نوامبر 24, 2020

پیش بینی مشکلات رفتاری ـ عاطفی در کودکان کم توان ذهنی بر …

1 min read

۲-۱- ۹-۲-۴- تعمیم و نگهداری
بسیاری از دانشآموزان با کمتوانی ذهنی، در استفاده از مهارتها و دانش جدیدشان در بافتها یا موقعیتهایی که متفاوت از بافتی است که انها اولین بار این مهارتها را آموختهاند. چنین انتقال یا تعمیمپذیری برای کودکان عادی، بدون برنامهنویسی صریح، اتفاق میافتد؛ اما در دانشآموزان با کمتوانی ذهنی بدون برنامهنویسی خاص این اتفاق صورت نمیگیرد. یکی از مهمترین و چالش برانگیزترین بخشهای تحقیقات معاصر در آموزش و پرورش ویژه، پژوهش در زمینه راهبردها و فنون ترویج، نگهداری و تعمیمپذیری دانش توسط دانشآموزان با کمتوانی ذهنی است (کوپر و همکاران[۹۵]، ۲۰۰۷).
۲-۱-۹-۲-۵- انگیزه
برخی از دانشآموزان با کمتوانی ذهنی عدم علاقه به یادگیری یا تکالیف حل مساله نشان می‌دهندبرخی دیگر دچار درماندگی آموخته شده هستند؛ به این معنی که بر اساس تجربه شکست، بدون در نظر گرفتن تلاشهایشان، انتظار شکست دارند و برای به حداقل رساندن یا جبران شکست، فرد انتظارات بسیار پایین از خود دارد و تلاشش کم است (فیدلر و همکاران[۹۶]، ۲۰۰۵). برخی از افراد کمتوان ذهنی هنگامی که با یک مساله یا تکلیف دشوار مواجه میشوند، به سرعت دست از کار میکشند و منتظر میمانند تا دیگران به آنها کمک کنند. فقدان انگیزه به جای اینکه یک ویژگی ذاتی باشد، ممکن است محصول شکستهای مکرر و همچنین وابستگی به دیگران باشد. پس از تجربه موفقیت، دانشآموزان با کمتوانی ذهنی، از لحاظ جهتگیری بیرونی تفاوتی با افراد بدون کمتوان ذهنی ندارند. در حال حاضر آموزش مهارت‌های خودتعیینی به دانشآموزان کمتوان ذهنی تاکید میشود. خودتععینی به دانش‌آموزان کمک میکند به جای تکیه بر دیگران، خود حلکننده مسائلشان باشند (فاولر و همکاران[۹۷]،۲۰۰۷).
۲-۱-۹-۳- رفتار سازشی
کودکان معلول نقایص قابل توجهی در رفتار سازشی دارند. این محدودیتها اشکال زیادی دارد و ممکن است در سرتاسر حوزههای عملکردی رخ دهد. محدودیتها شامل مهارتهای خودمراقبتی، روابط اجتماعی، و همچنین فزونی رفتار که از ویژگیهای رایج کمتوان ذهنی هستند، میباشد. (هیوارد، ۲۰۱۲).
خود مراقبتی و مهارتهای زندگی روزمره: افراد مبتلا به کمتوای ذهنی که به حمایتهای گسترده نیاز دارند، اغلب باید مهارتهای خودمراقبتی مثل لباس پوشیدن، غذا خوردن، توالت رفتن و رعایت مسائل بهداشتی به آنها آموزش داده شود. اغلب افراد مبتلا به کمتوانی ذهنی خفیف یاد میگیرند که نیازهای اولیه و اساسیشان را خودشان برآورده کنند، اما آنها از آموزش مهارتهای خودمدیریتی برای رسیدن به سطوح عملکرد لازم برای داشتن زندگی مستقل و اشتغال موفق، سود میبرند. (گورانلیک و همکاران[۹۸]، ۲۰۰۶).
