که تحت تاثیر عملکرد انطباقی در سه حوزه است. این حوزهها تعیین میکنند که چگونه یک فرد به خوبی از عهده کارهای روزمره برمیآید.
حوزه مفهومی شامل مهارت در زبان، خواندن، نوشتن، ریاضیات، استدلال، دانش و حافظه است. حوزه مفهومی اشاره به همدلی، قضاوت اجتماعی، مهارتهای ارتباط بین فردی، توانایی ایجاد و حفظ دوستی و تواناییهای مشابه. حوزه عملکردی شامل مراقبتهای شخصی، مسئولیت شغلی، مدیریت پول، تفریح و سرگرمی و سازماندهی وظایف کاری و تکالیف مدرسه. این علائم باید در طول دوره رشد، قبل از سن ۱۸ سالگی رخ دهد. این اختلال مزمن در نظر گرفته میشود و اغلب با شرایط روانی دیگر از جمله افسردگی، اختلال نقص توجه-بیش فعالی و اختلالات طیف اتیسم اتفاق میافتد ( انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۱۳).
۲-۱-۸-۲-۵- تعریفی که اخیراً مورد توجه اکثر متخصصین قرار گرفته است تعریفی
است که انجمن کمتوان ذهنی و رشدی[۸۶] آمریکا در سال۲۰۱۴ ارائه کرده است و بر سه مفهوم تاکید دارد:

یک مطلب دیگر:   موضوع بررسی مقایسه ای نقش نخبگان سیاسی در جهت گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ...

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

  1. محدودیتهای چشمگیر در کارکرد هوشی (یادگیری، حل مسأله و استدلال)
  2. تاکید بر رفتارهای انطباقی (مهارتهای مفهومی، اجتماعی و عملی)
  3. بروز نشانهها قبل از ۱۸ سالگی

