نوامبر 27, 2020

دانلود مقاله و پایان نامه : کمال گرایی و نارضایتی بدنی

1 min read

3d illustration: A young Golden Crescent moon over the planet earth and a star shed a blessed green light on the world of devout Muslims. Arabian peninsula. middle East.

کمال گرایی را به عنوان تمایل برای تعیین و دنبال کردن معیارهای بسیار بالای غیرواقعی ، علی رغم رخ دادن نتایج زیان آور، (برای مثال دل مشغولی با غذا و وزن و گرسنگی مستمر) تعریف کرده اند (شانران، کوپر، فربورن؛ 2002). افراد کمال گرا کسانی هستند که باور دارند که می توانند و باید عملکرد کاملی داشته باشند و چنانچه عملکرد آنها کمتر از حد کمال گرا باشد باعث نارضایتی آنها می شود (پیچ[1]، 1984، هماچک [2]1978)، بنابراین افراد کمال گرا همواره از عملکرد خود ناراضی اند و همچنین باور دارند که نمی توانند به آنچه خواسته اند برسند. این افراد تمایل به اغراق نتایج منفی از طریق خودکیفردهی دارند (بارو و مور،[3]1983). در دهه 1990 دیدگاه تک بعدی از کمال گرایی توسط مفهوم سازی چند بعدی جایگزین شد. (فروست، مارتن، مهارت و روزنبلت، 1990؛ به نقل از کسین و ون رانسون، [4]2005)، رویکرد چند بعدی به جنبه های سازش یافته و سازش نایافته کمال گرایی توجه می کند.

   کمال گرایی به ندرت در رابطه با نارضایتی بدنی مورد پژوهش قرار گرفته است، اما از آن به عنوان عامل تاثیر گذار بر اختلال خوردن حمایت شده است (استیک 2002، جوینر و همکاران، [5]2000). افراد دارای نارضایتی بدنی در مقایسه به گروه بهنجار کمال گرایی نورتیک تری (برای مثال نگرانی فوق العاده درباره اشتباهات، اضطراب درباره عملکرد) و سطوح مشابهی از کمال گرایی به هنجار رانشان می دهند (اشبی و همکاران، 1998؛ به نقل از کسین، 2005).

مقیاس چند بعدی کمال گرایی سه بعد کمال گرایی را نشان می دهد. کمال گرایی خود محور[6]، کمال گرایی دیگر محور[7]، کمال گرایی جامعه محور[8]. کمال گرایی خود محور و کمال گرایی جامعه محور با نارضایتی بدنی و اختلال های خوردن مرتبط است (راو، ولتر و کای 1995 به نقل از کسین و واتسون 2005) مطالعات نشان داده اند که افراد دارای نارضایتی بدنی معیارهای شخصی غیرواقعی برای خودشان تعیین می کنند و معتقدند که دیگران آنها را با خشونت ارزیابی می کنند و تقاضاهای فوق العاده ای برای رسیدن به کمال دارند (هویت، فلت[9]، 1991؛ به نقل از کسین و ون رانسون 2005). پژوهش های محدودی رابطه بین کمال گرایی خود محور و انگیزش برای ماهیچه ای بودن در مردان تایید کرده اند (باردون – کان، کاس و فورد[10]، 2008؛ دیویس، کاروینن و مک کریری، [11]2005).

در اینجا منظور بعد بین فردی کمال گرایی است که احساسات را منعکس می کند که دیگران به طور افراطی انتظارات بالایی از فرد دارند. این نگرش کمال گرایانه ممکن است شامل این احساس باشد که فرد نمی تواند آرمان های ظاهری اجتماعی – فرهنگی را به دست آورد (برای مثال انتظارات رسانه ها، همسالان و والدین برای آن چیزی که بدن شخص باید مشابه آن باشد که بدست آودنش بسیار مشکل است). جوینر، هیترتون، رود و اشمیت[12](1997)

 

یک مطلب دیگر:   دانلود پایان نامه با موضوعمهارت های مربوط به سلامت جسمانی / حفظ سلامتی