۲-۱-۹-۳-۱- فزونی رفتار و رفتار چالشانگیز
نوزادان و کودکان نوپا که مبتلا به کمتوانی ذهنی هستند، نسبت به نوزادان و کودکان عادی به احتمال بیشتری مزاج دشوار، بیشفعالی، اختلال خواب و قولنج دارند. همچنین جوانان مبتلا به کمتوانی ذهنی خفیف نسبت به نوجوانان بدون کمتوانی ذهنی رفتار ضداجتماعی بیشتری نشان میدهند (دوما و همکاران[۹۹]، ۲۰۰۷). به طور کلی، اختلال ذهنی شدیدتر باعث بروز و شدت مشکلات رفتاری بالاتر است. خودکنترلی پایین، مشکل در انتقادپذیری، رفتارهای عجیب و غریب مانند پرخاشگری، خودآزاری، نقص توجه-بیشفعالی، اختلال خواب و رفتارهای کلیشهای در افراد با کمتوانی ذهنی نسبت به افراد بدون کمتوانی ذهنی بیشتر دیده میشود. برخی سندرمهای ژنتیکی مرتبط با کمتوانی ذهنی به رفتارهای غیر معمول و ناسازگارانه تمایل دارند. برای مثال کودکان مبتلا به سندرم پرادر-ویلی، اغلب رفتارهای خودآزاری، وسواس فکری-عملی و هرزهخواری از خود بروز میدهند (دیمیتروپولوس و همکاران[۱۰۰]، ۲۰۰۱). افراد مبتلا به کمتوانی ذهنی و دارای مشکلات روانی نیاز به حمایتهای سلامت روان دارند و به عنوان افراد با اختلال دوگانه در نظر گرفته میشوند. اطلاعات یک گزارش نشان داد که حدود ۱۰ درصد افراد کمتوان ذهنی، مشکلات سلامت روان داشتند. اگر چه دستورالعملهای جامع برای درمان مشکلات رفتاری و روانی افراد جامعه در دسترس است، تحقیقات بیشتری در مورد چگونگی بهترین حمایت در این جمعیت مورد نیاز است (هیوارد، ۲۰۰۶).
۲-۱-۹-۴- ویژگیهای مثبت
توصیفات عملکرد ذهنی و رفتار سازشی افراد با کمتوانی ذهنی روی محدودیتها و نقایص و یک تصویر از یک گروه یکپارچه از افرادی که که بیشتر ویژگیهای مهم آنها حول صفات نامطلوب میچرخد، تمرکز دارد. اما افراد با کمتوانی ذهنی یک گروه بزرگ و متفاوت، متشکل از افراد با شخصیتهای منحصر به فرد هستند. بسیاری از کودکان و بزرگسالان مبتلا به کم‌توانی ذهنی، در یادگیری سرسختی و کنجکاوی نشان میدهند، همچنین همراهی با دیگران و تاثیرات مثبت بر اطرافیان و دوستان خود دارند (بوئر[۱۰۱]، ۲۰۰۸؛ هیوارد، ۲۰۱۲).
۲-۱-۱۰- علل کمتوانی ذهنی
تعیین علت یا علل کمتوانی ذهنی اغلب یک فرایند دشوار است. افراد ممکن است به دلایل مختلفی، کمتوان باشند، اما اغلب علت آن ناشناخته است. انجمن کمتوان ذهنی و رشدی آمریکا در سال ۲۰۱۰، علل احتمالی کمتوانی ذهنی را بر اساس زمان تاثیر به عوامل قبل از تولد، هنگام تولد و بعد از تولد، طبقهبندی کرد.
۲-۱-۱۰-۱-علتهای پیش از تولد
عوامل پیش از تولد شامل اختلالات کروموزومی، خطاهای مادرزادی سوخت و ساز، اختلالهای رشدی تشکیل مغز و تاثیرات محیطی میباشد.
