پیوند ادبیّات با اقتصاد در آثار سعدی- قسمت ۵۲

پیوند ادبیّات با اقتصاد در آثار سعدی- قسمت ۵۲

۳- عزت و اقتدار اجتماعی: لقمان به پسرش می گوید؛ پسرم به آنچه خداوند برایت مقرر فرموده است قناعت کن تا عیشت صفا یابد و اگر صاحب آن هستی که عزت دنیا را بدست آوری. از آنچه در دست مردم است طمع بُبر. زیرا انبیاء و صدیقین به هر کجا که رسیده اند به خاطر قطع طمع بوده است.
۴- رهایی از دل بستگی ها: هر دل سپردنی به امور مادی در واقع فروختن پاره ای از وجود خویش است.
قناعت بریدن ریشه این دل بستگی ها است که حجاب درون و بیرون می باشند. امام محمدباقر(ع) می فرماید: «چه بد بنده ای است که طمعی دارد اسیر کننده و رغبتی دارد ذلیل کننده» پیامبران الهی برای آنکه اقتدار خود را حفظ و با آسودگی خاطر سخن خدای را بیان کنند. ریشه طمع را در وجود خود سوزانده اند و به تعبیر امیرالمؤمنین علی (ع) «در عین نیازمندی و فقری که چشم ها و گوش ها را می آزارد قناعتی داشته اند که قلب ها و دیدگان را غنا می بخشید». لذا تجمل گرایی و روی آوردن به لوازم غیر ضروری امّا خیره کننده زندگی، راه را برای غفلت، غرور، اسراف، از بین بردن حقوق دیگران و بسیاری از لغزش ها هموار می سازد که اگر آدمی به فضیلت قناعت آراسته گردد از تمامی این آفات دور خواهد ماند.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

۴-۵-۲ کار و پیشه:

 