در این تعریف تاکید میشود که عوامل دیگر از جمله محیط جامعه، همسالان و فرهنگ فرد در نظر گرفته شود. متخصصان همچنین باید تنوع زبانی و تفاوتهای فرهنگی در شیوه ارتباط افراد و نوع رفتار آنها را در نظر بگیرند.
۲-۱-۹- ویژگیهای کمتوانی ذهنی
کمتوانی ذهنی به ندرت، یک وضعیت محدود به زمان است. اگر چه برخی از کودکان کمتوان ذهنی پیشرفت فوقالعادهای در مهارتهای انطباقی پیدا میکنند، اغلب در سرتاسر عمرشان تحت تاثیر معلولیت ذهنی هستند (برنهیمر و همکاران[۸۷]، ۲۰۰۶). بسیاری از کودکان با معلولیت خفیف تا زمانی که وارد مدرسه نشوند و برخی دیگر تا زمانی که به کلاس دوم و سوم نرسند، قابل شناسایی نیستند. اغلب دانشآموزان با کمتوانی ذهنی خفیف تا سطح کلاس ششم می‌توانند مهارتهای زندگی روزانه، تحصیلی و حرفهای را یاد بگیرند، همچنین از خودشان به طور مستقل یا نیمه مستقل در جامعه حمایت کنند. کودکان با کمتوانی ذهنی متوسط تاخیر قابل توجهی در رشدشان، سالهای پیش از مدرسه نشان میدهند. همان طوری که آنها بزرگتر میشوند، به طور کلی تفاوت در رشد ذهنی و عملکرد سازشی در بین کودکان کمتوان ذهنی و همسالان عادیشان، نیز افزایش پیدا میکند. افراد با کمتوان ذهنی متوسط به احتمال بیشتری نسبت به افراد با کمتوانی ذهنی خفیف به مشکلات رفتاری و سلامتی مبتلا هستند. افراد مبتلا به معلولیت ذهنی شدید و عمیق، تقریباً همیشه هنگام تولد یا مدت کوتاهی پس از تولد تشخیص داده میشوند. سیستم اعصاب مرکزی بسیاری از این نوزادان آسیب قابل توجهی می‌بیند (هیکوا و همکاران[۸۸]، ۲۰۰۵).
۲-۱-۹-۱-تاخیر زبان
یکی از اولین علایم کمتوانی ذهنی تاخیر زبان از جمله زبان بیانی و زبان دریافتی میباشد. مثلا کودکی که تا دوازده ماهگی هیچ کلمهای مانند ماما/دادا و تا دو سالگی هیچ عبارت دو کلمهای را بیان نکند، میتواند علائمی از کمتوانی ذهنی باشد. به طور کلی مراحل رشد زبان در افراد عقبمانده ذهنی مانند افراد معمولی است، اما رشد زبان در آنها دیرتر شروع میشود، با سرعت کمتری رشد میکند و در سطوح پایینتری، متوقف میشود (وارن و یودر[۸۹]، ۱۹۹۷).
۲-۱-۹-۲- عملکرد شناختی
نقایص در عملکرد شناختی و ویژگیهای یادگیری افراد با کمتوانی ذهنی شامل حافظه ضعیف، سرعت یادگیری پایین، مشکلات توجه، مشکل تعمیمدهی آنچه که آموختهاند و فقدان انگیزه میباشد.
۲-۱-۹-۲-۱- حافظه
دانشآموزان کمتوان ذهنی در به خاطر سپردن اطلاعات مشکل دارند. همانطور که انتظار می‌رود، اختلال شناختی شدیدتر منجر به مشکلات حافظه بیشتر میشود. حافظه کوتاه مدت یا حافظه کاری قادر به یادآوری و استفاده از اطلاعاتی است که فقط چند ثانیه الی دو ساعت پیشتر با آن مواجه شده است. برای مثال به خاطر سپردن توالی خاص وظایف شغلی که یک کارفرما چند دقیقه قبلتر بیان کرده است. دانشآموزان کمتوان ذهنی در حفظ کردن اطلاعات در حافظه کوتاه مدت دچار مشکل هستند (هنری[۹۰]، ۲۰۰۸). برخی از تحقیقات اخیر بر آموزش راهبردهای فراشناختی یا کنترل اجرایی از قبیل تمرین و سازماندهی اطلاعات یک مجموعه، به دانشآموزان کمتوان ذهنی، که بسیاری از کودکان عادی آن را به طور طبیعی انجام میدهند، تمرکز کردهاند. دانشآموزان کمتوان ذهنی نمیتوانند از این راهبردها به طور خود به خودی استفاده کنند؛ اما میتوان این کار را به آنها آموخت و و با آموزش این راهبردها، عملکردشان در انجام وظایف مربوط به حافظه و حل مساله بهبود خواهد یافت (مریل[۹۱]، ۲۰۰۵).
۲-۱- ۹-۲-۲- سرعت یادگیری
سرعت کسب مهارتها و دانش جدید در دانشآموزان با کمتوانی ذهنی از همسالان عادیشان پایینتر است. از آنجا که دانشآموزان با کمتوانی ذهنی آهستهتر یاد میگیرند، برخی از مربیان معتقدند که آموزش باید آهسته و مطابق با سرعت یادگیری دانشآموزان باشد. با وجود این، تحقیقات نشان دادهاند دانشآموزان کمتوان ذهنی مانند همه یادگیرندگان از فرصتها برای سریعتر سود میبرند (جولیوت و همکاران[۹۲]،۲۰۰۶).
۲-۱-۹-۲-۳-توجه
یادگیرندگان کارآمد به ویژگیهای شاخص یک تکلیف توجه میکنند (مثلا توجه به طرح کلی اشکال هندسی به جای ابعادی مانند رنگ یا موقیتشان در صفحه). دانشآموزان کمتوان ذهنی نسبت به همسالان عادیشان معمولاً کمتر به ویژگیهای شاخص یک تکلیف توجه میکنند و در در عوض توجهشان به سمت محرکهای بی ربط منحرف میشود (کارلین و همکاران[۹۳]، ۲۰۰۷). این مشکلات توجه در این دانشآموزان در کسب در کسب کردن، به خاطر سپردن و تعمیم دانش و مهارتهای جدید نقش دارد. طراحی آموزشی موثر برای دانشآموزان با کمتوانی ذهنی باید به طور سیستماتیک ابعاد مهم محرک را برجسته و همچنین حضور و اثرات محرک منحرف را کنترل کند. پس از ابتدا معلم باید توجه دانشآموز را به ویژگیهای شاخص یک تکلیف ساده جلب کند و پاسخهای درست را تقویت و به تدریج پیچیدگی و سختی کار را افزایش دهد. در این صورت توجه انتخابی و پایدار دانشآموز بهبود خواهد یافت (هاگونین[۹۴]، ۲۰۰۰).

یک مطلب دیگر:   بررسی رابطه ی بین مؤلفه های دینی با تفکر انتقادی در بین ...

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.