۲-۱-۱۰-۱-۱- اختلالات کروموزومی
حداقل ۷۵۰ نشانگان ژنتیکی به عنوان علل عقبماندگی ذهنی شناسایی شده است. برخی از مشهورترین این نشانگان داون، نشانگان ویلیامز و سندرم ایکس شکننده میباشد. نشانگان داون، نوعی نابهنجاری در جفت کروموزوم ۲۱ است. در تعداد زیادی از موارد نشانگان داون، جفت ۲۱ کروموزومها به جای یک جفت سه عدد است، که نشانگان ترایزومی ۲۱ نامیده می‌شود. با برآورد ۵ تا ۶ درصد از کل افراد عقبمانده ذهنی، نشانگان داون، رایجترین شکل عقب‌ماندگی ذهنی به شمار میآید. نشانگان داون با یک مجموعه خصوصیات جسمانی همراه است. خصوصیات رایج شامل: قد کوتاه، کشیدگی عضلانی، انعطاف زیاد مفصلها و موارد دیگر می‌باشد. اکثر این افراد در طبقه عقبماندگی ذهنی متوسط قرار میگیرند. بیرن-اسمیت، ۲۰۰۶؛ مارچ[۱۰۲]، ۲۰۰۹).
نشانگان ایکس شکننده: رایجترین علت ارثی عقبماندگی ذهنی است. عقبماندگی ذهنی ناشی از نشانگان ایکس شکننده در مردان دو برابر زنان رخ میدهد. این اختلال به کروموزوم ایکس در جفت بیست و سوم ارتباط دارد. جفت ۲۳ در مردان از یک کروموزوم x و یک کروموزوم y و در زنان از دو کروموزوم x تشکیل شده است. در افراد مبتلا قسمت انتهایی کروموزوم x دچار پیچش در سلولهای خونی شده است. سندرم ایکس شکننده در زنان کمتر رخ میدهد، زیرا آنها یک کروموزوم x دیگر دارند که در صورت آسیب دیدن یکی از کروموزومها ، آنها را مصون نگه میدارد (تیلور[۱۰۳] و همکاران، ۲۰۰۵). خصوصیات بدنی این افراد شامل سر بزرگ، گوشهای بزرگ و دراز، صورت دراز و باریک، پیشانی برجسته، دماغ پهن، چانه برجسته و چهارگوش، بیضههای بزرگ و غیره است. اگر چه این بیماری معمولاً منجر به عقبماندگی متوسط تا شدید میشود، اما اثرات آن تا حدی متغیر است. برخی از افراد کمتر نارساییهای شناختی شدید دارند و برخی به ویژه زنان هوشبهر طبیعی دارند (مییرز[۱۰۴]، ۲۰۰۷).
۲-۱-۱۰-۱-۲- خطاهای مادر زادی سوخت و ساز
نقایص ارثی در آنزیمهای مورد نیاز سوخت و ساز مواد پایه در بدن، از خطاهای مادرزادی سوخت و ساز مانند اسید آمینه، کربوهیدرات، ویتامینها یا عناصر کمینه ناشی میشود. یکی از متداولترین این نوع خطاها فنیل کتونوریا است. فنیل کتونوریا، ناتوانی بدن در تبدیل یک ماده متداول یعنی، فنیل آلانین به تیروزین است. در نتیجه تجمع فنیل آلانین منجر به رشد نابهنجار مغز میشود. این کودکان بلافاصله بعد از تولد در برنامه غذایی ویژه قرار داده میشوند که این امر از وقوع عقب ماندگی ذهنی جلوگیری میکند (چنون و همکاران[۱۰۵]، ۲۰۰۴). زمانی تصور میشد که رژیم غذایی را میتوان در اواسط کودکی قطع کرد. امروزه متخصصان توصیه میکنند که در مورد دو دسته از کودکان، رژیم غذایی به طور نامحدود باید ادامه یابد. ۱) کودکانی که با قطع رژیم غذایی، در خطر ابتلا به ناتواناییهای یادگیری یا دیگر مشکلات رفتاری قرار دارند. ۲) کودکانی که بیش از نود درصد کودکانی که از زنان مبتلا به فنیل کتونوریا که زمان طولانی در رژیم غذایی قرار نگرفتند، متولد میشوند، عقبماندگی ذهنی و همچنین نارسایی قلبی خواهند داشت (مارچ، ۲۰۰۸).