سعدی از شاعرانی است که در اثر مسافرت به درون و بیرون کشور دستاوردهای قابل توجهی در زمینه های متفاوت زندگی اجتماعی از خود به یادگار گزارده است. این ره توشه یکی از غنی ترین ادبیات آن زمان و شاید جهان باشد.
سعدی می خواهد بگوید که کار ضرورت زندگی اجتماعی است و زندگی اجتماعی بر اساس کار مشخص و قابل توجیه است. کار انسان را تربیت و پرورش می دهد و انسان با تجربه کار را سرمایه تلقی می کند. سعدی حکایت دو برادر را بازگو می کند که یکی از حاصل کار خود روزگار می گذراند و دیگری نزد امیر خدمت کرده و کار راحتی را پیشه کرده است. این دو برادر به ویژه آن که نزد امیر بود به دیگری توصیه می کند که کار سخت را رها کند و به نزد امیر بیاید و زندگی راحتی را پیشه کند و باقیمانده عمر را به عزت در آنجا بماند. امّا برادر چون به کار سخت خو کرده و عزت نفس والا دارد. کار سخت را از دست به سینه نزد امیر ایستادن ترجیح می دهد. او آرزوی خود را که عشق به کار و آزاد زیستن است داشتن استقلال و خود بودن را درست می داند و بندگی را عملی ناپسند به شمار می آورد.
حکایت:
دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و دیگری به زور بازو نان خوردی، باری این توانگر گفت درویش را که چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار کردن برهی. گفت تو چرا کار نکنی تا از مذلّت خدمت رهایی یابی. که خردمندان گفته اند: نان خود خوردن و نشستن به که شمشیر زرّین به خدمت بستن.
به دست آهن تفته کردن خمیر به از دست بر سینه نزد امیر
عمر گران مایه در این صرف شد تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا
ای شکم خیره به نانی بساز تا نکنی پشت به خدمت دو تا
کلیات،۶۷
سعدی تلاش و کوشش را زینتی برای آدمیان می پندارد و از انسان تلاشگر به نیکی یاد می کند. او باور دارد که انسان در اثر تلاش به همه چیز و همه فضیلتها و ارزش های معقول زندگی اجتماعی دست می یابد. و زندگی جاودانی را تدارک می بیند و در دسترس او قرار می گیرد و می گوید:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت
کلیات،۷۸۹
سعدی بر کار کردن و از عمل خویش بهره جستن تأکید می ورزد. در این مفهوم پیداست که او درویشی و از قبل این و آن تغذیه کردن و تأمین شدن را نمی پسندد. او داشتن روحیه بزرگ، جوانمرد و مقاوم بودن را تشویق می نماید و کار کردن برای او مهم بوده است. او در طول سفر دور و درازش کوشیده تا روی پای خود بایستد و به کمک بازوی خود امرار معاش کند و به کسی متکی نشود.
هر که نان از عمل خویش خورد منت از حاتم طائی نبرد
سعی ناکرده به جایی نرسد مزد اگر می طلبی راحت و جان باید گفت
کلیات،۱۰۵
سعدی با اینکه عمر طولانی داشته است سعی کرده به طور مفید از آن استفاده کند. او در مورد استفاده درست از وقت هشدار می دهد و این بیانگر این است که برخلاف گفته عوامانه، فرهنگ کار و وقت شناسی را یک ضرورت می داند و در مورد استفاده از وقت و بهینه ساختن وقت و زمان و توجه به لحظه های مفید عمر نظر داشته و کار نیک کردن را واجب می دانسته است.
ای که پنجاه رفت و در خراجی مگر این پنج روزه دریابی
خجل آن کس که رفت و کار نساخت کوس رحلت زدند و بار نساخت
هر که آمد عمارتی نو ساخت رفت و منزل به دیگری پرداخت
نیک و بد چون همی بیاید مرد خنک آن کس که گوی نیکی برد
کلیات،۳۱
در زمینه کار و تلاش و در یک جا متوقف نشدن، سعدی اندرزها دارد. او در جا زدن را نکوهش می کند. عمری در تلاش بوده و نتیجه این تلاش را به عنوان میراث فرهنگی یک ملت منعکس می کند. او می خواهد همه مردم در این تلاش ملی و عزم عمومی مشارکت کنند و آنی از کار کردن باز نمانند.
مردان به سعی و رنج به جایی رسیده اند تو بی هنر کجا رسی از نقش پروری
عمری که می رود به همه حال جهد کن تا در رضای خالق بی چون به سر بری
سعدی به عنوان مصلحی اجتماعی نقش کار را در سطوح جامعه مشاهده می کند. او کم کاری، کم فروشی، و کلاه سر مردم گذاردن را در زمان خود نوعی دزدی تلقی می کند. سعدی از کار در سطوح مدیران آگاه است و معتقد است که مدیریت باید کار دیده و با تجربه باشد تا بتوان در دنیای پیچیده گام های مطمئن تری برداشت. او در واقع جامعه شناس عصر خویش است و به عمده مسائل اجتماعی و اقتصادی نظر و آگاهی دارد و فردی جهان دیده، صاحب نظر و با بصیرت است و گلستان و بوستان او نگاهی ویژه به کار و تلاش ایرانیان دارد. بطورکلی کار یکی از بخش های اساسی حیات انسانی است. در جوامع اولیه کار بیشتر برای رفع نیاز و و فراهم آوردن ادامه حیات بوده است و در بستر تاریخ دچار تغییرات زیادی از نظر نگرش و تعاریف شده است. کار یگانه وسایل امرار حیات بشری و عامل عمده تکامل اجتماعی است. ستایش از کار، پیشه و پیشه وری یکی از سنن ترقی خواهانه در ادبیات کلاسیک بوده که همواره به آن توجه صورت گرفته است و مایۀ ارزش و شرافت انسان بوده است و در جایی آمده است که ارزش هر کس به مقدار کار اوست. سعدی در کتاب گلستان خود کار کردن را یکی از راه های به دست آوردن استقلال معرفی می کند و می گوید هر کس که کاری کند مزد خود را نیز خواهد گرفت و کسی که کار نمی کند مستحق دریافت مزد نمی گردد چنانکه کار ناکرده را مزد نیاید.
نابرده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

 

عکس مرتبط با اقتصاد

 

۴-۵-۳ بازار و بازرگانی:

 