2-2-2-2-3-2-درونی سازی لاغری

بسیاری از نظریه پردازان افزایش اختلال های تغذیه در سال های اخیر را ناشی از تاکید برلاغری و ارزنده سازی آن در جوامع غربی می دانند (آبرامسن و والن،1991؛ مک گیبون و همکاران،1991؛ به نقل از دادستان،1382). استانداردهای غربی جاذبه زنانه در خلال تاریخ تغییر کرده اند و در حال حاضر برای هیکل های باریک و ظریف مزیت قائل اند بازخوردهای مختلف گروه های فرهنگی- اقتصادی و اقلیتها نسبت به لاغری، تفاوتهای فرهنگی چشمگیر در قلمرو اختلال های تغذیه را تبیین می کند (روزن و همکاران،1991؛ به نقل از دادستان). در دهه های اخیر، زنان سفید پوست طبقه مرفه اقتصادی- اجتماعی آمریکا، بیش از افراد طبقه غیر مرفه نسبت به مساله لاغری و رژیم غذایی توجه دارند (مارگو، 1985؛ به نقل از دادستان) و اختلال های تغذیه ای نیز در آن ها بیشتر است. اما چند سالی است که تاکید بر لاغری و رژیم غذایی مورد توجه همه طبقات و اقلیت های نژادی قرار گرفته و در نتیجه فراوانی اختلال های تغذیه از افزایش چشم گیری برخوردار شده است(روزن و همکاران). تفاوت فراوان اختلالهای تغذیه در زنان و مردان را نیز می توان با توجه به مسائل فرهنگی توجیه کرد. تاریخ نشان می دهد که جوامع مختلف همواره برای وضع ظاهری زنان اهمیت بیشتری قائل بوده اند و همین امر موجب شده تا زنان توجه بیشتری نسبت به لاغری نشان دهند و تمایل بیشتری به حفظ یک رژیم غذایی داشته باشند و در نتیجه، آسیب پذیری افزون تری را در برابر اختلال های تغذیه نشان دهند (رند و کولدو،1991،سوارتز،1985؛ به نقل از دادستان). ذکر این نکته نیز جالب است که تاکید بیشتر مردان بر لاغری و رژیم غذایی در سال های اخیر، با افزایش اختلال های تغذیه درآنان مطابقت داشته است (سلیگمن و همکاران،1994;بوتزین و آکوسلا،1988؛ به نقل از دادستان). جوامع غربی نه تنها لاغری را ارج می نهند بلکه نسبت به افراد فربه، جوی توام با تعصب و خصومت را ایجاد می کنند، تحقیقات نشان می دهند که تعصب علیه افراد فربه دارای ریشه های عمیقی است. در یک تحقیق به زنانی که انتظار فرزندی را داشتند، تصاویر یک کودک چاق و یک کودک متوسط ظریف را نشان دادند و از آن ها خواستند تا درباره این تصاویر، نظر خود را بیان کنند، آزمودنیها، کودک متوسط ظریف را دوست داشتنی تر، فعال تر، باهوش تر و مهربان تر از کودک دیگر، توصیف کردند (زلنر و همکاران،1989). فیشر و همکاران(1991). در پژوهشی از دانشجویان دانشگاه خواستند تا پس از بررسی مشخصات متقاضیان کار، نظر خود را نسبت به داوطلبان ابراز کنند، نتایج نشان داد که آن ها متقاضیان لاغر را بیش از متقاضیان فربه توصیف کرده بودند در حالی که دیگر شرایط متقاضیان کاملا یکسان بود.

یک مطلب دیگر:   پایان نامهدیدگاههای مختلف در مورد سلامت روانی

تبلیغات در مورد زیانهای چاقی و اعلام خطر پزشکان درباره پیامدهای آن نیز در طرز تلقی افراد جامعه بسیار موثر است. در حالی که به رغم مضر بودن چاقی مفرط، به نظر نمی رسد که چاقی متوسط به سلامتی افراد آسیبی برساند. هم چنین بر خلاف ادعای بسیاری از روانشناسان، پژوهشگران نتوانسته اند ثابت کنند که اختلالهای روانی در افراد فربه بیش از افرادی است که وزن بهنجار دارند (گارنر و همکاران،1976؛ به نقل از دادستان)، با این حال، چنین دیدگاه های افراطی درباره خطرهای چاقی به ارزنده سازی لاغری و افزایش تعصب نسبت به آن منتهی شده اند و در چهارچوب مجموعه این فشارهای اجتماعی، جوی به وجود آمده که گرایش به لاغری و ترس از چاقی را در افراد ایجادکرده و احتمال گسترش اختلال های تغذیه را افزایش داده است (دادستان،1382).

 

2-2-2-2-3-3- خودشی انگاری

نظریه های فمینیستی بر نقشی که هنجارهای فرهنگی و انتظارات جنسیتی [13]در شکل گیری تصویر بدنی بازی می کنند، تاکید می ورزند (پولیوی و هرمن، 2004؛ گیلبرت و
تامپسون، [14]1996؛ به نقل از سیرز، 2007). تاثیر این متغیرها به ویژه بر زندگی دختران و زنان جوان که در حال ساختن و بازسازی و رشد هویت هستند و از طرفی رشد فیزیکی – جنسی را تجربه می کنند بیشتر است (بومبری، 1997؛ تورن و لوریا، 1999؛ به نقل از سیرز، 2007). یکی از نظریه های خاص فمینیستی که نارضایتی بدنی را در بافتار فرهنگی می بیند نظریه شی انگاری است. فردریکسون و روبرتس [15](1997) نظریه شی انگاری را به عنوان تبیینی برای نارضایتی تصویر بدنی و اهمیت ظاهر برای زنان مطرح کردند، آنها مدعی شدند که زنان و دختران براساس معیارهای اجتماعی می آموزند که خودشان را بر مبنای ظاهر فیزیکی شان ارزیابی کنند، معیارهایی که دیگران برای قضاوت برای آنها به کار می بندند، بر مبنای این نظریه بعضی از تاثیرات اجتماعی – فرهنگی زنان را به سمت شی انگاری سوق می دهند. آرمان های اجتماعی که به اهمیت ظاهر زنانه توجه می کنند و این تمایل در فرهنگ غربی که زن باید به عنوان یک شی [16]در نظر گرفته شود نه به عنوان یک وسیله کارکردی [17](استرلان، مهافی و تیگمن، [18]2003؛ به نقل از هافشیر، [19]2003) نمونه هایی از این تاثیرات محسوب می شوند.

 

 

[1]. Pach
پایان نامه
[2]. Hamachek

[3]. Barrow & Moore

[4]. Cassin & Von Ranson

[5]. Joiner, Katz & Heatherton

[6] Self – Oriented Perfectionism

[7] Other-Oriented Perfectionism

[8] Socially Prescribed Perfectionism

[9]. Hewitt & Flett

[10]. Bardone – Con, Cass & Ford

[11]. Davis, Karvinen & McCreary

[12]. Joiner, Heatherton, Rudd &  Schmidt

[13]. Gendered Expectation

[14]. Gilbert & Tompson

[15]. Fredrickson & Robert

[16] .Object

[17]. functioning  instrument

[18] .Strelan, Meheffey &Tiggemnaa.

[19]. Hofeshire

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.