۲-۱-۱۰-۱-۳- تاثیرات محیطی
عوامل محیطی گوناگونی بر زنان باردار اثر گذاشته و در نتیجه رشد نوزاد را تحت تاثیر قرار میدهد. یک نمونه سوء تغذیه مادر است. اگر مادر رژیم غذایی سالمی نداشته باشد، رشد مغز جنین به خطر میافتد. عامل محیطی دیگر مصرف مواد آسیبزا از جمله کوکائین، هروئین، دخانیات و الکل است. مادرانی که در دوران بارداری الکل مصرف میکنند، کودکانشان به نشانگان جنین الکلی مبتلا خواهند شد. این کودکان با بدشکلیهای جسمانی مختلف و همچنین عقبماندگی ذهنی توصیف شدهاند ( داویدسون و مییرز[۱۰۶]، ۲۰۰۷؛ ایسمائیل و همکاران[۱۰۷]، ۲۰۰۹). قرار گرفتن مادر در معرض اشعه ایکس در دوران بارداری اثرات زیانباری دارد. عفونت در مادران باردار میتواند بر رشد جنین تاثیر بگذارد و موجب عقبماندگی ذهنی شود. به عنوان مثال سرخچه علاوه بر اینکه موجب نابینایی میشود، میتواند به عقب ماندگی ذهنی نیز منجر شود.
۲-۱-۱۰-۲- عوامل هنگام تولد
ممکن است در طول زایمان مشکلاتی مشکلاتی به وجود بیاید که به آسیب مغزی و عقب‌ماندگی ذهنی نوزاد منجر شود. برای مثال اگر کودک به طور مناسبی در درون رحم قرار نگیرد، ممکن است به آسیب مغزی در طول زایمان منجر شود (هیوارد، ۲۰۱۲). بی اکسیژنی نیز برخی اوقات بر اثر مشکلاتی که در طول زایمان بوجود میآید، اتفاق میافتد و آسیبهای زیادی دارد.. کم وزنی میتواند به مشکلات رفتاری و پزشکی متعددی مثل عقبماندگی ذهنی منجر شود. عفونتهایی مثل سیفلیس و تب خال ساده میتوانند در طول تولد بچه از مادر به کودک سرایت کنند. این بیماریهای مراقبتی به طور بالقوه میتوانند به عقبماندگی ذهنی منجر شوند (گارجیلو، ۲۰۱۲).
۲-۱-۱۰-۳- عوامل پس از تولد
برخی از علتهای عقبماندگی پس از تولد دو دستهاند: آنهایی که ماهیت زیستی دارند و آنهایی که ماهیت روانی-اجتماعی دارند.
۲-۱-۱۰-۳-۱- علتهای زیستی پس از تولد
علتهای زیستی پس از تولد میتواند شامل آسیب مغزی ضربهای، عفونتها، سوءتغذیه و مسمومیت باشد. آسیب مغزی به آسیبهای که بر اثر تصادف با وسایل نقلیه، ضربه به سر، سقوط از ارتفاع یا تکانهای شدید ناشی میشود، اشاره دارد. مننزیت و آنسفالیت، عفونتهایی هستند که ممکن است به عقبماندگی ذهنی منجر شود. مننژیت، عفونت پرده مغز است که بر اثر عوامل ویروسی و باکتریایی به وجود میآید. آنسفالیت هم عفونت مغزی است که هوش را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد و اغلب اوقات منجر به عقبماندگی ذهنی میشوند. یکی از سمومی که با عقبماندگی ذهنی مرتبط میباشد، سرب است. تاثیرات مسمومیت با سرب در کودکان متغیر است. سطوح بالا میتواند منجر به مرگ شود (غباریبناب و خانزاده فیروزجاه، ۱۳۸۸).