بنا به نیازها و استراتژی بودن امر بازرگانی در جامعه، از دیرباز این امر مورد توجه حکومت ها و سلاطین ایرانی بوده است. پس از آن که آدمی به زندگی اجتماعی روی آورد. به تدریج دریافت که تقسیم کار تدبیری است که تولید را آسانتر و سریع تر می کند. با تقسیم کار و تخصصی شدن تولید لازم شد که هر تولید کننده آنچه را که بیش از مصرف خود تولید کرده به دیگران بفروشد و در عین حال آنچه را که از تولیدات دیگران نیاز دارد. بخرد. بدین ترتیب، مبادله کالاها و خدمات بین افراد و گروه های اجتماعی متداول شد. شکل و روش مبادله، در طول زمان ثابت نمانده و پیوسته تغییر کرده است. بازرگانی از زمانی ضرورت یافت که تقسیم کار بین آدمیان متداول شد. مثلاً یک کشاورز گندم، و کشاورز دیگری خرما تولید کرد. آنگاه این دو کشاورز، گندم و خرمای مازاد بر مصرف خود را با همدیگر مبادله کردند تا نیازهای خود را آسانتر و بهتر برطرف کنند. در گذشته تولید به روش های دستی و با سرعت کم صورت می گرفت. درنتیجه، حجم تولید معمولاً از نیازهای آدمی کمتر بود و فروش کالای تولید شده، دشواری چندانی نداشت. انقلاب صنعتی در قرن ۱۸ با به خدمت گرفتن ماشین و جایگزین کردن آن به جای نیروی انسانی، تولید را بسیار آسانتر و سریع تر کرد و مشکلات تولید یکی بعد از دیگری از پیش پای آدمی برداشته شد و جوامع صنعتی توانستند بسیاری از کالاها را به هر مقدار که مایل بودند تولید کنند. مشکل اصلی آنها فراهم کردن مواد اولیه و یافتن بازار مناسب برای این کالاها بود و در سالهای اخیر بازرگانی نه تنها رشد زیادی داشته است بلکه دستخوش دگرگونی عظیمی هم شده است. در این بخش برای توضیح بیشتر به تشریح سه واژه بازار، بازرگان و بازرگانی و سپس اهمیت این بخش از نگاه سعدی اشاره خواهد شد.
بازار: در فارسی میانه وازار[۱] با ترکیبهایی چون وازارک (بازاری)، وازرگان (بازرگان)، وازرگانیه (بازرگانی)، وازاربد (رئیس بازار) آمده و در تعریف بازار در واژگان نوین اقتصادی هم بازار اصطلاحاً عبارت از منطقه ای معین، در دست مجموع افرادی خاص است که به تناسب حرفه خویش، عرضه و تقاضایی که در جامعه وجود دارد. به تنهایی و یا گروهی داد و ستد و مبادله کالا می نمایند و یا کالایی را با نرخ معینی به فروش می رسانند.
بازرگانحداقل دو نوع تعریف برای بازرگان وجود دارد. تعریف حقوقی و تعریف فنی. از نظر حقوقی و طبق ماده ۱ قانون تجارت ایران بازرگان کسی است که شغل معمولی خود را معاملات قرار دهد و از لحاظ فنی خرید هر گونه مواد اولیه به قصد تولید کالا و یا خرید هر گونه کالای نیم ساخته به قصد تکمیل و فروش آن شامل می شود.
و بطورکلی وظایف آن در بخش حقوقی ثبت بازرگانی، نگهداری دفاتر قانونی (دفتر روزنامه، کل، دارایی) و گرفتن پروانه از مراجع انتظامی یا شهرداری برای اشتغال به مشاغلی مانند؛ تصدی به عملیات دلالی، حق العمل کاری، عامل فروش بودن، حمل و نقل و برپا کردن هر گونه نمایشگاه می باشد و در بخش فنی و اقتصادی بازرگانان کالا و خدماتی را که محصول فعالیت های تولیدی بنگاهها است به دست خانوارها می رسانند و بهای آن ها را از خانوارها دریافت و به بنگاهها منتقل می سازند.