۲-۱-۱۰-۳-۲- علتهای روانی-اجتماعی پس از تولد
کودکانی که در اوضاع و احوال محیطی فقیر پرورش مییابند و فرصت کمی برای رشد زبان دارند، همچنین کودکانی که دچار سوءاستفادههای شدید، غفلت و محرومیت مزمن حسی و اجتماعی میشوند، در معرض خطر عقبماندگی ذهنی هستند. در حقیقت بسیاری از صاحب‌نظران اظهار داشتهاند که محیط کم تحریک، اگرچه اصلیترین علت عقبماندگی ذهنی نیست، اما قطعاً یکی از علتهای اصلی آن به شمار میآید. متخصصان گاهی اوقات از اصطلاح ناتوانی ذهنی فرهنگی-خاوادگی که اشاره به فقر محیط اجتماعی در اوایل زندگی کودک دارد، استفاده میکنند (کمیته اصطلاحشناسی و انجمن عقبماندگی ذهنی آمریکا، ۲۰۱۰؛ امرسون[۱۰۸]، ۲۰۱۰).
۲-۱-۱۱- رویکردهای کمتوانی ذهنی
به منظور درک روشنتر از گوناگونی افراد کمتوان ذهنی و پاسخگویی به نیازهای آنها این افراد از طریق چهار رویکرد که در زیر شرح خواهیم داد، مورد بررسی قرار میگیرند. به طور کلی عقبماندگی ذهنی کمتر شدید نمیتواند فقط یک علت خاص داشته باشد. انجمن کمتوانی ذهنی و رشدی در سال ۲۰۱۰، علل احتمالی کمتوانی ذهنی را بر اساس زمان تاثیر یعنی عوامل قبل از تولد و هنگام تولد و بعد از تولد، طبقهبندی کرد.
۲-۱-۱۱-۱- انتظارهای آموزشپذیری
در راستای تشخیص نیازهای گوناگون دانشآموزان با عقبماندگی ذهنی، حوزه آموزش و پرورش نیز سامانهی طبقهبندی خود را به وجود آورده است که این طبقات آموزشی شامل آموزشپذیر[۱۰۹]، تربیتپذیر[۱۱۰] و حمایتپذیر[۱۱۱]، میباشند. این طبقه برای این به وجود آمد که تعیین کند چه کسانی میتوانند از مدرسه بهره ببرند. واژهی آموزشپذیر در برگیرنده این نکته است که کودک میتواند دستکم از عهدهی برخی از مهارت‌های تحصیلی کلاس برآید. بدین معنا که کودک میتواند مهارتهای بنیادی خواندن، نوشتن و حساب کردن را بیاموزد. واژه تربیت‌پذیر نشان میدهد که دانشآموز، آموزشپذیر نیست و فقط میتواند در محیط‌های خارج از مدرسه عادی تربیت شود. واژه حمایتپذیر به این مطلب اشاره دارد که این افراد باید در محیطهای ویژه نگهداری یا مراقبت شوند، پیشفرض این اعتقاد این است که آموزش برای این افراد بیثمر است. هر چند در سالهای اخیر این پیش فرض دیگر وجود ندارد (هاردمن و همکاران، ۲۰۰۲؛ ترجمه علیزاده و همکاران، ۱۳۸۸).
۲-۱-۱۱-۲- شدت آسیب ذهنی
در مورد سطوح شدت کمتوانی ذهنی اختلاف نظر وجود دارد. به طور کلی برای گروهبندی افراد با کمتوانی ذهنی بر اساس رویکرد شدت آسیب ذهنی، چهار سطح از کارکرد هوشی استفاده میشود. (۱) کمتوانی ذهنی خفیف: هوشبهر ۵۰ تا ۷۰، (۲) کمتوانی ذهنی متوسط: هوشبهر ۳۵ تا ۵۰، (۳) کمتوانی ذهنی شدید: هوشبهر ۲۰ تا ۳۵ و (۴) کمتوانی ذهنی عمیق: هوشبهر ۲۵ یا کمتر. این طبقهبندی در جامعه پزشکی از پذیرش گستردهای برخوردار شده است.
۲-۱-۱۱-۳- حوزهی معلولیت

یک مطلب دیگر:   شناسایی جرایم اینترنتی حوزه بانکداری و روشهای پیشگیری از آن- قسمت ۶

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.