بازرگانیچرخه فعالیت و خدمات بازرگانان به تولیدکنندگان و مصرف کنندگان را عملیات بازرگانی می گویند که این عملیات به طور غیرمستقیم خدمت به اقتصاد کشور محسوب می شود. زیرا هدف اقتصاد هر کشور چیزی جز تولید، توزیع و مصرف بهتر و بیشتر نیست و بازرگان با انجام عملیات توزیع، به بهتر و بیشتر کردن تولید، توزیع و مصرف مدد می رساند و این فعالیت ها از نظر قلمرو مکانی بر دو نوع می باشد. در بازرگانی داخلی داد و ستد کالاها و خدمات بین ساکنین یک کشور صورت می پذیرد و در بازرگانی خارجی و منطقه ای داد و ستد کالاها و خدمات و نیز نقل و انتقال پولی و مالی بین یک کشور با کشورهای دیگر انجام می گیرد.(وب سایت اتاق بازرگانی ایران ،کتاب بازرگان)
نگاه سعدی به بازرگانروشن است که در عهد سعدی نقش جهانگرد را بازرگانان ایفا می کردند و خود سعدی نیز یک جهانگرد بوده که به دلیل مسافرتهای زیاد با تجار و بازرگانان روابط حسنه ای داشته است لذا بازرگانان و تجار گردشگران جامعه بوده اند. موضوعی که سعدی در آثار خود به آن توجه کرده است. احترام به حقوق بازرگانان و رعایت حقوق آنان است. شاعر این گروه را مایه خیر و برکت و فراوانی مال و ثروت در هر کشوری می داند. از نظر سعدی تنگ کردن میدان فعالیت تجار به معنی تنگدستی و فقر کشاندن مردم کشور است.
و از این رو سعدی به حاکمان هشدار می دهد که حقوق این گروه را ضایع نکنند و برای سهل و آسان کردن فعالیت بازرگانان چاره اندیشی نمایند و می گوید:
شهنشه که بازرگان بخست در خیر بر شهر و لشکر ببست
کی آنجا دگر هوشمندان روند چو آوازۀ رسم بد شنوند
کلیات،۲۱۲
نکو بایدت نام و نیکی قبول نکودار بازرگان و رسول
بزرگان مسافر به جان پرورند که نام نکویی به عالم برند
کلیات،۲۱۳
تبه گردد آن مملکت عنقریب کزو خاطر آزرده آید غریب
غریب آشنا باش و سیّاح دوست که سیاح جلاّب نام نکوست
نکودار ضیف و مسافر عزیز وز آسیبشان بر حذر باش نیز
زبیگانه پرهیز کردن نکوست که دشمن توان بود در زیّ دوست
کلیات،۲۱۳
سعدی در بیت نخست مسئولیت عواقب آزردگی تاجر و گردشگر را متوجه مسئولین جامعه می داند و اعلام می کند اگر شاه یک مملکت بازرگانی را بیازا
رد. در خیر و برکت را بر شهر و لشکر خود بسته است باید راه و رسم پسندیده و مقبولی با بازرگانان دیگر نقاط داشت و با آنها به خوبی رفتار نمود و اشاره ای دقیق به نقش اقتصادی گردشگر و تاجر می نماید. در بیت دوم اشاره به لزوم امنیت و آرامش برای توسعه جهانگرد و تاجر دارد و اذعان می کند که اگر از کشوری آوازۀ رسم بد و عدم رعایت اصول به گوش برسد هیچ هوشمندی به آنجا سفر نمی کند و می گوید اگر خواستار نام نیکو هستی باید بازرگان، فرستاده و سفیر یک کشور را نیک بداری و شرط اینکه نام کشور تو در جهان بلند آوازه شود نیکویی به مسافر و تاجر است.
و در جایی دیگر هشدار می دهد که اگر غریبه ای از کشور تو با خاطری آزرده برگردد. کشورت به زودی تباه و نابود می گردد و کشوری که بیگانان از آن رنجیده دل گردند. دیری نپاید که به تباهی گراید و ویرانی به آنجا راه یابد. و به زیبایی ادامه می دهد جهانگردان و تجار را دوست داشته باشید که آنها سفیران و خبرنگارانی هستند که نام نیکوی شما را در جهان پخش خواهند کرد و همچنین می گوید میهمان و مسافر را گرامی بدار و البته نسبت به آسیب های احتمالی آنان نیز هوشیار و آگاه باشید. در ادامه سعدی می فرماید: در کشوری که امنیت و عدالت قانون وجود نداشته باشد هیچ بازرگان و سرمایه گذار خارجی در آنجا سرمایه گذاری نمی کند. کلیه سرمایه داران داخلی نیز از آن مملکت فرار خواهند کرد.
شنیدند بازرگانان خبر که ظلم است در بوم آن بی هنر
بریدند از آنجا خرید و فروش زراعت نیامد، رعیت بسوخت
چو اقبالش از دوستی سر به تافت به ناکام دشمن برو دست بافت

دیدگاهتان را بنویسید